読む 巻 6 シッディーク(神が彼に満足されんことを)がビラル(神が彼に満足されんことを)の出来事とユダヤ人たちの彼への迫害、そして彼のアハド・アハドという叫びを思い出した話。ユダヤ人たちの憎しみが増し、彼はその出来事をムスタファ(彼の上に平安あれ)に話し、彼を買い取る相談をした。 対句 968

M6:968 — عاشق است او را قیامت آمدست / تا در توبه برو بسته شدست

عاشق است او را قیامت آمدستتا در توبه برو بسته شدست
✦ このベイトを日本語でレンダリング

M6:968

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 彼のマスナヴィに関する講演の録音から

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او عاشق است؛ قیامت او فرا رسیده است، چرا که درِ توبه بر او بسته شده است. معنا: این بیت بیان می‌کند که برای عاشق واقعی، مرحلهٔ توبه و بازگشت گذشته است، زیرا غرق شدن در عشق او را به حالتی رسانده که گویی قیامت شخصی‌اش برپا شده و دیگر راه بازگشتی از این مسیر نیست.

شرح

این بیت از پرده‌برداری‌های عمیق مولانا از سرشت عشق حقیقی است، آن هم در خلال روایتی از پند ابوبکر به بلال حبشی. ابوبکر به بلال توصیه می‌کند که دین خود را پنهان بدارد تا از شکنجه رهایی یابد؛ اما مولانا از زبان حال ابوبکر توضیح می‌دهد که عاشق را چنین مجالی نیست. عاشق، همچون بلال، در حالتی قرار گرفته که گویی قیامت شخصی‌اش فرارسیده است. ما در روایات داریم که «اذا مات المرء قامت قیامته»؛ یعنی هر انسانی که می‌میرد، قیامت او آغاز می‌شود. مولانا اینجا می‌گوید که برای عاشق، این مرگ و برپایی قیامت نه با توقف نفس، بلکه با غرق شدن تمام‌عیار در عشق رخ می‌دهد. عاشقی یک نقطهٔ بی‌بازگشت است؛ راه توبه، یعنی بازگشت از راه رفته، بر او بسته شده است. او دیگر از عاشقی توبه نخواهد کرد و نمی‌تواند توبه کند. این حالت نه یک اجبار بیرونی، بلکه نتیجهٔ طبیعی و درونیِ شدت و عمق عشق است. مولانا تصریح می‌کند که عاشقی با توبه و صبر قابل جمع نیست: «عاشقی و توبه با امکان صبر / این محالی باشد ای جان بس ستب». صبر من در همان شبی که عشق پا به عرصه وجود گذاشت، مُرد. این بیان صریح، جدایی‌ناپذیری عشق از بی‌صبری و ناتوانی در عقب‌گرد را نشان می‌دهد. اما مولانا به نکته‌ای عمیق‌تر نیز اشاره می‌کند؛ تفاوت اوصاف الهی و اوصاف بشری. او می‌فرماید: «توبه وصف خلق و آن وصف خدا». توبه و ندامت از خطایی، وصف انسان است. این صفت در خداوند جاری نیست. در هیچ جا نمی‌گوییم خداوند ترسو یا خائف است، زیرا خوف از چیزی، نقص است. اما خداوند عاشق است، «یحبهم و یحبونه»؛ حب و عشق وصف اوست. از این روست که مولانا عشق را صفتی برتر از خوف یا توبه می‌داند، چرا که عشق از اوصاف بی‌نیاز و بی‌مانند خداوند است. این نگاه، تحولی بنیادین در تصوف ایجاد کرد و تصوف زاهدانهٔ خائف‌محور را به تصوف عاشقانه‌ای مبدل ساخت که مولانا پرچم‌دار آن بود؛ راهی که نه بر ترس از جهنم، بلکه بر شور و کشش به سوی معشوق استوار است.

نکات کلیدی

  • برای عاشق واقعی، عشق چون قیامت شخصی است؛ حالتی از بی‌بازگشتی که در آن راه توبه بسته می‌شود.
  • عشق یک نقطهٔ بی‌بازگشت است که در آن، شخص دیگر نمی‌تواند و نمی‌خواهد از مسیر عاشقی بازگردد.
  • صبر و توبه با سرشت حقیقی عشق در تضادند؛ با ظهور عشق، صبر از میان می‌رود.
  • مولانا عشق را صفتی الهی می‌داند که برتر از اوصاف انسانی مانند خوف یا توبه است.
  • این نگاه، تحولی در تصوف ایجاد کرد و مسیر عرفان را از زاهدانهٔ خوف‌محور به عاشقانه‌ای شوق‌محور تغییر داد.

Sources: d6-s21 · 00:25:00 d6-s21 · 00:27:21

به زبانِ تو — あなたの言語 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.