読む 巻 6 この傲慢さは、あのヒンドゥーの奴隷だけのものではなく、神に守られた者を除き、すべての人間があらゆる段階でこのような傲慢に陥っていることの表明。 対句 338

M6:338 — ور به امر حق بخواهی آن رواست / آنچنان خواهش طریق انبیاست

ور به امر حق بخواهی آن رواستآنچنان خواهش طریق انبیاست
✦ このベイトを日本語でレンダリング

M6:338

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 彼のマスナヴィに関する講演の録音から

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: و اگر به فرمان حق چیزی را بخواهی، آن کار روا و درست است؛ زیرا که چنین خواستنی، روش و سنت پیامبران الهی است.

معنا: اگر خواسته‌ای برخاسته از امر و اراده خداوند باشد، کاملاً روا و پسندیده است، چرا که این شیوهٔ درخواست، همان طریق انبیا و اولیاست.

شرح

پیش‌تر گفتم که مولانا، با الهام از کلام پیامبر (ص)، به ما می‌آموزد که اگر می‌خواهیم بهشت را از آنِ خود کنیم، باید از درخواست از دیگران بپرهیزیم. این یک اصل مهم سلوکی‌ست که حتی از طلب‌های روا و برحق از مردم نیز چشم بپوشیم، و در سطحی عمیق‌تر، حتی از خداوند هم در مقام رضا نباید چیزی خواست. اما این بیت یک استثنای بسیار مهم را مطرح می‌کند، استثنایی که باطن آن نه خلافِ اصل، که تأیید و تکمیل آن است: «ور به امر حق بخواهی آن رواست / آنچنان خواهش طریق انبیاست.»

اینجا مولانا توضیح می‌دهد که هرگاه خواستنی از سر امر حق باشد، یعنی خداوند خود به ما فرموده باشد که چیزی را بخواهیم یا کاری را انجام دهیم، دیگر این خواستن نه تنها مذموم نیست، که عین صواب است. راه انبیا، که راهنمایی مردمان به سوی نیکویی و حق بود، در ظاهر نوعی «خواهش» به شمار می‌آمد. آن‌ها مردم را به ایمان و عمل صالح «دعوت» می‌کردند، نه آنکه به زور و اجبار آن‌ها را وادارند. این دعوت، این هدایت، این راهبری، همه اشکالی از همان «خواهش به امر حق» است که طریق خود انبیاست. در حقیقت، پیامبران واسطه امر الهی بودند و «خواستن» از زبان ایشان، خواستنِ حق از خلقت بود، نه طلب شخصی. این یک تفاوت بنیادین دارد با آن خواهش‌هایی که آدمی برای رفع نیازهای شخصی خود یا حتی از سر دلسوزی بشری انجام می‌دهد.

در اینجا مولانا یک نکته عمیق‌تر را نیز پیش می‌کشد، نکته‌ای که در تفکر اشعری نیز ریشه‌ای دارد، هرچند مولانا فراتر از چارچوب مذاهب سخن می‌گوید. او می‌فرماید: «بد نماند چون اشارت کرد دوست / کفر ایمان شد چو کفر از بهر اوست.» یعنی چیزی که در ظاهر ناپسند یا حتی بد جلوه می‌کند، اگر با اشاره و امر خداوند صورت پذیرد، دیگر بد نیست، بلکه نیک می‌شود. این نشان می‌دهد که در مرتبه امر الهی، نیک و بدِ ظاهری جای خود را به حکمت و مصلحت الهی می‌دهد. هر آنچه امر اوست، فراتر از معیارهای ماست و در نهایت به خیر مطلق می‌انجامد، حتی اگر در ابتدا چنین به نظر نرسد.

برای روشن شدن این نکته، مولانا تمثیل صدف را می‌آورد: «زان صدف گر خسته گردد نیز پوست / ده مده که صد هزاران در در اوست.» می‌گوید اگر پوستهٔ صدف آسیب ببیند یا شکسته شود، دل‌سرد نشوید و آن را از خود نرنجانید (ده ندهید)، زیرا در درون همین پوستهٔ آسیب‌دیده، هزاران دُر گران‌بها نهفته است. این تمثیل به زیبایی بیان می‌کند که بسیاری از حوادث ناگوار یا اموری که به ظاهر بد می‌نماید، اگر از جانب حق باشد یا به اذن او صورت پذیرد، در باطن حامل خیرات و برکات عظیمی است که چشم ما از دیدن آن‌ها ناتوان است. این نگاه، انسان را به مقام تسلیم و رضا در برابر مشیت الهی رهنمون می‌شود و او را از داوری‌های سطحی و زودگذر باز می‌دارد.

نکات کلیدی

  • خواستن و طلب کردن از دیگران، حتی برای امور روا، مذموم است؛ مگر آنکه این خواستن به امر مستقیم حق باشد.
  • شیوهٔ درخواست انبیا، دعوت به سوی حق و نیکویی است که در اصل خواستن خداست، نه طلب شخصی.
  • ظاهر بد و ناپسند امور با امر الهی، نیکو و پسندیده می‌شود؛ چراکه هرچه از دوست رسد، خیر مطلق است.
  • حوادث ناگوار یا امور به‌ظاهر بد، اگر از جانب حق باشد، در باطن حامل خیرات و برکات پنهان است.
  • این بیت انسان را به مقام تسلیم و رضا در برابر مشیت الهی رهنمون می‌شود و از داوری‌های سطحی باز می‌دارد.

Sources: d6-s09 · 00:06:25 d6-s09 · 00:07:05 d6-s09 · 00:07:40 d6-s09 · 00:08:20 d6-s09 · 00:09:13

به زبانِ تو — あなたの言語 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.