シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2038 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · G2038 · 8 対句
غزل شمارهٔ ۲۰۳۸
各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。
- G2038:1 از زنگ لشکر آمد بر قلب لشکرش زنای سرفراز مردی مردانه بر سرش زن
- G2038:2 چون آتش آر حمله کو هیزم است جملهاز آتش دل خود در خشک و در ترش زن
- G2038:3 گر بحر با تو کوشد در کین تو بجوشدآتش کن آب او را در در و گوهرش زن
- G2038:4 هر تیر کز تو پرد هفت آسمان بدردای قاب قوس تیری بر پشت اسپرش زن
- G2038:5 هر کس که بیسر آید تو دست بر سرش نهو آن کس که باسر آید تو زخم خنجرش زن
- G2038:6 جانی که برفروزد در عشق تو بسوزدخواهی که تازه گردد در حوض کوثرش زن
- G2038:7 از لعل می فروشت سرمست کن جهان رابستان ز زهره چنگش بر جام و ساغرش زن
- G2038:8 ای شمس حق تبریز هر کس که منکر آیداز جذب نور ایمان در جان کافرش زن
ganjoor: sh2038 · public domain