読む 巻 6 彼らが中国の都に身を隠してしばらく滞在し、長兄の我慢が限界に達した後、「私は行く、さようなら。自分を王に差し出そう。しかし、私の目的を達成する足が、あるいは、私の頭を犠牲にする足が、あるいは、目的と望みに到達するか、あるいは、心臓を失うように頭を置くか」と言って、彼の兄弟たちの忠告が彼に何の役にも立たなかったこと。「おお、恋人を非難する者よ、神が迷わせた一団をどうして導けるだろうか」など 対句 4136

M6:4136 — عقل جزوی کرکس آمد ای مقل / پر او با جیفه‌خواری متصل

عقل جزوی کرکس آمد ای مقلپر او با جیفه‌خواری متصل
✦ このベイトを日本語でレンダリング

M6:4136

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 彼のマスナヴィに関する講演の録音から

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای مقل (نادان)، عقل جزوی مانند کرکس است؛ پروازش با مردارخواری پیوند ناگسستنی دارد. معنا: مولانا در این بیت تأکید می‌کند که عقل جزوی، به دلیل محدودیت‌های خود، هرگز نمی‌تواند به حقایق والا دست یابد و همچون کرکسی است که تنها به امور دنیوی و فانی دل می‌بندد.

شرح

این بیت، بی‌تردید یکی از تندترین و قاطع‌ترین حملات مولانا به عقل جزوی است. من بارها گفته‌ام که مولانا، برخلاف برخی دیگر از بزرگان، نه ضد عقل است و نه خردستیز. او عقل را بر صدر می‌نشاند، اما حساب عقل را از عقل‌ورزی‌های رایج و سوداگرانه جدا می‌کند. اینجا نیز به صراحت، عقل جزوی را به کرکس تشبیه می‌کند و این تشبیه، معانی عمیقی را در خود نهفته دارد.

اولاً، کرکس حیوانی است که بر مردار می‌نشیند و از جیفه می‌خورد. عقل جزوی نیز، به همین سان، تنها به امور مادی و فانی دل می‌بندد. این «جیفه‌خواری» استعاره‌ای است برای هرآنچه در این جهان، میرا و گذرنده است؛ چیزهایی که به تعبیر مولانا «کف دریاست» و اصالت ندارند. عقل جزوی در پیِ نفع و زیان، جاه و مقام، و هر آن چیزی است که با مرگ، اعتبار خود را از دست می‌دهد. این همان «عقل تاجرصفت» و «بازرگان‌مآب» است که سود و زیان دنیوی را خوب تشخیص می‌دهد، اما از سعادت نهایی و اخروی انسان غافل است.

ثانیاً، مولانا بلافاصله در ابیات بعدی، این عقل کرکس‌صفت را در برابر «عقل ابدالان» قرار می‌دهد که بال‌هایی چون بال جبرئیل دارد و تا «ظل سدره» پرواز می‌کند. این دو، در دو قطب کاملاً مخالف قرار دارند: یکی به سوی زمین و مردار می‌رود، و دیگری به سوی عرش و سدرةالمنتهی، یعنی اوج تعالی می‌شتابد. پیامبر اسلام نیز در معراج خود، تا سدرةالمنتهی صعود کرد. این اوج، بالاترین نقطه ممکن برای پرواز روح است و عقل جزوی، با آن بال‌های جیفه‌خوار، هرگز بدان نمی‌رسد.

ثالثاً، مولانا یادآور داستان نمرود می‌شود که کرکسان را به تخت خود بست تا او را به آسمان برند و به خدای ابراهیم دست یابد. کرکسان تا نیمه‌راه پرواز کردند و سپس بال‌هایشان شکست و فرو افتادند. این دقیقاً سرنوشت عقل جزوی است در مسیر سلوک و رسیدن به حقایق علوی. این عقل، در نیمه‌راه می‌ماند و بال‌هایش می‌شکند؛ چراکه اساساً برای پرواز به سوی معنای مطلق ساخته نشده است. این عقل، تنها به «اسباب» تعلق دارد و قادر به فهم «مسبب‌الاسباب» نیست.

چهارم، «مقل» که مولانا در بیت از آن استفاده می‌کند، اشاره به نادانی و کم‌مایگی دارد. این عقل، ناتوان است و به تعبیر من، «کهترک‌سان» است؛ یعنی حقیر و فروپایه. در مسائل معنوی، این عقل نه تنها راهگشا نیست، که چه بسا گمراه‌کننده نیز باشد. به همین دلیل است که مولانا و همه عارفان بر لزوم «پیر» و «استاد» در سلوک تأکید می‌کنند. اگر عقل ما به تنهایی به همه چیز می‌رسید، دیگر نیازی به پیغمبر، خضر، یا راهنما نداشتیم. اما امور معنوی، «ظلمات» است و بدون دستگیریِ صاحبان بصیرت، خطر گمراهی بسیار است.

در نهایت، مولانا با این تشبیه قاطع، نه تنها محدودیت‌های عقل جزوی را گوشزد می‌کند، بلکه ما را به رها کردن این «کرکس» و طلب راهنمایی از «پیر رشاد» دعوت می‌کند تا بال‌های جبرئیل‌گونِ عقل ابدالان را برای پرواز به سوی حقایق جاودان بیابیم.

نکات کلیدی

  • عقل جزوی، به دلیل تمرکز بر امور دنیوی و گذرا، از درک حقایق متعالی عاجز است.
  • تشبیه عقل جزوی به کرکس و مردارخواری، ناتوانی آن را در مسیر سلوک معنوی نشان می‌دهد.
  • عقل جزوی تنها در نیمه‌راه سفر روحانی متوقف می‌شود و نمی‌تواند به قله‌های معرفت (همچون سدرةالمنتهی) دست یابد.
  • درک حقیقت و رسیدن به سعادت اخروی، نیازمند هدایت «پیر» یا «استاد» است و عقل جزوی به تنهایی کافی نیست.
  • مولانا عقل را به دو نوع جزوی (دنیوی و محدود) و کلی (الهی و نامحدود) تقسیم می‌کند و این بیت به نقد نوع اول می‌پردازد.

Sources: d6-s93 · 16:29:00 d6-s93 · 18:24:00 d6-s92 · 19:30:38

به زبانِ تو — あなたの言語 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.