読む 巻 6 富を求める貧しい者が、勤労を介さずに(富を得ようとする)物語の続き 対句 1873

M6:1873 — پس برون آیند آن شیران ز مرج / بی‌حجابی حق نماید دخل و خرج

پس برون آیند آن شیران ز مرجبی‌حجابی حق نماید دخل و خرج
✦ このベイトを日本語でレンダリング

M6:1873

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 彼のマスナヴィに関する講演の録音から

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنگاه آن شیرانِ وحدت از بیشه برون آیند؛ آن روز حق بی‌هیچ حجابی خود متصدی دخل و خرج و تدبیر عالم می‌شود. معنا: در زمان ظهور حقیقت و غلبهٔ وحدت بر کثرت، عارفان الهی آشکار می‌شوند و خداوند بی‌واسطه و آشکارا امور عالم را تدبیر می‌کند.

شرح

مولانا در این بیت، تصویری بلند و شورانگیز از پایان دوران کثرت و ظهور وحدت پیش روی ما می‌نهد. برای درک آن باید به درکی که او از جهان کنونی دارد، بازگردیم. این جهان، به تعبیر مولانا، "عالم کثرت" است، جایی که "نوبت صد رنگی و صد دلی است." اینجا میدان جولان "گرگان" و "سگان" است، جایی که "یوسف زیر چاه" است و "فرعون شاه." این جهانی آشفته و "شلوغ پلوغ" است که در آن هر کس به خود رها شده و "این اونو بدرد، اون این را بدرد." این کثرت و چندرنگی، خواه در "ملل صد رنگ ریس" باشد یا در "پیس‌گاوان"، نماد وضعیت فعلی هستی است که در آن حقیقت در پس حجاب‌ها پنهان است.

اما این وضعیت پایدار نیست. مولانا از "درون بیشه شیران منتظر" سخن می‌گوید. این "شیران"، همان "حاملان وحدت" و "عارفان الهی" هستند، "اولیاء خداوند" و "پاسبانان امر الهی" که در انتظار فرمان "تعالوا" نشسته‌اند. این فرمان الهی، ندای برخاستن و ظهور است. با صدور این امر، این شیران از "مرج"، یعنی مرغزار و بیشه‌زار کثرت، برون می‌آیند. این خروج، نقطه عطفی است که در آن "بی‌حجابی حق نماید دخل و خرج." دیگر پرده‌ای در میان نیست؛ خداوند، یعنی حقیقت مطلق، از "کسوف" خارج می‌شود و "خورشید الوهیت بر تاریخ و بر روزگار می‌تابد." دیگر تدبیر امور از طریق واسطه‌ها و حجاب‌ها نیست؛ خود حق، بی‌واسطه، "وارد بازار می‌شود و دخل و خرج می‌کند."

نکتهٔ بدیع و عمیق این بیت در پیوند این ظهور با "جوهر انسان" است. مولانا می‌فرماید: "جوهر انسان بگیرد بر و بحر." این "انسان"، انسان متعارف نیست؛ این "انسان کامل" است که عارفان او را "کون جامع" و مظهر تمام اوصاف الهی می‌دانند. زمانی که "آفتاب وحدت" طلوع می‌کند و "کثرت‌ها را محو" و محکوم به زوال می‌کند، "جوهر انسان" بر تمام آسمان و زمین چیره می‌شود. گویی که برترین خلق خدا، انسان کامل، بر صدر و عرش هستی می‌نشیند و همه عالم "انسانی" و به تبع آن "الهی" می‌شود. این دیدگاه عارفان را بازتاب می‌دهد که انسان بر "صورت خدا" ساخته شده و تنها موجودی است که تمامی اوصاف جلال و جمال الهی در او تجلی یافته است.

در این روز، "پیس‌گاوان بسملان آن روز نحر." "پیس‌گاوان"، نماد کثرت‌فروشان و حاملان کثرت هستند که در این رستاخیز وحدت، "بسمل" می‌شوند؛ یعنی کشته و ذبح می‌گردند. این یک "رستاخیز سهمناک" است، "عید" برای مؤمنانِ وحدت‌طلب و "هلاک" برای گرگان کثرت. این ظهور بی‌حجاب حق و غلبهٔ انسان کامل، نشانگر اوج اتحاد و یگانگی در هستی است که مولانا آن را در این بیت با تصویرسازی بی‌نظیری به ما نشان می‌دهد.

نکات کلیدی

  • جهان کنونی عالم کثرت و آشفتگی است که در آن حقیقت مستور و امور در پرده است.
  • عارفان و حاملان وحدت (شیران) منتظر فرمان الهی برای ظهور و غلبه بر کثرت هستند.
  • هنگام ظهور، خداوند بی‌هیچ حجابی، خود آشکارا متصدی تمامی امور هستی می‌شود و هیچ واسطه‌ای در میان نیست.
  • جوهر انسان کامل، یعنی انسانیت به کمال رسیده، بر تمام ابعاد هستی (خشکی و دریا) چیره و حاکم می‌شود و عالم انسانی و الهی می‌گردد.
  • این واقعه، رستاخیزی عظیم است که به نابودی و اضمحلال تمامی اشکال کثرت (پیس‌گاوان) منجر می‌شود و وحدت مطلق حاکم می‌گردد.

Sources: d6-s41 · 06:34:34 d6-s41 · 07:16:36 d6-s42 · 17:25:00

به زبانِ تو — あなたの言語 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.