読む 巻 6 このハディースの表明:「嘘は疑念であり、真実は安心である」 対句 4297

M6:4297 — عشوه‌ها در صید شلهٔ کفته تو / بی ملولی بارها خوش گفته تو

عشوه‌ها در صید شلهٔ کفته توبی ملولی بارها خوش گفته تو
✦ このベイトを日本語でレンダリング

M6:4297

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 彼のマスナヴィに関する講演の録音から

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای تو که در فریب‌دادن برای صید (زن)، به عشوه‌گری و گشاده‌دستی در «شلهٔ کفته» (کنایه از عورت زن) می‌پردازی، بارها بدون هیچ خستگی سخنان خوش و دلربا گفته‌ای. معنا: مولانا این بیت را برای نکوهش کسانی به کار می‌برد که در امور دنیوی و فریبکاری، بی‌هیچ ملالی سخنان دلربا تکرار می‌کنند اما از شنیدن حقایق معنوی خسته می‌شوند.

شرح

من اینجا، در این بیت، مولانا را در اوج جدل و رندی‌اش می‌بینم؛ جدلی که خواننده را به خود واداشته و او را به ریشه‌یابی ملالش از حقایق می‌کشاند. مولانا با طعنه‌ای آشکار، خواننده را مخاطب قرار می‌دهد و می‌گوید: «ای تو که در فریب‌دادنِ دلی، یا در صیدِ زنی، به عشوه‌گری و گشاده‌دستی در "شلهٔ کفته" می‌پردازی، چه بی‌ملال و بی‌خستگی بارها و بارها سخنان خوش و دلربا گفته‌ای!»

«شلهٔ کفته» تعبیری است که در زبان فارسی امروز دیگر چندان رایج نیست، اما در بستر کلام مولانا، به تصریح من، و با ارجاع به سخنرانی‌های پیشینم، معنای صریح و جنسی دارد؛ اشاره به عورت زن و کنایه از فریبکاری‌های جنسی و دلربایی‌های بی‌وقفه برای مقاصد دنیوی و جسمانی. مولانا می‌پرسد: چطور است که در این راه، که بی‌شبهه راهی کم‌مایه و فریب‌آلود است، نه تنها ملول نمی‌شوی، بلکه «باز آخر گویی‌اش سوزان و چست / گرم‌تر صد بار از بار نخست»؟ اینجاست که پرده از ریاکاری درونی برداشته می‌شود: ما از سخن حق ملول می‌شویم و آن را کهنه می‌پنداریم، اما همین «سوزان و چست»بودن را در فریب‌دادن و شهوت‌رانی صد بار تکرار می‌کنیم، بی آنکه ذره‌ای ملال به جانمان بنشیند.

نکتهٔ کلیدی مولانا، که در جای جای مثنوی تکرار می‌شود، این است که ملالت و خستگی از «تکرار کلام» نیست، بلکه از «بی‌جوعی» و «رودل‌کردگی» است. وقتی روح گرسنهٔ حقیقت باشد، هر کلامی تازه است، همان‌طور که نان جوین برای گرسنه، از شکر نیز شیرین‌تر است. این‌که ما از حقیقت ملول می‌شویم، نه نقص حقیقت که نقص ماست؛ نقصی که باعث می‌شود «از دکان و مکاس و قیل و قال / در فریب مردمت ناید ملال؟» و «چون ز غیبت و اکل لحم مردمان / شصت سالت سیره‌ای نامد از آن؟»

مولانا به‌صراحت به ما می‌گوید که ریشهٔ ملال را در خودمان بجوییم. اگر از کلام حق خسته می‌شویم، اما در غیبت و بدگویی یا در فریبکاری‌های دنیوی خستگی ناپذیریم، پس «ایراد را خودت پیدا کن». این یک دعوت به خودشناسی و وارسی درونی است؛ دعوتی به اینکه ببینیم «چرا او تو را سیر نمی‌کند، او غذای جان تو نیست، اما این یاوه‌ها و مهملات و غیبت‌ها و بدگویی‌ها تو را چاق می‌کند و بانشاط می‌کند؟» او می‌خواهد درک کنیم که تازگی جهان و تازگی کلام، در نگاهی است که از «جوع» (گرسنگی معنوی) برمی‌خیزد، نه در دکانی که کالاها را با حیله و مکر به نمایش می‌گذارد.

نکات کلیدی

  • مولانا بی‌ملولی در فریبکاری و شهوت‌رانی را به شدت نقد می‌کند.
  • معنای «شلهٔ کفته» در این بیت، کنایه از فریبکاری جنسی و دلربایی‌های بی‌وقفه برای مقاصد دنیوی است.
  • مقایسه می‌شود: خستگی از شنیدن حقیقت در مقابل بی‌خستگی در فریب مردم و غیبت.
  • ریشهٔ ملال از کلام حق، نه در تکرار کلام، بلکه در «بی‌جوعی» و «رودل‌کردگی» روح است.
  • مولانا از خواننده می‌خواهد ریشهٔ ملال خود را در درون خود و انتخاب‌هایش پیدا کند.

Sources: d6-s95 · 05:12:00 d6-s95 · 06:14:50

به زبانِ تو — あなたの言語 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.