読む 巻 6 『アル=ムワッタド・アル=カリーム』全巻 対句 10

M6:10 — نوح نهصد سال دعوت می‌نمود / دم به دم انکار قومش می‌فزود

نوح نهصد سال دعوت می‌نموددم به دم انکار قومش می‌فزود
✦ このベイトを日本語でレンダリング

M6:10

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 彼のマスナヴィに関する講演の録音から

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: نوح برای نُهصد سال به دعوت قومش می‌پرداخت، و انکار قومش دم به دم رو به فزونی می‌گذاشت. معنا: این بیت به پایداری حضرت نوح در برابر قومش اشاره دارد که با وجود نُهصد سال دعوت پیوسته، انکار آنان لحظه به لحظه بیشتر می‌شد. مولانا این داستان را برای تأکید بر استقامت در ابلاغ حقیقت، صرف‌نظر از واکنش مخاطب، به کار می‌برد.

شرح

این بیت از تمثیل استوارِ پیامبران بهره می‌گیرد تا یک نکتهٔ عمیقِ عرفانی و معرفت‌شناسانه را به ما بیاموزد. من بارها بر این تأکید کرده‌ام که در کلام مولانا، رسالتِ «گفتن» و «پیام‌رسانی» یک امر ازلی و ابدی است که به واکنشِ مخاطب گره نخورده است. همان‌گونه که نوح پیامبر، نُهصد سال دعوت خود را استمرار بخشید و هر لحظه بر انکار قومش افزوده می‌شد، اما او از گفتن بازنایستاد و در غار خاموشی نَخزید. این یک دستور الهی است: «دعوت وارد است از کردگار». این وظیفهٔ الهی است که حقایق و اسرار به جهان ابلاغ شوند، فارغ از اینکه چه کسی آن‌ها را می‌پذیرد و چه کسی رد می‌کند.

مولانا در ادامه این نکته را با تمثیلِ درخشانی از ماه و سگ تکمیل می‌کند: «مه فشاند نور و سگ غو غو کند / هر کسی بر خلقت خود می‌تند». این ماه را برای نورافشانی آفریده‌اند و سگ را برای سگی‌کردن، که یکی از نشانه‌هایش همین بانگ‌زدن است. پس ماه، به خاطر غوغای سگان، از سیر و تابش خود بازنمی‌ایستد. ماه نور می‌فشاند، بی‌اعتنا به بانگ سگان. این یک توازن اضداد است که در هستی برقرار است. نه می‌توان سگ‌ها را از عالم حذف کرد و نه می‌توان از ماه خواست که نور نتاباند. هر کسی و هر چیزی، مطابق «خلقت» و جوهر وجودیِ خود عمل می‌کند. وظیفهٔ یک عارف یا یک پیامبر نیز همین است؛ طبق گوهر وجودی خود، که از دریای معرفت و عشق آب خورده، باید سخن بگوید و راز بگشاید.

این سخن مولانا در واقع دفاعی است از موضع خود او. او می‌داند که «راز جز با رازدان انباز نیست / راز اندر گوش منکر راز نیست». یعنی ممکن است سخن او (مثنوی) را بسیاری نپذیرند یا نفهمند، کما اینکه پاره‌ای از حرف‌های بزرگان، به نظر ساده و تهی می‌آید. اما این مانع از گفتن و پرده برداشتن از اسرار نمی‌شود. کسی که «رازدان» نیست، آن راز را حتی اگر شنید، به چشم حرف‌های معمولی خواهد دید. این همان نکتهٔ کلیدی است که مولانا از ابتدای مثنوی بر آن تأکید دارد: «بشنو این نی چون شکایت می‌کند / از جدایی‌ها حکایت می‌کند». آن نی، شکایت‌کننده نیست، بلکه حکایت‌کننده است؛ و وظیفهٔ حکایت کردن، چون وظیفهٔ نوح در دعوت، امری ذاتی و الهی است. پس، نگرانِ انکارِ منکران یا کج‌فهمیِ نااهلان نباید بود، بل باید به وظیفهٔ اصلیِ خود، یعنی ابلاغِ حقیقت و نور، عمل کرد.

نکات کلیدی

  • وظیفهٔ ابلاغ حقیقت، امری الهی و ذاتی است که به پذیرش یا انکار مخاطب وابسته نیست.
  • همانند ماه که بی‌اعتنا به بانگ سگ نور می‌افشاند، عارف نیز طبق طبیعت خود حقیقت را بیان می‌کند.
  • وجود اضداد و منکران بخشی از نظام هستی است و نباید مانع از ابلاغ حق شود.
  • رازها تنها بر جان‌های رازدان آشکار می‌شوند؛ گوش نااهل، حقیقت را نمی‌شنود.
  • پایداری در مسیر الهی، حتی در مواجهه با شدیدترین انکارها، سنت پیامبران است.

Sources: d6-s01 · 00:45:03 d6-s01 · 00:47:25

به زبانِ تو — あなたの言語 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.