読む 巻 6 アミールたちが宿命論的な疑惑でその主張に反論し、王が彼らに答えた話 対句 413

M6:413 — بر قضا کم نه بهانه ای جوان / جرم خود را چون نهی بر دیگران

بر قضا کم نه بهانه ای جوانجرم خود را چون نهی بر دیگران
✦ このベイトを日本語でレンダリング

M6:413

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 彼のマスナヴィに関する講演の録音から

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای جوان، دیگر قضای الهی را بهانه نکن! چگونه می‌خواهی گناه خود را بر گردن دیگران بیندازی؟ معنا: مولانا در این بیت صراحتاً انسان را دعوت می‌کند تا مسئولیت گناهان و خطاهای خویش را بپذیرد و آن را به دست قضا و قدر یا عوامل بیرونی نسپارد.

شرح

مولانا، به‌ویژه در دفتر ششم مثنوی، همواره بر اختیار و آزادی ارادهٔ انسان تأکید می‌کند و این بیت نیز نقطه‌عطفی در همین نگرش است. او انسان را از بهانه‌جویی و گردن‌نهادن گناه بر قضا و قدر بازمی‌دارد. بی‌شک، خداوند تقدیراتی دارد، اما این تقدیر هرگز به معنای سلب اختیار از انسان نیست. مولانا این تمایز را با داستان آدم و ابلیس روشن می‌کند: آدم گفت «اَنَا ظَلَمْنَا اَنْفُسَنَا»، یعنی ما خود بر خویشتن ستم کردیم، که نشانهٔ پذیرش مسئولیت است. اما ابلیس گفت «اَغْوَیْتَنِی»، یعنی تو مرا گمراه کردی، و این‌گونه گناه خود را به گردن خداوند انداخت. مولانا از ما می‌خواهد که «اَعْوَر» همچون ابلیس نباشیم؛ ابلیس یک‌چشم بود که تنها قضا را می‌دید و از «جهد» و کوشش انسانی غافل بود. ما باید با هر دو چشم، هم قضا و هم جهد را ببینیم.

یکی از آشکارترین دلایل مولانا برای اثبات اختیار، وجود «تردد» و «دو دلی» در تصمیم‌گیری‌های ماست. وقتی ما میان دو یا چند کار مردد می‌شویم و نمی‌دانیم کدام را برگزینیم، این خود گواهی است بر اینکه دستیابی به هریک در توان ماست. هیچ‌کس در انجام کاری که اصلاً توانش را ندارد، مردد نمی‌شود؛ مثلاً کسی در اینکه آیا در دریا شنا کند یا به آسمان بپرد، دچار تردید نمی‌شود، چون هر دو بیرون از قدرت اوست. اما در رفتن به شهری چون موصل یا بابل، تردید به دل راه می‌یابد، چراکه هر دو امکان‌پذیرند و انتخاب میان آن دو در حیطهٔ اختیار ماست. این تردد نشان می‌دهد که قدرتی در ما هست که انتخابگر است و اگر این قدرت نبود، تردید و دو دلی خنده‌ای بر سبیل خویشتن بود.

مولانا همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که افعال ما در جهان غیب، صورتی ذاتی دارند و مجازات هر عمل، معلول طبیعی همان عمل است. این‌گونه نیست که پاداش و کیفر صرفاً قراردادی باشند. همان‌گونه که «جو» می‌کاری و «جو» درو می‌کنی، فعل تو نیز «همچو فرزندت بگیرد دامنت». این یعنی رنجی که می‌رسد، نتیجهٔ «بد کردنی» خود ماست، نه «بخت». کسی که همواره چشم به بخت می‌دوزد، «چشم احول» پیدا می‌کند و دچار کج‌بینی می‌شود و روحش «کاهل» و تنبل می‌گردد.

من همیشه گفته‌ام که «نفی اختیار، نفی خویشتن» است. انسانی که منکر اختیار خود می‌شود، در حقیقت عاملیت و وجود خود را انکار می‌کند. او می‌پذیرد که «هیچ‌کاره» است و تنها ابزاری در دست عوامل دیگر. اما ما اگر قبول کنیم که «خودی» در میان است، حتی اگر صد عامل بیرونی در فعلی دخیل باشند، «صد و یکمیش» خود ما هستیم و باید سهم خود را در مسئولیت آن بپذیریم. توبه و استغفار نیز خود گواهی عملی بر همین اختیار است؛ زیرا تنها کسی که خود را مسئول می‌داند، از کردهٔ خویش پشیمان می‌شود و عزم بر تغییر می‌کند. بنابراین، «جرم بر خود نه» و «با جزا و عدل حق کن آشتی».

نکات کلیدی

  • مسئولیت گناهان و خطاها را بر عهدهٔ خود بگیرید، نه قضا و قدر.
  • تردید و دو دلی در انتخاب‌ها، نشانه‌ای قطعی از وجود اختیار در انسان است.
  • هم «قضای الهی» را ببینید و هم «کوشش انسانی» را؛ همچون ابلیس یک‌چشم نباشید.
  • مجازات هر عمل، معلول طبیعی و ذاتی همان عمل است، نه صرفاً قراردادی.
  • نفی اختیار، در حقیقت انکار وجود و عاملیت «خویشتن» است.
  • توبه و پشیمانی از گذشته، خود گواهی روشن بر آزادی ارادهٔ ماست.

Sources: d6-s10 · 00:28:38 d6-s10 · 00:30:19 d6-s10 · 00:35:06

به زبانِ تو — あなたの言語 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.