読む 巻 6 この傲慢さは、あのヒンドゥーの奴隷だけのものではなく、神に守られた者を除き、すべての人間があらゆる段階でこのような傲慢に陥っていることの表明。 対句 346

M6:346 — هم‌چو پروانه ز دور آن نار را / نور دید و بست آن سو بار را

هم‌چو پروانه ز دور آن نار رانور دید و بست آن سو بار را
✦ このベイトを日本語でレンダリング

M6:346

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 彼のマスナヴィに関する講演の録音から

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پروانه مانند، از دور آن آتش را نور پنداشت و به سوی آن بار سفر بست. معنا: این بیت حال کسانی را توصیف می‌کند که در توبه و عهد خود سست‌اند؛ آنان از دور آتش هوس را چون نور می‌پندارند و به سویش می‌روند، اما چون می‌سوزند، بازمی‌گردند و این چرخه تکرار می‌شود.

شرح

این بیت مولانا حال کسانی را شرح می‌دهد که در مسیر سلوک و توبه، هنوز قدمی راسخ و عزمی قاطع ندارند؛ کسانی که در میانه راه مانده‌اند و پیوسته در پیش رفتن و پس رفتن‌اند. پروانه در اینجا نمادی از انسان‌های بی‌ثبات است که پیوسته در رفت و آمد میان میل و توبه، یا گناه و پشیمانی‌اند و وقتی به عمل و نتیجه نظر می‌کنی، گویی سر جای خودشان ایستاده‌اند. این افراد آتش هوس یا لذت زودگذر را از دور نوری می‌بینند که وعده روشنایی و آرامش می‌دهد. این تصور از دور است، پیش از آنکه به حقیقت امر آگاه شوند. به همین دلیل، تصمیم می‌گیرند، گویی «بار سفر می‌بندند» و با شوق و گمان سود به سوی آن می‌روند و رحیل را آغاز می‌کنند. اما چون نزدیک می‌شوند، پرشان می‌سوزد و با تلخی و ندامت بازمی‌گردند و «ملح می‌ریزند»؛ یعنی مثل کودکان گریه و زاری می‌کنند. مولانا در اینجا به باور قدما اشاره می‌کند که پروانه حافظه ندارد؛ از این رو، پس از مدتی سوزش و درد را فراموش می‌کند و دوباره نسیان و طمع او را به سوی همان آتش می‌کشاند. این «ده دادن» یا طرد کردن آتش که در بیت‌های بعدی می‌آید، یعنی پس زدن و تخفیف کردن آن، تنها پس از سوختن و چشیدن تلخیِ نتیجه اتفاق می‌افتد، نه از روی بصیرت و پیش‌بینی. این نسیان و غفلت است که آدمی را دوباره و سه باره به کام آتش می‌کشاند و هر بار تجربه تلخ گذشته به فراموشی سپرده می‌شود. این چرخه اسف‌بار، نشان از عدم بلوغ و پختگی در سلوک دارد. البته جا دارد اینجا اشاره کنم که زیست‌شناسان رفتار پروانه در رفتن به سوی آتش را از منظر تکاملی، پدیده‌ای «ضد بقا» می‌دانند و برای آن کوشیده‌اند که توجیهاتی بیابند؛ زیرا آنچه در تکامل رخ می‌دهد، عمدتاً در جهت ابقا و بقای اصلح است. اما مولانا، این پدیده را دستمایه‌ای برای توصیف یک واقعیت روان‌شناختی و سلوکی در انسان قرار می‌دهد؛ اینکه چگونه نسیان و حرص، ما را بارها به سمت آنچه می‌دانیم زیان‌بار است، سوق می‌دهد و مانع از حرکت قاطع و رو به جلو در مسیر معنویت می‌شود. این حال بر خلاف عاشقان واقعی است که آتش عشق الهی را از ابتدا سوزنده می‌یابند و با آگاهی و دل‌سوخته به آن نزدیک می‌شوند.

نکات کلیدی

  • عدم قاطعیت در سیر و سلوک معنوی، انسان را در چرخه‌ای از پیشرفت و پسرفت گرفتار می‌کند.
  • پروانه نمادی از انسان بی‌حافظه‌ای است که با وجود تجربه سوختن، بازهم فریب ظاهر جذاب آتش هوس را می‌خورد.
  • تشخیص «نور» از «نار» نیازمند بصیرت است؛ در غیر این صورت، از دور، آتش هوس‌انگیز چون روشنایی جلوه می‌کند.
  • «ده دادن» یا طرد کردن یک میل، زمانی بی‌ارزش است که پس از تجربه تلخ سوختن و نه از سر آگاهی و اراده باشد.
  • نسیان (فراموشی) و حرص (طمع) دو عامل کلیدی هستند که انسان را به تکرار خطاهای گذشته وا می‌دارند.
  • برخلاف عشق حقیقی که با آگاهی از سوزندگی همراه است، این مسیر تکراری از عدم بلوغ و غفلت نشئت می‌گیرد.

Sources: d6-s09 · 00:09:13 d6-s09 · 00:10:17 d6-s09 · 00:11:22

به زبانِ تو — あなたの言語 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.