シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2042 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · G2042 · 12 対句

غزل شمارهٔ ۲۰۴۲

各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。

  1. G2042:1 ای سنگ دل تو جان را دریای پرگهر کنای زلف شب مثالش در نیم شب سحر کن
  2. G2042:2 چنگی که زد دل و جان در عشق بانوا کننی‌های بی‌زبان را زان شهد پرشکر کن
  3. G2042:3 چون صد هزار دُر در سمع و بصر تو دارییک دامنی از آن دُر در کار کور و کر کن
  4. G2042:4 از خون آن جگرها که بوی عشق دارداز بهر اهل دل را یک قلیهٔ جگر کن
  5. G2042:5 بس شیوه‌ها که کردند جان‌ها و ره نبردندای چاره‌ساز جان‌ها یک شیوهٔ دگر کن
  6. G2042:6 مرغان آب و گل را پرها به گل فروشدای تو همای دولت پر برفشان سفر کن
  7. G2042:7 چون دیو ره بپیما تا بینی آن پری راو اندر بر چو سیمش تو کار دل چو زر کن
  8. G2042:8 هر چت اشارت آید چون و چرا رها کنبا خوی تند آن مه زنهار سر به سر کن
  9. G2042:9 پای ملخ که جان است چون مور پیش او بردر پیش آن سلیمان بر هر رهی حشر کن
  10. G2042:10 آبی است تلخ دریا در زیر گنج گوهربگذار آب تلخش تو زیر او زبر کن
  11. G2042:11 ماری است مهره دارد زان سوی زهر در سرور ز آنک مهره خواهی از زهر او گذر کن
  12. G2042:12 خواهی درخت طوبی؟ نک شمس حقّ تبریزخواهی تو عیش باقی؟ در ظلّ آن شجر کن

ganjoor: sh2042 · public domain