シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 817 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · G817 · 12 対句
غزل شمارهٔ ۸۱۷
各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。
- G817:1 چون مرا جمعی خریدار آمدندکهنه دوزان جمله در کار آمدند
- G817:2 از ستیزه ریش را صابون زدندوز حسد ناشسته رخسار آمدند
- G817:3 همچو نغزان روز شیوه میکنندهمچو چغزان شب به تکرار آمدند
- G817:4 شکر کز آواز من این خفتگانخواب را هشتند و بیدار آمدند
- G817:5 کاش بیداری برای حق بدیاینک بهر سیم و زر زار آمدند
- G817:6 چون شود بیمار از ایشان سرخ روچون به زردی همچو دینار آمدند
- G817:7 خلق را پس چون رهانند از حسدکز حسد این قوم بیمار آمدند
- G817:8 در دل خلقند چون دیده منیرآن شهان کز بهر دیدار آمدند
- G817:9 همچو هفت استاره یک نور آمدندهمچو پنج انگشت یک کار آمدند
- G817:10 تا نگردی ریش گاو مردمیسر به سر خود ریش و دستار آمدند
- G817:11 اهل دل خورشید و اهل گل غباراهل دل گل اهل گل خار آمدند
- G817:12 غم مخور ای میر عالم زین گروهکاهل دل دل بخش و دلدار آمدند
ganjoor: sh817 · public domain