シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 413 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · G413 · 8 対句
غزل شمارهٔ ۴۱۳
各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。
- G413:1 من نشستم ز طلب وین دل پیچان ننشستهمه رفتند و نشستند و دمی جان ننشست
- G413:2 هر کی استاد به کاری بنشست آخر کارکار آن دارد آن کز طلب آن ننشست
- G413:3 هر کی او نعره تسبیح جماد تو شنیدتا نبردش به سراپرده سبحان ننشست
- G413:4 تا سلیمان به جهان مهر هوایت ننمودبر سر اوج هوا تخت سلیمان ننشست
- G413:5 هر کی تشویش سر زلف پریشان تو دیدتا ابد از دل او فکر پریشان ننشست
- G413:6 هر کی در خواب خیال لب خندان تو دیدخواب از او رفت و خیال لب خندان ننشست
- G413:7 ترشیهای تو صفرای رهی را ننشاندوز علاج سر سودای فراوان ننشست
- G413:8 هر که را بوی گلستان وصال تو رسیدهمچنین رقص کنان تا به گلستان ننشست
ganjoor: sh413 · public domain