シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1329 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · G1329 · 16 対句

غزل شمارهٔ ۱۳۲۹

各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。

  1. G1329:1 چو زد فراق تو بر سر مرا به نیرو سنگرسید بر سر من بعد از آن ز هر سو سنگ
  2. G1329:2 هزار سنگ ز آفاق بر سرم آیدچنان نباشد کز دست یار خوش خو سنگ
  3. G1329:3 مرا ز مطبخ عشق خوش تو بویی بودفراق می‌زند از بخت من بر آن بو سنگ
  4. G1329:4 ز دست تو شود آن سنگ لعل می‌دانمبه امتحان به کف آور به دست خود تو سنگ
  5. G1329:5 اگر فتد نظر لطف تو به کوه و به سنگشود همه زر و گویند در جهان کو سنگ
  6. G1329:6 سخای کف تو گر چربشی به کوه دهددهد به خشک دماغان همیشه چربوسنگ
  7. G1329:7 ز لطف گر به جهان در نظر کنی یک دمروان کند ز عرق صد فرات و صد جو سنگ
  8. G1329:8 اگر ز آب حیات تو سنگ تر گرددحیات گیرد و مشک آکند چو آهو سنگ
  9. G1329:9 به آبگینه این دل نظر کن از سر لطفکه می طلب کند از وصل تو به جان او سنگ
  10. G1329:10 عصای هجر تو گویی عصای موسی بودز هر دو چشم روان کرد آب و هر دو سنگ
  11. G1329:11 ز بخت من ز دل تو سدیست از آهنکه آهن آید فرزند از زن و شو سنگ
  12. G1329:12 کنون ز هجر زنم سنگ بر دلم لیکنبیاورید ز تبریز نزد من زو سنگ
  13. G1329:13 ز بس که روی نهادم به سنگ در تبریزبه هر طرف دهدت خود نشانه رو سنگ
  14. G1329:14 نگردم از هوسش گر ببارد از سر خشمبه سوی جان و دلم درشمار هر مو سنگ
  15. G1329:15 ولیک از کرم بی‌نظیر شمس الدینکجاست خاک رهش را امید و مرجو سنگ
  16. G1329:16 دعای جانم اینست که جان فدای تو بادوگر زنند همه بر سر دعاگو سنگ

ganjoor: sh1329 · public domain