シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 3127 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · G3127 · 23 対句
غزل شمارهٔ ۳۱۲۷
各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。
- G3127:1 عجیبالعجایب توی در کیایینما روی خود، گر عجب مینمایی
- G3127:2 توی محرمِ دل، توی همدمِ دلبهجز تو که داند رهِ دلگشایی؟
- G3127:3 تو دانی که دل در کجاها فتادستاگر دل نداند تو را که کجایی
- G3127:4 برافکن بر او سایهٔ از سعادتکه مسجودِ قانی و جانِ همایی
- G3127:5 جهان را بیارا به نورِ نبوّتکه استادِ جانِ همه انبیایی
- G3127:6 گهر سنگ بود وز تو گشت گوهرعطا کن، عطا کن، که بحرِ عطایی
- G3127:7 نه آبِ منی بُد، که شخص سنی شد؟!چو رست از منی، وارهانش ز مایی
- G3127:8 کفِ آب را تو بدادی زمینیسیهدود را تو بدادی سمایی
- G3127:9 چو تبدیلِ اشیا تو را بُد میسّرهمه حلم و علمی، همه کیمیایی
- G3127:10 حرام است خواب شب، ایرا تو ماهیکه در شب، چو بدری ز جانها برآیی
- G3127:11 میا خواب اینجا، برو جای دیگرکه بحر است چشمم، در او غرقه آبی
- G3127:12 شبا، در تهیّج چو مارِ سیاهیجهان را بخوردی، مگر اژدهایی
- G3127:13 چو خلّاقِ بیچون، فسون بر تو خوانَدهرآنچ بخوردی سحرگه بزایی
- G3127:14 الا ماهِ گردون! که سیّاح چرخیپی من باشد دمی گر بپایی؟!
- G3127:15 تو در چشمِ بعضی مقیمی و ساکنتو هر دیده را شیوهای مینمایی
- G3127:16 اسکان قلبی! علیکم ثناییافیضوا علینا، کووس البقء
- G3127:17 گر آن، جانِ جان را ندیدی دلا تواگر جمله چشمی، اسیرِ عمایی
- G3127:18 چو هفتاد و دو ملّتی عقل داردبجو در جنونش دلا اصطفایی
- G3127:19 اجیبوا، اجیبوا هواکم عجیبصفا من هواکم نسیم الهوایی
- G3127:20 تن اندر جنونش، دلم ارغنونشروانم زبونش، ز بیدستوپایی
- G3127:21 مگر اختران دیدهاندت ز بالافرو کرده سرها برای گوایی
- G3127:22 غلط، کیست اختر؟! که بویی نبردستدلِ عقلِ کُل با همه ارتقایی
- G3127:23 فلا عیش یا سادتی ما عداکمبظعن و سیر ولا فی ثواء
ganjoor: sh3127 · public domain