읽기 권 1 병든 노예 소녀와 사랑에 빠진 왕과 그녀를 치료하기 위한 그의 술책 대구 41

M1:41 — آن یکی خر داشت، پالانش نبود / یافت پالان گرگ خر را در ربود

آن یکی خر داشت، پالانش نبودیافت پالان گرگ خر را در ربود
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M1:41

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن یکی خری داشت، اما پالانی برایش نبود؛ / پالان را که یافت، گرگ خرش را ربود. معنا: این بیت به شکلی ضرب‌المثل‌وار بیان می‌کند که در پی دستیابی به یک آرزو، معمولاً چیز دیگری از دست می‌رود و هیچ‌گاه تمامی خواسته‌ها هم‌زمان برآورده نمی‌شود.

شرح

این بیت بلافاصله پس از ماجرای عاشق شدن پادشاه بر کنیزک و بیماری او می‌آید و مولانا از همین واقعه، یک قاعدهٔ کلی دربارهٔ عالم و آدم بیرون می‌کشد. او به صراحت می‌گوید که: «همه برخورداری‌ها از آن آدمی نمی‌شود.» این یک اصل بنیادین است که در زندگی کمتر کسی به آن ملتفت می‌شود. این دنیا، این عالم، این بستر هستی چنین ساخته نشده است که همهٔ کالاها و همهٔ مطلوب‌ها یکجا و در آنِ واحد به دست ما برسد. حقیقت این است که «هر چیزی که می‌یابی و می‌گیری، یک چیز دیگری را از دست می‌دهی.» این از دست دادن گاهی آشکار است و گاهی نهان، اما همواره حضور دارد.

این نکته‌ای است که بارها و بارها در زندگی و در تاریخ بشر تکرار شده و می‌شود. همان‌طور که یکی از استادان ما، خدایش بیامرزد، می‌گفت: «این دیوار همیشه دو سه تا خشتش خرابه.» دنیا این‌گونه است؛ هیچ دیواری بی‌عیب و نقص نیست و همیشه جایی برای ترمیم و بازنگری دارد. این همان معنای عمیقِ بیت است.

بسیاری از آدمیان آرزو دارند که همه چیز را با هم داشته باشند: هم ثروت، هم شهرت، هم نام نیک، هم قدرت، هم دنیا، هم آخرت، هم خدا، هم خرما! این مطالبه‌ای است که از اساس با طبیعت این عالم ناسازگار است. دنیا چنین نیست که همهٔ چیزها را با هم به شما بدهد. باید به یکی دو چیز قناعت کرد و دانست که این قناعت، نه از روی عجز که از سر حکمت و شناخت عالم است.

در همین داستان، پادشاه کنیزکی را با عشق و صرف مال فراوان خرید، اما بلافاصله کنیزک بیمار شد و کام پادشاه ناکام ماند. این دقیقاً مصداق همان ضرب‌المثل است که «خر بود، پالان نبود؛ پالان یافت، گرگ خر را در ربود.» حکایت ناکامی‌ها و نقص‌های ذاتی این عالم است که حتی در شیرین‌ترین لحظات وصال، سایهٔ جدایی و رنج بر سر ما می‌گستراند. این شناخت، انسان را از حرص بیهوده می‌رهاند و به او می‌آموزد که دنیا را آن‌گونه که هست بپذیرد و بداند که هیچ کامیابی مطلق و بی‌شائبه‌ای در این سرای موقت ممکن نیست.

نکات کلیدی

  • هر کامیابی در این دنیا، معمولاً با از دست دادن چیزی دیگر همراه است.
  • کمال و تمامیّت در مواهب دنیوی، ممکن نیست و هر دیواری چند خشت خراب دارد.
  • حرص برای داشتن «همه چیز با هم» با طبیعت این عالم ناسازگار است.
  • قناعت و پذیرش نقص‌های ذاتی دنیا، راه رهایی از ناکامی و حرص بیهوده است.

Sources: d1-s13 · 00:27:05

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.