読む 巻 6 テルメドのサイイド王が布告を出す。「三日か四日のうちにサマルカンドへ行く者には、重要な仕事のために、ローブ、馬、奴隷、女奴隷、そして多くの黄金を与える」と。この布告を村で聞いた道化が、王のもとへ早馬でやってきて「私はどうしても行けません」と言う 対句 2588

M6:2588 — تا از آن رخنه برون ناید بلا / غیر آن رخنه بسی دارد قضا

تا از آن رخنه برون ناید بلاغیر آن رخنه بسی دارد قضا
✦ このベイトを日本語でレンダリング

M6:2588

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 彼のマスナヴィに関する講演の録音から

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تا مبادا بلایی از آن یک رخنه بیرون آید، قضا و تقدیر الهی رخنه‌های بسیاری غیر از آن رخنه دارد. معنا: این بیت هشداری است که بستن یک راهِ بلا با خشونت و ستم، راهی برای رخداد بلاهای دیگر می‌گشاید، زیرا تقدیر الهی از جهات مختلف بلا می‌فرستد.

شرح

در این بیت، مولانا از زبان یک دلقک یا درویش، خطاب به حاکمی ستمگر، نکته‌ای عمیق و حکیمانه را گوشزد می‌کند. حاکم به گمان اینکه این درویش، منشأ بلایی‌ست و برای دفع خطر، او را شکنجه می‌دهد تا «رخنه»ای را شناسایی و مسدود کند. اما درویش به او می‌فهماند که چنین شیوه‌ای راه به خطا می‌برد و نه تنها بلا را دفع نمی‌کند، بلکه اسباب بلایای جدید را فراهم می‌آورد.

من این بیت را در بستر گفت‌وگوهای مولانا دربارهٔ «شتاب در انتقام» و «عدم شتاب در ادب الهی» فهم می‌کنم. آنجا که مولانا تمایز می‌گذارد میان خشمِ برآمده از طبع و «شهوت کاذب» و حکمِ الهی که در آن تعجیل روا نیست. حاکم به دنبال «بستن» یک رخنهٔ ظاهری‌ست، با این تصور ساده‌انگارانه که اگر این یک خطر رفع شود، همه‌چیز به سامان می‌آید. اما جهان و تقدیر آن این‌چنین ساده نیست. در نگاه مولانا، قضا و قدر الهی، شبکه‌ای عظیم از ارتباطات و علل و معلولات است که با بستن یک مجرا از طریق ستم، نه تنها خطر را از میان نمی‌برد، بلکه رخنه‌های متعدد دیگری را خواهد گشود. چرا؟ چون خودِ ستم، منبعی جدید برای بلاست.

من بارها گفته‌ام که «چارهٔ دفع بلا نبود ستم / چاره احسان باشد و عفو و کرم». این دو بیت، تفسیری از همین حقیقت است. شما نمی‌توانید با ظلم و انتقام‌جویی، جهان را از بلا مصون بدارید. این کار، همچون «شهوت کاذب»ی است که آدمی را به عجله در خوردن و انتقام‌گیری وامی‌دارد؛ در حالی که «اشتهای صادق»، صبور و متأنی است. حاکمی که از سر خشم و مستی قدرت، بی‌درنگ دست به مجازات و انتقام می‌برد، از بیم آن است که اگر تأنی کند، خشمش فرونشیند و «ذوق انتقام» را از دست بدهد. تاریخ پُر است از نمونهٔ دیکتاتورهایی که در اوج غضب، فرزندان یا نزدیکان خود را کور کردند یا کشتند و بعدها در هوشیاری، پشیمانی بی‌فایده‌ای به سراغشان آمد.

پس، در حقیقت، درویش به حاکم می‌گوید: تو به گمانِ دفع بلا، بلا را با دست خودت می‌آفرینی. تو با بستن یک رخنه، که شاید اصلاً بلاخیز هم نباشد، تقدیر را برمی‌انگیزی تا از رخنه‌های بیشمار دیگرش بلا بفرستد. این یک درس حکومتداری‌ست؛ درسِ حلم، درسِ پرهیز از ستم و درسِ شناختِ کارکرد تقدیر الهی. جهان چنان پیچیده و درهم‌تنیده است که تنها با احسان و عفو و صدقه می‌توان «بلای جدید» را دفع کرد، نه با «سوختن درویش» و «کور کردن چشم حلم‌اندیش». این بیت، نهایت حکمت در تدبیر امور و نگاهی عمیق به علل و معلولات معنوی است.

نکات کلیدی

  • ستم و بی‌عدالتی، بلای جدید می‌آفریند، حتی اگر با نیت دفع بلای قدیمی انجام شود.
  • با بستن یک رخنهٔ بلا از طریق خشونت، رخنه‌های متعدد دیگری در قضا و تقدیر الهی گشوده می‌شود.
  • شتاب در انتقام، نشانهٔ خشم غریزی و «شهوت کاذب» است، نه حکمتی الهی.
  • راه دفع بلا، ستمگری نیست؛ بلکه احسان، عفو و کرم است.
  • جهان و تقدیر الهی چنان پیچیده است که با اقدامات جبری و یک‌بعدی، نمی‌توان آن را از شر مصون داشت.

Sources: d6-s58 · 01:01:22 d6-s58 · 01:03:06 d6-s58 · 01:08:29 d6-s59 · 00:03:07

به زبانِ تو — あなたの言語 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.