읽기 권 1 병든 노예 소녀와 사랑에 빠진 왕과 그녀를 치료하기 위한 그의 술책 대구 54

M1:54 — از هلیله قبض شد‌، اطلاق رفت / آب آتش را مدد شد همچو نَفت

از هلیله قبض شد‌، اطلاق رفتآب آتش را مدد شد همچو نَفت
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M1:54

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هلیله، به جای روان‌کنندگی، قبض‌آور شد و اثر اسهال‌دهندگی‌اش از بین رفت. آب نیز برای آتش مددکار شد، درست مانند نفت. معنا: این بیت نشان می‌دهد که چگونه در مواقعی، علل عادی تأثیرات عکس می‌دهند؛ دارو بیماری را تشدید می‌کند و آب آتش را شعله‌ورتر می‌سازد.

شرح

این بیت، بی‌گمان، یکی از کلیدهای فهم اندیشه‌ی ضدّ علّیتی مولاناست که در سراسر مثنوی بسط یافته است. مولانا، به صراحت، در جای دیگری می‌فرماید: «ز آغاز قرآن تا تمام، رفض اسباب است و علت والسلام.» از دیدگاه او، آنچه ما به عنوان «علیت» در طبیعت می‌شناسیم، نه ضرورتی تخلف‌ناپذیر، بلکه عادتی است که خداوند در عالم جاری ساخته است. این عادت، البته، می‌تواند در هر لحظه به اراده‌ی حق شکسته شود و اینجاست که معجزات، از ابراهیم در آتش تا عصای موسی، ظهور می‌کنند؛ نه نقض قانون، بلکه نقض عادت.

این اندیشه‌ی مولانا قرابت عجیبی با دیدگاه اشاعره و حتی فیلسوفان غربی چون دیوید هیوم دارد. هیوم در قرن هفدهم، ضرورت علّی را منکر شد و گفت آنچه ما توالی علت و معلول می‌پنداریم، چیزی جز "عادت ذهن" ما نیست؛ عادت کرده‌ایم که پس از A، B را ببینیم و این توالی را به ضرورت تفسیر کنیم. مولانا نیز با همین نگاه، "نظم" جهان را می‌پذیرد، اما "ضرورت" آن را منکر می‌شود. این نظم، عادت خداوند است، نه ذاتیِ اشیا.

در این بیت خاص، مولانا مثال‌هایی از پزشکی و طبیعت می‌آورد تا این نکته را روشن کند. هلیله، که خاصیت مسهلی و روان‌کنندگی دارد (اطلاق)، در این مورد خاص «قبض» آورد و یبوست ایجاد کرد؛ یعنی درست عکس عمل طبیعی‌اش را انجام داد. یا آب که وظیفه‌اش خاموش کردن آتش است، در این موقعیت استثنایی، «مدد» آتش شد، «همچو نفت»، یعنی آن را شعله‌ورتر ساخت. این‌ها همه نشانه‌هایی هستند که خداوند، برای نمایش عجز طبیبان و برای یادآوری قدرت بی‌کران خود، این عادات را درهم می‌شکند تا آدمی بداند که زمام امور، هرگز به طور کامل در دست اسباب ظاهری نیست و یک «علت ظریف» همیشه در کار است که می‌تواند تمام برنامه‌ریزی‌ها را به هم بریزد. اینجاست که مفهوم «توفیق» الهی معنایی ژرف‌تر می‌یابد؛ توفیق یعنی اینکه خداوند، به رغم احتمال هر نتیجه‌ی دیگری، اسباب را چنان کنار هم بنشاند که نتیجه‌ی مطلوب حاصل شود. این دیدگاه، نگاه انسان را به عالم وسیع‌تر می‌کند و او را از غرور و خودبسندگی در فهم جهان باز می‌دارد.

نکات کلیدی

  • اصل علیت در نگاه مولانا صرفاً یک «عادت» است، نه یک «ضرورت» ذاتی.
  • خداوند در هر لحظه می‌تواند این عادت را بشکند و تأثیر علل را دگرگون سازد.
  • معجزات، نمونه‌های بارز «نقض عادت» الهی هستند که ضعف اراده‌ی انسانی را نشان می‌دهند.
  • مولانا در این نگاه، به اشاعره و حتی فیلسوفانی چون دیوید هیوم نزدیک می‌شود.
  • وقتی علل عادی کارکرد عکس می‌دهند، این نشانه‌ی حضوری فراتر از نظم مادی است.
  • مفهوم «توفیق» الهی در این نظام فکری معنای عمیق‌تری می‌یابد: خدا امور را به خیر می‌انجامد.

Sources: d1-s13 · 00:36:34 d1-s13 · 00:42:02 d1-s15 · 00:52:42

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked2

asked in فارسی

بله، در زمان مولانا و حتی قرن‌ها پیش از آن، "نفت" به معنای ماده‌ای قابل اشتعال که امروزه نیز می‌شناسیم، وجود داشته و مورد استفاده قرار می‌گرفته است. در ادبیات فارسی و منابع تاریخی، واژه "نفت" به قیر، قطران، و نفت خام اشاره دارد که برای روشنایی، گرمایش، و حتی در جنگ‌ها به عنوان ماده‌ای آتش‌زا (مانند "نفت‌انداز" یا "آتش یونانی") استفاده می‌شده است.

مولانا در این بیت، "نفت" را به عنوان مثالی از چیزی که به آتش مدد می‌رساند (آن را شعله‌ورتر می‌کند) ذکر می‌کند:

از هلیله قبض شد‌، اطلاق رفت
آب آتش را مدد شد همچو نَفت
M1:54

همانطور که در پاسخ قبلی اشاره شد، این بیت در راستای بیان این نکته است که خداوند می‌تواند تأثیر طبیعی اشیاء را دگرگون سازد؛ همانطور که آب می‌تواند به جای خاموش کردن آتش، آن را با مدد "نفت" شعله‌ورتر کند.

برای بررسی بیشتر این مفهوم که خداوند می‌تواند نظم طبیعت را بشکند، می‌توانید به بخش «شکستن نظم طبیعت و نفی علیت در مثنوی» مراجعه کنید.

asked in فارسی

هلیله (Myrobalan) نام میوه‌ای دارویی است که در طب سنتی خاصیت مسهلی و روان‌کنندگی دارد. مولانا در این بیت از آن به عنوان مثالی استفاده می‌کند تا نشان دهد که چگونه گاهی اوقات، علل طبیعی تأثیری خلاف انتظار دارند. در اینجا، هلیله به جای روان‌کنندگی، باعث قبض و یبوست شده است.

از هلیله قبض شد‌، اطلاق رفت
آب آتش را مدد شد همچو نَفت
M1:54

در این بیت، مولانا با آوردن مثال‌هایی چون هلیله که اثر عکس می‌دهد و آب که به جای خاموش کردن آتش، آن را شعله‌ورتر می‌کند، به این نکته اشاره دارد که نظم جهان صرفاً یک عادت است، نه یک ضرورت تخلف‌ناپذیر. خداوند می‌تواند در هر لحظه این عادت را بشکند و تأثیر علل را دگرگون سازد.

برای درک عمیق‌تر اندیشه مولانا درباره نفی علیت، می‌توانید به بخش «شکستن نظم طبیعت و نفی علیت در مثنوی» مراجعه کنید.