シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 957 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · G957 · 9 対句
غزل شمارهٔ ۹۵۷
各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。
- G957:1 هزار جان مقدس فدای روی تو بادکه در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد
- G957:2 هزار رحمت دیگر نثار آن عاشقکه او به دام هوای چو تو شهی افتاد
- G957:3 ز صورت تو حکایت کنند یا ز صفتکه هر یکی ز یکی خوشترست زهی بنیاد
- G957:4 دلم هزار گره داشت همچو رشته سحرز سحر چشم خوشت آن همه گره بگشاد
- G957:5 بلندبین ز تو گشتست هر دو دیده عشقببین تو قوت شاگرد و حکمت استاد
- G957:6 نشستهایم دل و عشق و کالبد پیشتیکی خراب و یکی مست وان دگر دلشاد
- G957:7 به حکم تست بخندانی و بگریانیهمه چو شاخ درختیم و عشق تو چون باد
- G957:8 به باد زرد شویم و به باد سبز شویمتو راست جمله ولایت تو راست جمله مراد
- G957:9 کلوخ و سنگ چه داند بهار جز اثریبهار را ز چمن پرس و سنبل و شمشاد
ganjoor: sh957 · public domain