読む 巻 6 スルタンの息子たちが、「人間は禁じられたものに貪欲である」という戒めのために、父のすべての遺言と忠告を踏みにじり、禁じられた城へと向かい、災難の井戸に落ちたこと。彼らの責める魂は「警告者はあなた方に来なかったのか」と言い、彼らは泣きながら後悔して言った。「もし私たちが聞いていたか、理解していたならば、私たちは燃え盛る地獄の住人ではなかっただろう」 対句 3734

M6:3734 — مدرسه و تعلیق و صورت‌های وی / چون به دانش متصل شد گشت طی

مدرسه و تعلیق و صورت‌های ویچون به دانش متصل شد گشت طی
✦ このベイトを日本語でレンダリング

M6:3734

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 彼のマスナヴィに関する講演の録音から

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: مدرسه و حاشیه‌نویسی‌ها و صورت‌های مرتبط با آن‌ها، چون به دانش (که بی‌صورت است) پیوند خوردند، کنار گذاشته شدند (و کارشان به پایان رسید). معنا: ابزار و اشکال ظاهری مانند مدرسه و حاشیه‌نویسی، تنها وسیله‌ای برای رسیدن به دانایی بی‌صورت‌اند؛ وقتی دانایی حاصل شد، آن صورت‌ها دیگر ضرورتی ندارند و کنار می‌روند.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات پیش و پس از آن، در کار تفکیک میان «صورت» و «بی‌صورت» است و می‌کوشد نسبت آن دو را روشن کند. در نظام هستی‌شناسی مولوی، صورت‌ها همه بنده بی‌صورت‌اند؛ هم از بی‌صورت می‌آیند و هم به بی‌صورت باز می‌گردند. این یک قاعدهٔ کلی است که در سراسر مثنوی و حتی دیوان شمس بسط پیدا می‌کند.

در این بیت، مولانا «مدرسه» و «تعلیقات» (یا حاشیه‌نویسی‌ها) را مثال می‌زند. مدرسه با آن ساختمان و لوازم ظاهری‌اش—اتاق‌ها، میزها، و هر آنچه دیده می‌شود—یک «صورت» است. تعلیقات و پانویس‌ها نیز که برای روشن‌گری و شرح متون نوشته می‌شوند، همگی «صورت» دارند. این‌ها همه اشکال و ابزاری ظاهری هستند که برای مقصودی والاتر پدید آمده‌اند. آن مقصود والاتر چیست؟ «دانش» یا «دانایی».

دانایی به خودی خود صورتی ندارد. شما نمی‌توانید دانش را نقاشی کنید یا با حواس پنج‌گانه آن را ادراک کنید. دانش یک امر «بی‌صورت» است، یک کیفیت درونی و معنوی که با چشم و گوش و لمس دریافت نمی‌شود. مولانا می‌گوید تمام این صورت‌ها—مدرسه، تعلیق، استاد و کتاب—برای همین‌اند که شما را به آن بی‌صورت برسانند. "چون به دانش متصل شد گشت طی" یعنی وقتی به آن دانایی دست یافتید، دیگر آن صورت‌ها کار خود را کرده‌اند و می‌توانند "طی" شوند. طی شدن به معنای کنار گذاشته شدن و از میان رفتن است، چرا که دیگر نیازی به آن‌ها نیست. این همانند نردبانی است که پس از رسیدن به پشت‌بام، آن را برمی‌چینند؛ نردبان از ابتدا برای ماندن در حیاط ساخته نشده بود، بلکه برای صعود بود.

این حرکت از صورت به بی‌صورت، یک اصل محوری در نگاه مولاناست که تنها به وادی دانش محدود نمی‌شود. لذت حاصل از همبستری (که خود بی‌صورت است) از صورتِ مواقعه حاصل می‌شود؛ قوت و انرژی (بی‌صورت) از صورت نان و نمک پدید می‌آید؛ و پیروزی (بی‌صورت) نتیجهٔ صورت شمشیر و سپر در جنگ است. از نظر مولانا، بزرگ‌ترین مغالطهٔ ذهنی و فلسفی، ماندن در حد صورت‌هاست. کسانی که هستی را تنها در ماده و طبیعت خلاصه می‌کنند، در واقع «بت‌پرست» صورت‌ها هستند و از صاحب نعمت خود که بی‌صورتِ مطلق است، غافل مانده‌اند. این بیت در بطن همین استدلال کلان مولانا جای می‌گیرد و نمونه‌ای روشن از نحوهٔ عملکرد جهان و نسبت خالق و مخلوق را به دست می‌دهد: صورت‌ها ابزاری در دست فاعل بی‌صورت‌اند تا به کمالات خود دست یابند و ما را نیز به جوهر بی‌صورت حقیقت رهنمون سازند.

نکات کلیدی

  • ابزارها و ساختارها تنها وسیله‌ای برای رسیدن به غایت بی‌صورت‌اند.
  • دانایی و معرفت، ماهیتی بی‌صورت دارند که از قید شکل ظاهری رهاست.
  • وقتی به جوهر بی‌صورت دانش دست یافتیم، صورت‌ها دیگر ضرورت خود را از دست می‌دهند.
  • ماندن در حد صورت‌ها، غفلت از حقیقت بی‌صورت است و به نوعی بت‌پرستی می‌انجامد.
  • این بیت، مدرس و تعلیق را مثال می‌زند تا سیر از صورت به بی‌صورت را در مسیر کسب معرفت روشن سازد.

Sources: d6-s83 · 33:26:00 d6-s83 · 40:34:00 d6-s83 · 47:07:00 s09 [04:40]

به زبانِ تو — あなたの言語 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.