Leggi Libro 4 Sezione 117 ← precedente · successivo →

بخش ۱۱۷ - مثال دیگر هم درین معنی

Un altro esempio con lo stesso significato

  1. M4:3047 هست بازیهای آن شیر علممخبری از بادهای مکتتم
  2. M4:3048 گر نبودی جنبش آن بادهاشیر مرده کی بجستی در هوا
  3. M4:3049 زان شناسی باد را گر آن صباستیا دبورست این بیان آن خفاست
  4. M4:3050 این بدن مانند آن شیر علمفکر می‌جنباند او را دم به دم
  5. M4:3051 فکر کان از مشرق آید آن صباستوآنک از مغرب دبور با وباست
  6. M4:3052 مشرق این باد فکرت دیگرستمغرب این باد فکرت زان سرست
  7. M4:3053 مه جمادست و بود شرقش جمادجان جان جان بود شرق فؤاد
  8. M4:3054 شرق خورشیدی که شد باطن‌فروزقشر و عکس آن بود خورشید روز
  9. M4:3055 زآنک چون مرده بود تن بی‌لهبپیش او نه روز بنماید نه شب
  10. M4:3056 ور نباشد آن چو این باشد تمامبی‌شب و بی روز دارد انتظام
  11. M4:3057 هم‌چنانک چشم می‌بیند به خواببی‌مه و خورشید ماه و آفتاب
  12. M4:3058 نوم ما چون شد اخ الموت ای فلانزین برادر آن برادر را بدان
  13. M4:3059 ور بگویندت که هست آن فرع اینمشنو آن را ای مقلد بی‌یقین
  14. M4:3060 می‌بیند خواب جانت وصف حالکه به بیداری نبینی بیست سال
  15. M4:3061 در پی تعبیر آن تو عمرهامی‌دوی سوی شهان با دها
  16. M4:3062 که بگو آن خواب را تعبیر چیستفرع گفتن این چنین سر را سگیست
  17. M4:3063 خواب عامست این و خود خواب خواصباشد اصل اجتبا و اختصاص
  18. M4:3064 پیل باید تا چو خسپد او ستانخواب بیند خطهٔ هندوستان
  19. M4:3065 خر نبیند هیچ هندستان به خوابخر ز هندستان نکردست اغتراب
  20. M4:3066 جان هم‌چون پیل باید نیک زفتتا به خواب او هند داند رفت تفت
  21. M4:3067 ذکر هندستان کند پیل از طلبپس مصور گردد آن ذکرش به شب
  22. M4:3068 اذکروا الله کار هر اوباش نیستارجعی بر پای هر قلاش نیست
  23. M4:3069 لیک تو آیس مشو هم پیل باشور نه پیلی در پی تبدیل باش
  24. M4:3070 کیمیاسازان گردون را ببینبشنو از میناگران هر دم طنین
  25. M4:3071 نقش‌بندانند در جو فلککارسازانند بهر لی و لک
  26. M4:3072 گر نبینی خلق مشکین جیب رابنگر ای شب‌کور این آسیب را
  27. M4:3073 هر دم آسیبست بر ادراک تونبت نو نو رسته بین از خاک تو
  28. M4:3074 زین بد ابراهیم ادهم دیده خواببسط هندستان دل را بی‌حجاب
  29. M4:3075 لاجرم زنجیرها را بر دریدمملکت بر هم زد و شد ناپدید
  30. M4:3076 آن نشان دید هندستان بودکه جهد از خواب و دیوانه شود
  31. M4:3077 می‌فشاند خاک بر تدبیرهامی‌دراند حلقهٔ زنجیرها
  32. M4:3078 آنچنان که گفت پیغامبر ز نورکه نشانش آن بود اندر صدور
  33. M4:3079 که تجافی آرد از دار الغرورهم انابت آرد از دار السرور
  34. M4:3080 بهر شرح این حدیث مصطفیداستانی بشنو ای یار صفا