Leggi› Libro 6› Sezione 48 ← precedente · successivo →
بخش ۴۸ - طیره شدن قاضی از سیلی درویش و سرزنش کردن صوفی قاضی را
Il qadi si arrabbiò per lo schiaffo del derviscio, e il sufi rimproverò il qadi
- M6:1567 گشت قاضی طیره صوفی گفت هیحکم تو عدلست لاشک نیست غی
- M6:1568 آنچ نپسندی به خود ای شیخ دینچون پسندی بر برادر ای امین
- M6:1569 این ندانی که می من چه کنیهم در آن چه عاقبت خود افکنی
- M6:1570 من حفر بئرا نخواندی از خبرآنچ خواندی کن عمل جان پدر
- M6:1571 این یکی حکمت چنین بد در قضاکه ترا آورد سیلی بر قفا
- M6:1572 وای بر احکام دیگرهای توتا چه آرد بر سر و بر پای تو
- M6:1573 ظالمی را رحم آری از کرمکه برای نفقه بادت سه درم
- M6:1574 دست ظالم را ببر چه جای آنکه بدست او نهی حکم و عنان
- M6:1575 تو بدان بز مانی ای مجهولدادکه نژاد گرگ را او شیر داد