シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1121 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · G1121 · 13 対句
غزل شمارهٔ ۱۱۲۱
各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。
- G1121:1 آمد بهار خرم و آمد رسول یارمستیم و عاشقیم و خماریم و بیقرار
- G1121:2 ای چشم و ای چراغ روان شو به سوی باغمگذار شاهدان چمن را در انتظار
- G1121:3 اندر چمن ز غیب غریبان رسیدهاندرو رو که قاعدست که القادم یزار
- G1121:4 گل از پی قدوم تو در گلشن آمدستخار از پی لقای تو گشتست خوش عذار
- G1121:5 ای سرو گوش دار که سوسن به شرح توسر تا به سر زبان شد بر طرف جویبار
- G1121:6 غنچه گره گره شد و لطفت گره گشاستاز تو شکفته گردد و بر تو کند نثار
- G1121:7 گویی قیامتست که برکرد سر ز خاکپوسیدگان بهمن و دی مردگان پار
- G1121:8 تخمی که مرده بود کنون یافت زندگیرازی که خاک داشت کنون گشت آشکار
- G1121:9 شاخی که میوه داشت همینازد از نشاطبیخی که آن نداشت خجل گشت و شرمسار
- G1121:10 آخر چنین شوند درختان روح نیزپیدا شود درخت نکوشاخ بختیار
- G1121:11 لشکر کشیده شاه بهار و بساخت برگاسپر گرفته یاسمن و سبزه ذوالفقار
- G1121:12 گویند سر بریم فلان را چو گندناآن را ببین معاینه در صنع کردگار
- G1121:13 آری چو دررسد مدد نصرت خدانمرود را برآید از پشهای دمار
ganjoor: sh1121 · public domain