읽기 권 1 식료품상과 앵무새 이야기, 앵무새가 가게에 기름을 엎지른 사건 대구 301

M1:301 — وانگه این هر دو ز یک اصلی روان / بر گذر زین هر دو رو تا اصلِ آن

وانگه این هر دو ز یک اصلی روانبر گذر زین هر دو رو تا اصلِ آن
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M1:301

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: و بدان که این هر دو [بحر تلخ و شیرین، یا خوبی و بدی] از یک ریشه و اصل جاری‌اند؛ پس از این دو بگذر و به سوی همان اصل و منبع اصلی آن‌ها رهسپار شو. معنا: این بیت اشاره دارد که هرچند در جهان دوگانگی‌ها و آمیختگی‌هایی چون تلخی و شیرینی، حق و باطل وجود دارد، اما همه آن‌ها از یک مبدأ یگانه سرچشمه می‌گیرند. وظیفه سالک این است که از این دوگانگی‌ها فراتر رود و خود را به آن ریشۀ واحد و بی‌تمایز برساند.

شرح

ما در جهانِ آمیختگی‌ها زندگی می‌کنیم. این نکته‌ای کانونی در فهم عالم از منظر مولاناست؛ جهانی که در آن شیرینی و تلخی، حق و باطل، خوب و بد، در هم آمیخته‌اند. مولانا در بیت پیشین (M1:300) از "بحر تلخ و بحر شیرین" سخن گفت و بی‌درنگ به آیه قرآنی «مرج البحرین یلتقیان و بینهما برزخ لا یبغیان» (الرحمن: ۱۹-۲۰) اشاره می‌کند. این آیه، تصویری از دو دریای شیرین و شور است که در کنار هم جریان دارند اما با یک مانع نامرئی از هم جدا شده‌اند و در هم نمی‌آمیزند. مفسران قدیم و جدید هر یک به نحوی این دو دریا را تأویل کرده‌اند؛ از دریاهای واقعی در جغرافیا گرفته تا علی و فاطمه که حسن و حسین از ایشان برمی‌آیند. اما برای مولانا، این تنها یک وام‌گیری بیانی از قرآن است تا مفهومی عمیق‌تر را روشن سازد: آمیختگی حقیقت و مجاز، حق و باطل، در وجود و در تجربه ما.

به قول امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه، اگر باطل، خالص و بدون آمیختگی با حق عرضه می‌شد، هیچ‌کس آن را نمی‌پذیرفت؛ و اگر حق، خالص و بی‌هیچ شائبه‌ای ظهور می‌کرد، هیچ‌کس آن را رد نمی‌کرد. اما دریغا که جهان ما، نه باطل خالص است و نه حق خالص. همیشه "یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان"؛ مشتی از این و مشتی از آن با هم درمی‌آمیزند و همین است که تشخیص را دشوار می‌سازد. این آمیختگی‌ها حتی در دین، در تاریخ پیامبران، و در تفسیر وحی هم راه یافته است، آن‌جا که روایت‌ها جعل شد و تفاسیر گوناگون، گاه مؤمنانه و گاه منافقانه، به حقیقت آمیخته گشت.

اما این بیت راه حلی فلسفی و عرفانی ارائه می‌دهد: "وانگه این هر دو ز یک اصلی روان / بر گذر زین هر دو رو تا اصلِ آن." مولانا تأکید می‌کند که هر دو اینها – هم خوبی و هم بدی، هم شیرینی و هم تلخی – در نهایت از یک «اصل» واحد سرچشمه می‌گیرند. این «اصل» همان مبدأ بی‌صورت و بی‌تمایزی است که در جلسات پیشین از آن گفتم؛ همان بحر معنا که «عنده ام‌الکتاب» است. "ام‌الکتاب"، به تعبیر قرآنی، مادر و ریشه کتاب است، جایی که حقایق محکم و کانون قرآن در آنجا جمع‌اند. مولانا این تعبیر را برای اشاره به منشأ همۀ حقایق و معانی به کار می‌برد؛ آنجایی که نام‌ها و اشارات فقط نشانه‌هایی از آن حقیقت بزرگ‌اند.

در این جهانِ مخلوط و ممزوج، ما با "طلای اصلی" و "طلای بدلی"، یا "سکه تقلبی" و "سکه خالص" مواجهیم. محک، همان سنگِ محک، تنها وسیله‌ای است که می‌تواند این دو را از هم تمیز دهد. همان‌طور که فلزات ناخالص بر روی محک سیاه می‌شوند و طلا چنین نیست، در عالم معنا نیز محک‌های باطنی و معرفتی وجود دارند که می‌توانند حق را از باطل جدا کنند. اما این جدایی، هیچ‌گاه در این دنیا کامل و مطلق نیست. مولانا خود می‌گوید "رگ‌رگ است این آب شیرین و آب شور / در خلایق می‌رود تا نفخ صور". یعنی تا قیامت، این آلوگی و آمیختگی‌ها باقی‌ست. حتی حضور شیطان نیز تضمین‌کننده این عدم خلوص است، زیرا خداوند دست او را برای فریب‌کاری باز گذاشته است. بنابراین، انتظار "حق خالص" یا "خلوص مطلق" در این دنیا غیرممکن و "روزی ننهاده" است. تنها می‌توانیم به دنبال "خالص‌تر" و "ناآلوده‌تر" باشیم.

اما هدف نهایی، فراتر رفتن از این دوگانگی‌هاست. "بر گذر زین هر دو رو تا اصلِ آن"، دعوتی است به سفری معرفتی و شهودی که در آن سالک از مرزهای تلخی و شیرینی، از قید خوب و بد ظاهری، و از هر آنچه که در این جهان به صورت‌های متضاد جلوه می‌کند، عبور کند و به "اصل" واحد و یگانه بازگردد. این اصل، ریشه‌ی هستی و منبع تمام وجود است که فراتر از هرگونه تضاد و تمایز قرار دارد. این یعنی عبور از عالم صورت‌ها و رسیدن به عالم معنا؛ رهایی از قید این و آن و وصل شدن به "او"ی مطلق.

نکات کلیدی

  • جهان ما آمیخته‌ای از حق و باطل، تلخی و شیرینی است؛ خلوص مطلق در این دنیا یافت نمی‌شود و این بخشی از طرح الهی است.
  • هدف سالک فراتر رفتن از دوگانگی‌ها و تضادهای ظاهری جهان است، زیرا هر دو از یک «اصل» واحد سرچشمه می‌گیرند.
  • مبنای هستی و آفرینش، آن «اصل» و مبدأ بی‌تمایز است که مولانا آن را «بحر معنی عنده ام‌الکتاب» می‌خواند.
  • تشخیص حق از باطل نیازمند «محک» و بصیرت باطنی است، نه تنها اتکا به ظاهر امور.
  • ازآنجاکه شیطان تا قیامت فعال است، ناخالصی و آمیختگی در جهان برقرار خواهد بود و نمی‌توان انتظار «حق خالص» داشت.
  • تکلیف ما جستجوی «خالص‌تر» و رسیدن به ریشۀ واحد وجود است، نه ناامیدی از آمیختگی‌های جهان.

Sources: d1-s23 · 04:35:28 d1-s23 · 04:40:00 d1-s23 · 04:45:00 d1-s23 · 04:50:00 d1-s23 · 04:53:00

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.