シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1950 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · G1950 · 11 対句
غزل شمارهٔ ۱۹۵۰
各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。
- G1950:1 بوی آن باغ و بهار و گلبن رعناست اینبوی آن یار جهان آرای جان افزاست این
- G1950:2 این چنین بویی کز او اجزای عالم مست شداز زمین نبود مگر از جانب بالا است این
- G1950:3 اختران گویند از بالا که این خورشید چیستماهیان گویند در دریا که چه غوغاست این
- G1950:4 آفتابش رویها را می کند چون آفتابرشک جان ماه سیم افشان خوش سیماست این
- G1950:5 بعد چندین سال حسن یوسفی واپس رسیداین چه حسن و خوبی است این حیرت حور است این
- G1950:6 این عجب خضری است ساقی گشته از آب حیاتکوه قاف نادر است و نادره عنقاست این
- G1950:7 شعله انافتحنا مشرق و مغرب گرفتقره العین و حیات جان مولاناست این
- G1950:8 این چه می پوشی مپوشان ظاهر و مطلق بگوسنجق نصرالله و اسپاه شاه ماست این
- G1950:9 این امان هر دو عالم وین پناه هر دو کوندستگیر روز سخت و کافل فرداست این
- G1950:10 چرخ را چرخی دگر آموخت پرآشوب و شوراین چه عشق است ای خداوند و عجب سوداست این
- G1950:11 ای خوش آوازی که آوازت به هر دل می رسدشرح کن این را که گوهرهای آن دریاست این
ganjoor: sh1950 · public domain