シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2559 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · G2559 · 12 対句
غزل شمارهٔ ۲۵۵۹
各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。
- G2559:1 الا ای یوسف مصری از این دریای ظلمانیروان کن کشتی وصلت برای پیر کنعانی
- G2559:2 یکی کشتی که این دریا ز نور او بگیرد چشمکه از شعشاع آن کشتی بگردد بحر نورانی
- G2559:3 نه زان نوری که آن باشد به جان چاکران لایقاز آن نوری که آن باشد جمال و فر سلطانی
- G2559:4 در آن بحر جلالتها که آن کشتی همیگرددچو باشد عاشق او حق که باشد روح روحانی
- G2559:5 چو آن کشتی نماید رخ برآید گرد آن دریانماند صعبیی دیگر بگردد جمله آسانی
- G2559:6 چه آسانی که از شادی ز عاشق هر سر موییدر آن دریا به رقص اندرشده غلطان و خندانی
- G2559:7 نبیند خنده جان را مگر که دیده جانهانماید خدها در جسم آب و خاک ارکانی
- G2559:8 ز عریانی نشانیهاست بر درز لباس اوز چشم و گوش و فهم و وهم اگر خواهی تو برهانی
- G2559:9 تو برهان را چه خواهی کرد که غرق عالم حسیبرو میچر چو استوران در این مرعای شهوانی
- G2559:10 مگر الطاف مخدومی خداوندی شمس دینرباید مر تو را چون باد از وسواس شیطانی
- G2559:11 کز این جمله اشارتها هم از کشتی هم از دریامکن فهمی مگر در حق آن دریای ربانی
- G2559:12 چو این را فهم کردی تو سجودی بر سوی تبریزکه تا او را بیابد جان ز رحمتهای یزدانی
ganjoor: sh2559 · public domain