읽기› 권 5› 큰 섬에 홀로 있는 소의 이야기. 알라께서는 그 큰 섬을 소의 먹이가 될 풀과 꽃들로 가득 채우신다. 밤이 되면 그 소는 모든 것을 먹고 산만큼 살찌게 된다. 밤이 되면 그는 근심과 두려움으로 잠을 이루지 못한다. “온 들판을 다 먹어버렸는데, 내일 무엇을 먹을까?” 이 근심으로 그는 여위게 된다. 다음 날 아침, 그는 어제보다 더 푸르고 무성해진 들판을 보게 된다. 다시 먹고 살찌게 되고, 밤이 되면 다시 같은 근심에 사로잡힌다. 그는 수년 동안 이러한 일을 겪으면서도 믿지 못한다.› 대구 2856
M5:2856 — باز شب اندر تب افتد از فَزَع / تا شود لاغر ز خوف منتَجَع
M5:2856
의미 · به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI
این بیت میگوید که گاو، با فرا رسیدن شب، دوباره دچار ترس و وحشتی تبآلود میشود؛ از اینکه فردا چراگاهی برای چریدن پیدا نکند، آنقدر غصه میخورد که لاغر میشود.
این بیت بخشی از تمثیل گاو در جزیره است که نماد «نفس» انسان و نگرانی بیهودهاش دربارهٔ آینده و روزی است.
مولانا تصویر گاوی را ترسیم میکند که تمام روز را در یک مرتع سرسبز و بیپایان میچرد و فربه میشود. اما همین که شب فرا میرسد، به جای آرامش، دچار اضطراب و «فَزَع» (وحشت) میشود. این وحشت چنان شدید است که او را به «تب» میاندازد. منشأ این ترس، نگرانی برای فردایی است که هنوز نیامده: «فردا چه بخورم؟». او از «خوفِ مُنتَجَع» یعنی ترس از نیافتن چراگاه و علف، تمام آنچه را که در روز به دست آورده از دست میدهد و دوباره لاغر و نحیف میشود.
نکتهٔ اصلی داستان که این بیت بر آن تأکید میکند، بیاعتمادی نفس به رزاقیت خداوند است. این گاو (نفس) سالهاست که هر روز صبح، دشت را سبزتر از دیروز میبیند، اما هر شب دوباره همان ترس فلجکننده به سراغش میآید. این چرخهٔ باطلِ فربهشدن از نعمت در روز و لاغرشدن از ترس در شب، نماد حال انسانی است که با وجود دریافت مستمر روزی از جانب خداوند، لحظهای از نگرانی برای آینده آسوده نیست و به جای شکرگزاری و توکل، خود را با غصههای بیهوده تحلیل میبرد.
- فَزَع
- ترس و وحشت ناگهانی، هراس شدید
- مُنتَجَع
- چراگاه، محلی برای طلب علف و آب
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.