읽기 권 1 성자가 노예 소녀의 고통을 알아내기 위해 왕에게 은밀한 대화를 요청함 대구 157

M1:157 — خر ز بهر دفع خار از سوز و درد / جُفته می‌انداخت، صد جا زخم کرد

خر ز بهر دفع خار از سوز و دردجُفته می‌انداخت، صد جا زخم کرد

M1:157

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: خر از سر سوز و درد برای دفع کردن خار، لگد می‌انداخت و صد جای دیگر را زخمی می‌کرد. معنا: مولانا در اینجا به مثال خر اشاره می‌کند که برای بیرون کشیدن خار از بدن خود، از روی درد لگد می‌اندازد و ناخواسته زخم‌های بیشتری بر خود وارد می‌سازد، که تمثیلی است برای جهل انسان در مواجهه با دردهای درونی خود.

شرح

این بیت، از گنجینه‌های مثنوی، عمیقاً به روان انسان می‌پردازد و تمثیلی است از مواجههٔ نادرست ما با دردهای درونی‌مان. مولانا پیش از این حکایت خار در پا و دشواری یافتن آن را مطرح می‌کند و سپس این تمثیل خر را به میان می‌آورد که چگونه برای دفع خاری که در زیر دمش فرورفته، با بی‌خبری محض و از سر سوز و درد، جفتک می‌اندازد. اما نتیجه چیست؟ خار نه تنها بیرون نمی‌آید، بلکه عمیق‌تر فرو می‌رود و حیوان، با لگد انداختن، خود را در صد جای دیگر نیز زخمی می‌کند. این تصویر به ظاهر ساده، در باطن، اشاره‌ای ژرف به پیچیدگی نفس انسان دارد.

من این را صددرصد باور دارم که مولانا اینجا درسی به ما می‌دهد که در زندگی روزمره بارها و بارها با آن مواجه می‌شویم. وقتی دردی روحی، غمی عمیق، یا به تعبیر مولانا «خاری در دل» داریم، چه بسا از روی ناآگاهی و نادانی، دست به کارهایی می‌زنیم که نه تنها درد را تسکین نمی‌دهد، بلکه آن را تشدید می‌کند و زخم‌های تازه‌ای بر روح و جان ما می‌زند. درست مثل این خر بیچاره که نمی‌داند چگونه خار را بیرون بکشد و تنها از روی غریزهٔ درد به تکاپو می‌افتد.

مولانا در ادامهٔ همین حکایت، نیاز به «حکیم خارچین» را مطرح می‌کند؛ کسی که نه تنها درد را تشخیص دهد، بلکه بداند چگونه آن را با لطافت و مهارت بیرون بکشد. این حکیم همان طبیب الهی است که در پی کشف راز کنیزک بیمار است. او باید نبضش را بگیرد و با پرسیدن از شهرها و دوستانش، ریشهٔ درد را پیدا کند. این حکیم، در واقع، یک روان‌شناس و عارف برجسته است که می‌تواند میان درد ظاهری و علت پنهان آن پیوند برقرار کند.

این تمثیل به ما می‌گوید که با خشم، با تندی، یا با حرکت‌های نسنجیده نمی‌توان خار دل را بیرون کشید. آن خار محکم‌تر می‌شود و زخم‌های جدیدی بر تن و جان می‌زند. این همان است که در مواجهه با مشکلات روحی و روانی، اگر از دانش و بینش درستی برخوردار نباشیم، ممکن است با واکنش‌های هیجانی و نندیشیده، وضع را بدتر کنیم. مولانا از ما می‌خواهد که در جستجوی خارچین درون و برون باشیم، کسی که با «دست می‌زد جابجا می‌آزمود»، یعنی با دقت و حساسیت، ریشهٔ درد را می‌جوید. این بیت درسی عملی در خودشناسی و مواجههٔ صحیح با رنج‌های بشری است.

نکات کلیدی

  • واکنش‌های ناآگاهانه به درد، معمولاً آن را تشدید می‌کنند.
  • درد درونی، اگر بدون بصیرت مدیریت شود، زخم‌های بیشتری می‌زند.
  • نیاز به «حکیم خارچین» (راهنما یا بصیرت) برای یافتن و دفع ریشهٔ درد.
  • خشم و تندی، خار دل را عمیق‌تر می‌کند.
  • خودشناسی واقعی، مستلزم شناخت واکنش‌های غلط ما به رنج است.

Sources: d1-s20 · 00:28:11 d1-s20 · 00:32:54 d1-s20 · 00:36:31

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.