읽기 권 1 칼리프가 라일라를 본 이야기 대구 440

M1:440 — چون کُنی بر بی‌حسد مکر و حسد / زان حسد دل را سیاهی‌ها رسد

چون کُنی بر بی‌حسد مکر و حسدزان حسد دل را سیاهی‌ها رسد
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M1:440

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر بر کسی که از حسادت پاک است، مکر و حسد ورزی، از همان حسد، سیاهی‌ها به دلت راه می‌یابد. معنا: این بیت هشدار می‌دهد که حسادت و بدخواهی نسبت به دیگران، بیش از آنکه به آنان آسیب رساند، قلب خود حسود را تیره و تار می‌کند و آن را از نور می‌شوید.

شرح

در این بیت، مولانا به یکی از بنیادی‌ترین رذایل اخلاقی، یعنی حسادت، می‌پردازد و آن را به سیاهی دل گره می‌زند. سخن او در وهلهٔ اول، یک آموزهٔ اخلاقی صریح و بی‌پرده است: حسادت، هرگز ثمری جز تیرگی و زشتی برای روح خود حسود به ارمغان نمی‌آورد. این همان «نظر درجه اول» مولاناست؛ توصیه‌ای که بر دوش هر انسانی برای رهایی از این خصلت ناپسند می‌نشیند.

اما مولانا، همچون سایر عارفان، نگاهی فراتر از این سطح اخلاقی نیز دارد که من آن را «نگاه درجه دوم» می‌خوانم. از این منظر والا، ما دیگر نه در حال امر و نهی و باید و نباید، بلکه در پی توصیف جهان چنانکه هست، از چشم‌انداز الهی، هستیم. بی‌گمان، حسادت، طمع، و جنگ همچون ارکانی جدایی‌ناپذیر در بافت هستی این جهان تنیده شده‌اند. این‌ها ریشه‌کن‌شدنی نیستند، و نمی‌توان انتظار داشت که در قلمروی خاکی، جهان از هرگونه شر و نقصی عاری شود.

من این دیدگاه را از اندیشه‌های غزالی نیز وام می‌گیرم که می‌گفت خداوند جهان را با غفلت مردمانش اداره می‌کند. اگر چشمان آدمیان بر حقیقت جهان یکسره گشوده می‌شد، این عالم دیگر قابل زیست نبود و نظام کنونی‌اش فرو می‌ریخت. مولانا خود این معنی را با ظرافت در جایی دیگر بیان می‌کند: «پس ستون این جهان خود غفلت است / هوشیاری این جهان را آفت است» و نیز می‌افزاید: «زان جهان اندک ترشح می‌رسد / تا نغرت زین جهان حرص و حسد چون ترشح بیشتر گردد ز غیب / نه هنر ماند در این عالم نه عیب»

این بدان معناست که از عالم غیب، تنها اندکی از آگاهی و نور به این جهان سرازیر می‌شود تا حرص و حسد به کلی از میان نرود. زیرا اگر این ترشح بیشتر شود، نه فضیلتی می‌ماند و نه رذیلتی؛ چرا که ساختارِ تمایز و تضادِ این جهان به هم می‌ریزد. در حقیقت، خداوند جهان را با همین «حرص و حسد» مردمانش می‌گرداند؛ این‌ها همچون مشعل‌هایی هستند که دیگ این حمام عالم را گرم نگه می‌دارند. این مشعل‌ها تنها در قیامت خاموش می‌شوند و تا آن زمان، حسد همچون دیگر رذایل، کاربرد دوگانه دارد؛ گاهی خیر می‌رساند و گاهی شر.

از همین روست که حافظ با بصیرت می‌سراید: «غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل / شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد»

بنابراین، مولانا، در نگاه اول، با این بیت به ما می‌آموزد که با حسد ورزیدن، خودمان را به تباهی نکشانیم. او خود در جایی دیگر تأکید می‌کند که حسد را «خاک بر سر» کرده است و ما را نیز به چنین سلوکی فرا می‌خواند. این راه نجات فردی است. اما در نگاه دوم، او به ما می‌فهماند که این رذیله، علی‌رغم میل ما، جزئی از معماری جهان است و در بستر هستی نقش‌آفرین است، حتی اگر در بسیاری موارد شرانگیز باشد. این دو نگاه، نه متناقض، که مکمل یکدیگرند؛ یکی راهنمای عمل فردی است و دیگری، شرحی فلسفی بر نظام کلی عالم. وظیفهٔ ماست که در ساحت فردی خود، حسد را مچاله کرده و بر آن خاک بریزیم، اما در ساحت فهم جهان، از وجود و نقش آن غافل نباشیم.

نکات کلیدی

  • حسد، بیش از آنکه به دیگری آسیب رساند، قلب خود حسود را تیره می‌کند؛ این یک آموزه اخلاقی (نگاه درجه اول) است.
  • مولانا ورای توصیهٔ اخلاقی، به حسد همچون جزئی جدایی‌ناپذیر از نظام خلقت می‌نگرد (نگاه درجه دوم).
  • دنیا بر اساس «غفلت» و حضور رذایل اخلاقی همچون حسد اداره می‌شود؛ هوشیاری کامل نظام جهان را دگرگون می‌کند.
  • ترشح اندک آگاهی از عالم غیب، مانع حذف کامل حرص و حسد از جهان می‌شود تا چرخهٔ هستی برقرار بماند.
  • حسد، با وجود ماهیت مخرب خود، می‌تواند در نگاه کلی‌تر و در بستر حکمت الهی، کارکردی دوگانه و حتی خیرآفرین داشته باشد.
  • وظیفهٔ انسان این است که در ساحت فردی حسد را از خود دور کند، اما در ساحت فهم، وجود و نقش آن را در جهان بپذیرد.

Sources: d1-s35 · 00:53:19 d1-s35 · 00:57:58 d1-s35 · 01:03:00 d1-s35 · 01:06:45 d1-s35 · 01:09:20

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.