読む 巻 6 テルメドのサイイド王が布告を出す。「三日か四日のうちにサマルカンドへ行く者には、重要な仕事のために、ローブ、馬、奴隷、女奴隷、そして多くの黄金を与える」と。この布告を村で聞いた道化が、王のもとへ早馬でやってきて「私はどうしても行けません」と言う 対句 2621

M6:2621 — در میان صالحان یک اصلحیست / بر سر توقیعش از سلطان صحیست

در میان صالحان یک اصلحیستبر سر توقیعش از سلطان صحیست
✦ このベイトを日本語でレンダリング

M6:2621

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 彼のマスナヴィに関する講演の録音から

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در میان نیکوکاران، یکی هست که نیکوکارتر از همه است؛ فرمان او مُهر تأیید سلطانِ هستی را بر پیشانی دارد. معنا: مولانا می‌گوید در میان انسان‌های صالح، همواره فردی وجود دارد که به اوج صلاح و کمال رسیده است. خواسته‌ها و دعاهای چنین فردی، با اراده و امضای خداوند هم‌سو و قرین اجابت است.

شرح

این بیت، از آن ابیاتی است که عمق نگاه مولانا را به اهمیت حضورِ انسان‌های کامل و راهگشایان روحانی، به‌ویژه در بسترِ جامعه، نشان می‌دهد. پیش از این بیت، مولانا از نهی پیامبر (ص) از رهبانیت و کناره‌گیری از مردم سخن می‌گوید. او تأکید می‌کند که بهره‌گیری از خِرَد و وجود یکدیگر، برای پیشرفت معنوی ضروری است: «تا نگردد فوت این نوع التقاء / کان نظر بخت است و اکسیر بقا». این «التقاء»، این برخوردها و ملاقات‌ها، اکسیر بقا و بخت ماست.

درست پس از این اشاره، مولانا این بیت را می‌آورد تا بگوید چرا «التقاء» و هم‌نشینی اهمیت حیاتی دارد. او می‌فرماید: «در میان صالحان یک اصلحی است». یعنی در میان نیکوکاران و مردمان شایسته، همیشه کسی وجود دارد که نه تنها صالح، بلکه «اصلح» است – صالح‌ترین و شایسته‌ترین. این واژه در زبان عربی، هم معنای تفضیلی (صالح‌تر) دارد و هم معنای عالی (صالح‌ترین)، و در اینجا هر دو معنای عمیقاً به کار می‌آید. این «اصلح» مقامی بالاتر از صرفِ صلاح و تقوا دارد، او کسی است که به مرتبهٔ کمال انسانی نزدیک شده است.

مولانا برای توضیح جایگاه این «اصلح»، از یک تمثیل درباری استفاده می‌کند: «بر سر توقیعش از سلطان صحی است». «توقیع» به فرمانی گفته می‌شد که پادشاه صادر می‌کرد و «صَحّ» (صحیح است) امضایی بود که سلطان در بالای آن می‌نهاد تا آن را تأیید کند. این تصویر به ما می‌گوید که اصلح، کسی است که اراده‌اش، خواسته‌اش، و حتی دعایش، چنان با ارادهٔ سلطانِ هستی (خداوند) یگانه شده که هرچه از او صادر شود، مُهر «صحیح است» و تأیید الهی را بر خود دارد. دعاهای چنین بنده‌ای بی‌درنگ با اجابت قرین می‌شود؛ «کان دعا شد با اجابت مقترن». او کسی است که خواسته‌اش، خواستهٔ خداست، و خواستهٔ خدا خواستهٔ اوست. این نه به معنای جبر، که به معنای نهایت تسلیم و فنا در ارادهٔ حق است.

در نگاه مولانا، این «اصلح» را می‌توان مصداق «انسان کامل» دانست؛ کسی که اگر خدا می‌خواست در این جهان جلوه کند، در قامت او ظاهر می‌شد. به بیان خودم، اینان «خدایان روی زمین‌اند». همنشینی با این اولیا و اصلحان، عملاً همنشینی با خداست؛ چرا که در حضور آنان، ارادهٔ الهی تجلی پیدا می‌کند. این نکته، به شدت بر اهمیت تعامل اجتماعی و دوری از خلوت‌گزینی که در اسلام نکوهیده است، صحه می‌گذارد. به جای آنکه از دنیا و مردم کناره بگیریم، باید در میان مردم بمانیم تا بتوانیم «اصلحان» را بیابیم و از «عقول» و «نظرهای بخت‌خیز» آنان بهره‌مند شویم.

نکات کلیدی

  • در میان صالحان، همواره فردی به مقام «اصلح» می‌رسد که در اوج کمال معنوی قرار دارد.
  • اراده و دعای «اصلح» با ارادهٔ الهی هم‌سو است و با تأیید و اجابت پروردگار قرین می‌شود.
  • تمثیل «توقیع» و «صح» از آداب درباری، بیانگر مشروعیت الهی و تأیید کامل خواسته‌های این انسان والا است.
  • «اصلح» تجلی «انسان کامل» و آیینه‌ای از حضور خداوند در زمین است.
  • حضور در کنار «اصلح» و بهره‌گیری از وجود او، راهی برای همنشینی با خدا و رشد معنوی است.

Sources: d6-s60 · 36:30 d6-s60 · 38:43 d6-s60 · 41:32 d6-s60 · 42:58

به زبانِ تو — あなたの言語 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.