シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 218 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · G218 · 18 対句
غزل شمارهٔ ۲۱۸
各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。
- G218:1 ز بهر غیرت آموخت آدم اسما راببافت جامع کل پردههای اجزا را
- G218:2 برای غیر بود غیرت و چو غیر نبودچرا نمود دو تا آن یگانه یکتا را
- G218:3 دهان پر است جهان خموش را از رازچه مانعست فصیحان حرفپیما را؟
- G218:4 به بوسههای پیاپی ره دهان بستندشکرلبان حقایق دهان گویا را
- G218:5 گهی ز بوسه یار و گهی ز جام عقارمجال نیست سخن را نه رمز و ایما را
- G218:6 به زخم بوسه سخن را چه خوش همیشکنندبه فتنه بسته ره فتنه را و غوغا را
- G218:7 چو فتنه مست شود ناگهان برآشوبندچه چیز بند کند مست بیمحابا را
- G218:8 چو موج پست شود کوهها و بحر شودکه بیم آب کند سنگهای خارا را؟
- G218:9 چو سنگ آب شود آب سنگ پس میداناحاطت ملک کامکار بینا را
- G218:10 چو جنگ صلح شود صلح جنگ پس میبینصناعت کف آن کردگار دانا را
- G218:11 بپوش روی که روپوش کار خوبانستزبون و دستخوش و رام یافتی ما را
- G218:12 حریف بین که فتادی تو شیر با خرگوشمکن مبند به کلی ره مواسا را
- G218:13 طمع نگر که منت پند میدهم که مکنچنان که پند دهد نیم پشه عنقا را
- G218:14 چنان که جنگ کند روی زرد با صفراچنان که راه ببندد حشیش دریا را
- G218:15 اکنت صاعقه یا حبیب او نارافما ترکت لنا منزلا و لا دارا
- G218:16 بک الفخار ولکن بهیت من سکرفلست افهم لی مفخرا و لا عارا
- G218:17 متی اتوب من الذنب توبتی ذنبیمتی اجار اذا العشق صار لی جارا
- G218:18 یقول عقلی لا تبدلن هدی بردیاما قضیت به فی هلاک اوطارا
ganjoor: sh218 · public domain