読む 巻 6 鳥が自らの罠にかかったことを、禁欲者の行為、策略、偽善のせいにし、禁欲者が鳥に答えた話 対句 586

M6:586 — کار او دارد که حق را شد مرید / بهر کار او ز هر کاری برید

کار او دارد که حق را شد مریدبهر کار او ز هر کاری برید
✦ このベイトを日本語でレンダリング

M6:586

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 彼のマスナヴィに関する講演の録音から

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: کارِ حقیقی از آنِ کسی است که مرید حق شود؛ برای کار او، از هر کار دیگری دل برکند.

معنا: کار اصلی و شایسته، دلبستگی کامل به حضرت حق است؛ و برای این مقصد متعالی، انسان باید از هر کار و مشغولیت دیگری که او را از این غایت باز می‌دارد، دست بکشد.

شرح

این بیت، از نظر من، یکی از عمیق‌ترین و بنیادی‌ترین پیام‌های مولانا را در خود دارد؛ پیامی که در عین سادگی ظاهر، انقلابی در نوع نگاه ما به کار و زندگی ایجاد می‌کند. مولانا در اینجا معیاری برای «کار حقیقی» به دست می‌دهد و آن را در مقابل «کارهای فرعی و کاذب» قرار می‌دهد. او میان کسانی که قبله‌های گوناگون دارند، تمایز قائل می‌شود: برخی را قبله جولاهگی است، برخی حارثِ جامگی، اما عده‌ای نیز هستند که «بیکار»اند و رو در لامکان دارند. این «بیکاری» نزد مولانا، نه به معنای تنبلی و بطالت، که به معنای تمرکز کامل بر یک کار اصلی است.

من این مفهوم را بارها با داستان مارتا و مریم در انجیل لوقا توضیح داده‌ام. آنجا که عیسی (ع) به مارتا که مشغول صدها کار پذیرایی است می‌گوید: «شما برای خیلی چیزها جوش می‌زنی... ولی این خواهرت (مریم) فقط یک کار دارد می‌کند، آن‌هم اینکه پیش من نشسته و به حرف‌های من گوش می‌دهد.» عیسی در آنجا برتری «یک کار اصلی» را بر «صد کار فرعی» گوشزد می‌کند. مریم، با اینکه کاری به ظاهر نمی‌کند، در واقع برترین کار را انجام می‌دهد: با تمام وجود متوجه اوست. این همان «بیکاری» است که مولانا از آن سخن می‌گوید. یعنی دلبستن به تنها کاری که اهمیت دارد: مرید حق شدن.

این بیت، در واقع تفسیر همین نگاه است: «کار آن دارد که حق را شد مرید / بهر کار او ز هر کاری برید.» یعنی تنها کسی کار واقعی را انجام می‌دهد که از سر ارادت و دلدادگی، مرید حق شده باشد. و لازمه این مریدی، بریدن از تمام کارهای دیگر است. این بریدن به معنای ترک دنیا و کناره‌گیری از زندگی اجتماعی نیست؛ بلکه به معنای عدم دلبستگی و محوریت‌ندادن به آنهاست. کارهای دنیا جنبی و فرعی‌اند و نباید انسان را از کار اصلی بازدارند.

مولانا صراحتاً کسانی را که غرق «بیکاری» (به معنای کارهای فرعی) هستند، حتی اگر عالمانی ذوفنون باشند، نکوهش می‌کند. او می‌گوید: «غرق بیکاری‌ست جانش تا به حلق / گوید او که روزگارم می‌برند / خود ندارد روزگار سودمند.» این عالمان فکر می‌کنند مشغول کارند، اما جانشان در کارهای بی‌ثمر غرق است. خدای متعال هم در حق آنان فرموده: «لا یعلمون»، یعنی نمی‌دانند که کار اصلی چیست. اما این نگاه، به هیچ وجه با تنبلی و سرباری بر دیگران توجیه نمی‌شود. مولانا تأکید می‌کند: «زنده باش و بر زمین رو چون سمند / چون جنازه نه که بر دوشت نهند.» کسی که مرید حق است، فعال و پویاست، اما همه کارهایش در جهت همان یک «کار اصلی» سامان یافته‌اند؛ نه پراکنده و متفرق در هزار توی کارهای بی‌حاصل.

نکات کلیدی

  • کار حقیقی، مرید حق شدن و قطع دلبستگی از هر کار دیگر است.
  • مفهوم «بیکاری» در مثنوی، به معنای تنبلی نیست، بلکه به معنای تمرکز یگانه بر هدف اصلی (توحید و معرفت) است.
  • داستان مارتا و مریم از انجیل، نمونه‌ای بارز برای درک برتری «یک کار اصلی» بر «صد کار فرعی» است.
  • اشتغال به کارهای فرعی، حتی برای عالمان، اگر مانع از کار اصلی شود، نوعی «بیکاری» محسوب می‌شود.
  • انسان باید مانند اسب دونده، پویا و فعال باشد، اما فعالیتش در راستای مریدی حق سامان یابد.
  • این بیت دعوت به خلوت‌نشینی یا ترک دنیا نیست، بلکه فراخوانی به اولویت‌بندی و عدم دلبستگی به کارهای غیرضروری است.

Sources: d6-s13 · 41:35:00 d6-s13 · 43:15:00 d6-s13 · 45:01:23 d6-s13 · 48:15:35 d6-s88 · 01:08:02 d6-s90 · 01:17:02

به زبانِ تو — あなたの言語 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.