읽기권 5

권 5 · 4233 시구 · 178 절

دفتر پنجم

Book V

دیباچهٔ دفتر پنجم · فارسی

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم و بِه نَستعین و عَلَیه نَتَوَّکل و عِندَهُ مَفاتیح القُلُوب و صَلَّی اللهُ عَلی خَیرِ خَلقِهِ مُحَمَّدٍ و آلِهِ وَ صَحْبِهِ اَجْمَعین.

این مُجَلّد پنجم است از دفترهای مثنوی، و تِبیانِ معنوی در بیان آن که شریعت همچو شمع است، رَه می‌نماید، و با آن که شمع به دست نیاوری راهْ رفته نشود، و بی آن که شمع به دست آوری، راهْ رفته نشود. و چون در ره آمدی، آن رفتن تو طریقت است و چون رسیدی به مقصود، آن حقیقت است و جهت این گفته اند که: «لو ظهرت الحقائق بطلت الشرایع». هم چنان که مسْ زر شود و یا خود از اصلْ زر شده بود، او را نه عِلمِ کیمیا حاجت است که آن شریعت است، و نه خود را در کیمیا مالیدن که آن طریقت است، چنان که گفته‌اند: «طلب الدلیل بعد الوصول الی المدلول قبیح و ترک الدلیل قبل الوصول الی المدلول مذموم». حاصل آن که شریعت، همچون علم کیمیا آموختن است یا از استاد یا از کتاب. و طریقت، استعمال کردن داروها و مس را در کیمیا مالیدن است، و حقیقت، زر شدن مس. کیمیادانان به علم کیمیا شادند که: «ما علم این می‌دانیم»، و عمل کنندگان به عمل کیمیا شادند که: «چنین کارها می‌کنیم» و حقیقت یافتگان به حقیقت شادند که: «ما زر شدیم و از علم و کیمیا آزاد شدیم، عتقا الله ایم». «کل حزب بما لدیهم فرحون». یا مثال شریعت همچو علم طبّ آموختن است، و طریقتْ پرهیز کردن به موجب علم طبّ و داروها خوردن، و حقیقتْ صحّت یافتن ابدی، و از آن هردو فارغ شدن. چون آدمی از این حیات میرد، شریعت و طریقت ازو منقطع شود، و حقیقت مانَد. حقیقت اگر دارد نعره می‌زند که: «یا لیت قومی یعلمون بما غفرلی ربّی» و اگر ندارد، نعره می‌زند که: «یا لیتنی لم اوت کتابیه، ولم ادر ما حسابیه، یا لیتها کانت القاضیه، ما اغنی عنّی مالیه، هلک عنّی سلطانیه». شریعت علم است، و طریقت عمل است، حقیقت الوصول الی الله. «فمن کان یرجوا لقا ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعباده ربه احدا» و صلی الله علی خیر خلقه محمد و آله و صحبه و عترته و سلّم تسلیما.

또는 당신의 언어로 읽기:

❋ ❋ ❋
  1. 001 بخش ۱ - سر آغاز머리말 30 시구
  2. 002 بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک‘네 마리 새를 취하여 네게로 가까이 오게 하라’는 구절의 해석. 32 시구
  3. 003 بخش ۳ - در سبب ورود این حدیث مصطفی صلوات الله علیه که الکافر یأکل فی سبعة امعاء و المؤمن یأکل فی معا واحد예언자 무함마드(하나님의 축복과 평화가 그에게 있기를)의 하디스가 시작된 이유: “불신자는 일곱 개의 창자로 먹고, 믿는 자는 하나의 창자로 먹는다.” 33 시구
  4. 004 بخش ۴ - در حجره گشادن مصطفی علیه‌السلام بر مهمان و خود را پنهان کردن تا او خیال گشاینده را نبیند و خجل شود و گستاخ بیرون رود예언자(그에게 평화가 있을지어다)가 손님을 위해 방을 열어주고 자신을 숨겨서, 손님이 문을 연 사람을 보지 못하고 수치심을 느끼지 않으며 자유롭게 나갈 수 있도록 한 것. 21 시구
  5. 005 بخش ۵ - سبب رجوع کردن آن مهمان به خانهٔ مصطفی علیه‌السلام در آن ساعت که مصطفی نهالین ملوث او را به دست خود می‌شست و خجل شدن او و جامه چاک کردن و نوحهٔ او بر خود و بر سعادت خود예언자(그에게 평화가 있을지어다)가 자신의 손으로 그 손님의 더러워진 베개를 씻고 있던 그 시간에, 손님이 예언자의 집으로 돌아와 부끄러워하며 옷을 찢고 자신과 자신의 행복을 위해 애곡한 이유. 50 시구
  6. 006 بخش ۶ - نواختن مصطفی علیه‌السلام آن عرب مهمان را و تسکین دادن او را از اضطراب و گریه و نوحه کی بر خود می‌کرد در خجالت و ندامت و آتش نومیدی예언자(그에게 평화가 있을지어다)가 그 아랍 손님을 위로하고, 부끄러움과 후회, 절망의 불길 속에서 그가 스스로에게 하던 애곡과 동요를 진정시킨 것. 15 시구
  7. 007 بخش ۷ - بیان آنک نماز و روزه و همه چیزهای برونی گواهیهاست بر نور اندرونی기도와 금식, 그리고 모든 외적인 것들이 내면의 빛에 대한 증거라는 설명. 17 시구
  8. 008 بخش ۸ - پاک کردن آب همه پلیدیها را و باز پاک کردن خدای تعالی آب را از پلیدی لاجرم قدوس آمد حق تعالی물이 모든 더러움을 씻어내고, 다시 하나님(지극히 높으신 분)께서 물을 더러움으로부터 정화하시어, 결국 하나님(지극히 높으신 분)은 지극히 거룩하신 분이 되신다는 설명. 17 시구
  9. 009 بخش ۹ - استعانت آب از حق جل جلاله بعد از تیره شدن흐려진 후 물이 하나님(그분의 위엄이 찬양될지어다)께 도움을 요청한 것. 19 시구
  10. 010 بخش ۱۰ - گواهی فعل و قول بیرونی بر ضمیر و نور اندرونی외적인 행위와 말이 내면의 생각과 빛에 대한 증거가 되는 것. 6 시구
  11. 011 بخش ۱۱ - در بیان آنک نور خود از اندرون شخص منوّر بی‌آنک فعلی و قولی بیان کند گواهی دهد بر نور وی؛ در بیان آنک آن‌ نور خود را از اندرون سرّ عارف ظاهر کند بر خلقان بی‌فعل عارف و بی‌قول عارف افزون از آنک به قول و فعل او ظاهر شود، چنانک آفتاب بلند شود بانگ خروس و اعلام مؤذن و علامات دیگر حاجت نیاید사람 안의 빛 그 자체가 그 어떤 행동이나 말로 표현되지 않고서도 그 빛을 증언한다는 설명. 즉, 그 빛은 그 어떤 행동이나 말로 드러나는 것보다 더 강하게, 신비에 싸인 인식자의 내면으로부터 창조물들에게 나타난다. 마치 해가 뜨면 수탉의 울음소리나 무에진의 알림, 다른 징후들이 필요 없듯이. 19 시구
  12. 012 بخش ۱۲ - عرضه کردن مصطفی علیه‌السلام شهادت را بر مهمان خویش예언자(그에게 평화가 있을지어다)가 자신의 손님에게 신앙고백을 제안한 것. 27 시구
  13. 013 بخش ۱۳ - بیان آنک نور که غذای جانست غذای جسم اولیا می‌شود تا او هم یار می‌شود روح را کی اسلم شیطانی علی یدی영혼의 양식인 빛이 성자들의 육체의 양식이 되어, 그 육체도 영혼의 친구가 되어 “나의 사탄은 나에게 복종한다”는 하디스처럼 된다는 설명. 14 시구
  14. 014 بخش ۱۴ - انکار اهل تن غذای روح را و لرزیدن ایشان بر غذای خسیس육체의 사람들이 영혼의 양식을 부정하고 하찮은 양식에 떨리는 것. 3 시구
  15. 015 بخش ۱۵ - مناجات간절한 기도. 12 시구
  16. 016 بخش ۱۶ - تمثیل لوح محفوظ و ادراک عقل هر کسی از آن لوح آنک امر و قسمت و مقدور هر روزهٔ ویست هم چون ادراک جبرئیل علیه‌السلام هر روزی از لوح اعظم عقل مثال جبرئیلست و نظر او به تفکر به سوی غیبی که معهود اوست در تفکر و اندیشهٔ کیفیت معاش و بیرون شو کارهای هر روزینه مانند نظر جبرئیلست در لوح و فهم کردن او از لوح보존된 서판과 그 서판에서 각 개인의 이성이 매일의 명령, 운명, 정해진 것을 인지하는 것을 비유함. 이는 지브릴(그에게 평화가 있을지어다)이 매일 위대한 서판에서 인지하는 것과 같다. 이성은 지브릴과 같고, 그의 사유를 통한 시선은 그에게 익숙한 미지의 세계를 향한다. 매일의 생활 방식과 일의 결과에 대한 사유와 생각은 지브릴이 서판을 보고 서판에서 이해하는 것과 같다. 12 시구
  17. 017 بخش ۱۷ - تمثیل روشهای مختلف و همتهای گوناگون به اختلاف تحری متحریان در وقت نماز قبله را در وقت تاریکی و تحری غواصان در قعر بحر어두울 때 예배 방향을 탐구하는 자들의 다양한 방식과 다른 열정, 그리고 바다 밑에서 잠수부들이 탐색하는 것을 비유함. 17 시구
  18. 018 بخش ۱۸ - تفسیر یا حسرة علی العباد“오 종들에게 비통함이여”라는 구절의 해석. 8 시구
  19. 019 بخش ۱۹ - سبب آنک فرجی را نام فرجی نهادند از اول원래 파라지라는 이름을 파라지라고 부르게 된 이유. 41 시구
  20. 020 بخش ۲۰ - صفت طاوس و طبع او و سبب کشتن ابراهیم علیه‌السلام او را공작의 특징과 성질, 그리고 아브라함(그에게 평화가 있을지어다)이 공작을 죽인 이유. 25 시구
  21. 021 بخش ۲۱ - در بیان آنک لطف حق را همه کس داند و قهر حق را همه کس داند و همه از قهر حق گریزانند و به لطف حق در آویزان اما حق تعالی قهرها را در لطف پنهان کرد و لطفها را در قهر پنهان کرد نعل بازگونه و تلبیس و مکر الله بود تا اهل تمیز و ینظر به نور الله از حالی‌بینان و ظاهربینان جدا شوند کی لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً하나님의 은혜와 진노를 모두가 알고, 모두가 진노에서 도망쳐 은혜에 매달린다는 설명. 그러나 하나님은 진노 속에 은혜를 숨기고 은혜 속에 진노를 숨기셨다. 이는 거꾸로 된 편자이자 하나님의 위장과 기만으로, 통찰력 있는 자들과 “하나님의 빛으로 보는 자들”이 현상만 보는 자들과 겉만 보는 자들과 구별되도록 하기 위함이었다. “너희 중에서 누가 가장 선한 행동을 하는지 시험하시기 위함이다.” 39 시구
  22. 022 بخش ۲۲ - تفاوت عقول در اصل فطرت خلاف معتزله کی ایشان گویند در اصل عقول جزوی برابرند این افزونی و تفاوت از تعلم است و ریاضت و تجربه원초적인 본성에서의 지성의 차이. 무아타질라 학파와는 달리, 그들은 원초적으로는 부분적 이성이 동일하며, 이러한 증가와 차이는 학습, 수행, 경험에서 비롯된다고 말한다. 18 시구
  23. 023 بخش ۲۳ - حکایت آن اعرابی کی سگ او از گرسنگی می‌مرد و انبان او پر نان و بر سگ نوحه می‌کرد و شعر می‌گفت و می‌گریست و سر و رو می‌زد و دریغش می‌آمد لقمه‌ای از انبان به سگ دادن어떤 아랍인이 굶어 죽어가는 개를 보고도 자신의 자루에 빵이 가득한데도 개에게 주지 않고, 개를 위해 애도하며 시를 읊고 울부짖으며 얼굴을 때리고 후회한 이야기. 21 시구
  24. 024 بخش ۲۴ - در بیان آنک هیچ چشم بدی آدمی را چنان مهلک نیست کی چشم پسند خویشتن مگر کی چشم او مبدل شده باشد به نور حق که بی یسمع و بی یبصر و خویشتن او بی‌خویشتن شده자신을 좋게 보는 것만큼 치명적인 시선은 없다는 설명. 다만, 그의 눈이 하나님의 빛으로 변화되어 “그로 인해 듣고 그로 인해 보는” 상태가 되고, 그 자신이 자신 아닌 것이 되었을 경우에는 제외한다. 8 시구
  25. 025 بخش ۲۵ - تفسیر وَ إِنْ یَکادُ الَّذینَ کَفَروا لَیُزْلِقونَکَ بِأَبْصارِهِمْ الایه“불신자들이 그들의 눈으로 당신을 미끄러뜨리려 한다”는 구절의 해석. 30 시구
  26. 026 بخش ۲۶ - قصهٔ آن حکیم کی دید طاوسی را کی پر زیبای خود را می‌کند به منقار و می‌انداخت و تن خود را کل و زشت می‌کرد از تعجب پرسید کی دریغت نمی‌آید گفت می‌آید اما پیش من جان از پر عزیزتر است و این پر عدوی جان منست어떤 현인이 공작이 아름다운 깃털을 부리로 뽑아 던져 자신의 몸을 대머리로 만들고 추하게 만드는 것을 보고 놀라서 물었다. “아깝지 않으십니까?” 공작이 말했다. “아깝지만, 나에게는 생명이 깃털보다 소중하다. 이 깃털은 내 생명의 적이다.” 21 시구
  27. 027 بخش ۲۷ - در بیان آنک صفا و سادگی نفس مطمنه از فکرتها مشوش شود چنانک بر روی آینه چیزی نویسی یا نقش کنی اگر چه پاک کنی داغی بماند و نقصانی만족한 영혼의 순수하고 단순한 상태가 생각들로 인해 혼란스러워진다는 설명. 마치 거울 표면에 무언가를 쓰거나 그리면, 지워도 흔적이 남아 손상이 되는 것과 같다. 17 시구
  28. 028 بخش ۲۸ - در بیان قول رسول علیه‌السلام لا رهبانیة فی‌الاسلام예언자(그에게 평화가 있을지어다)의 말씀 “이슬람에는 수도생활이 없다”에 대한 설명. 12 시구
  29. 029 بخش ۲۹ - در بیان آنک ثواب عمل عاشق از حق هم حق است사랑하는 자의 행위에 대한 보상은 하나님께로부터 직접 오는 것이라는 설명. 18 시구
  30. 030 بخش ۳۰ - در تفسیر قول رسول علیه‌السلام ما مات من مات الا و تمنی ان یموت قبل ما مات ان کان برا لیکون الی وصول البر اعجل و ان کان فاجرا لیقل فجوره예언자(그에게 평화가 있을지어다)의 말씀 “죽은 자 중에 죽기 전에 죽기를 바라지 않는 자는 없다. 만약 그가 의로운 자였다면 더 빨리 의로움에 도달하기 위함이고, 만약 그가 사악한 자였다면 사악함을 줄이기 위함이다”에 대한 해석. 16 시구
  31. 031 بخش ۳۱ - در بیان آنک عقل و روح در آب و گل محبوس‌اند هم‌چون هاروت و ماروت در چاه بابل이성과 영혼이 바빌론의 우물에 갇힌 하룻과 마룻처럼 흙과 진흙 속에 갇혀 있다는 설명. 21 시구
  32. 032 بخش ۳۲ - جواب گفتن طاوس آن سایل را공작이 질문자에게 대답한 것. 7 시구
  33. 033 بخش ۳۳ - بیان آنک هنرها و زیرکی‌ها و مال دنیا هم‌چون پرهای طاوس عدو جانست기술과 영리함, 그리고 세상의 부가 공작의 깃털처럼 생명의 적이라는 설명. 24 시구
  34. 034 بخش ۳۴ - در صفت آن بی‌خودان کی از شر خود و هنر خود آمن شده‌اند کی فانی‌اند در بقای حق هم‌چون ستارگان کی فانی‌اند روز در آفتاب و فانی را خوف آفت و خطر نباشد자신과 자신의 기술의 해악으로부터 안전해진 자기 상실자들, 즉 해가 뜨면 해 속에 사라지는 별들처럼 하나님의 영속성 안에서 소멸된 자들에 대한 설명. 소멸된 자에게는 재앙과 위험의 두려움이 없다. 47 시구
  35. 035 بخش ۳۵ - در بیان آنک ما سوی الله هر چیزی آکل و ماکولست هم‌چون آن مرغی کی قصد صید ملخ می‌کرد و به صید ملخ مشغول می‌بود و غافل بود از باز گرسنه کی از پس قفای او قصد صید او داشت اکنون ای آدمی صیاد آکل از صیاد و آکل خود آمن مباش اگر چه نمی‌بینیش به نظر چشم به نظر دلیل و عبرتش می‌بین تا چشم نیز باز شدن하나님 외의 모든 것은 먹는 자와 먹히는 자라는 설명. 마치 메뚜기를 사냥하려던 새가 메뚜기 사냥에 몰두하여 뒤에서 자신을 사냥하려는 굶주린 매를 알아차리지 못했던 것처럼. 그러니 오 인간이여, 사냥꾼으로서 당신을 먹는 사냥꾼으로부터 안전하다고 생각하지 마십시오. 비록 눈으로는 그를 보지 못할지라도, 이성과 교훈의 눈으로 그를 보아, 당신의 눈도 뜨이게 하십시오. 46 시구
  36. 036 بخش ۳۶ - صفت کشتن خلیل علیه‌السلام زاغ را کی آن اشارت به قمع کدام صفت بود از صفات مذمومهٔ مهلکه در مرید아브라함(그에게 평화가 있을지어다)이 까마귀를 죽인 것은 수련자의 멸망적인 비난받을 만한 속성들 중 어떤 것을 억압하라는 상징이었는가? 15 시구
  37. 037 بخش ۳۷ - مناجات간절한 기도. 43 시구
  38. 038 بخش ۳۸ - قال النبی علیه‌السلام ارحموا ثلاثا عزیز قوم ذل و غنی قوم افتقر و عالما یلعب به الجهال예언자(그에게 평화가 있을지어다)께서 말씀하셨다. “세 부류의 사람들을 불쌍히 여기라: 부족의 존경받는 사람이 비천해진 경우, 부족의 부유한 사람이 가난해진 경우, 그리고 무지한 자들이 조롱하는 학자.” 10 시구
  39. 039 بخش ۳۹ - قصهٔ محبوس شدن آن آهوبچه در آخر خران و طعنهٔ آن خران ببر آن غریب گاه به جنگ و گاه به تسخر و مبتلی گشتن او به کاه خشک کی غذای او نیست و این صفت بندهٔ خاص خداست میان اهل دنیا و اهل هوا و شهوت کی الاسلام بدا غریبا و سیعود غریبا فطوبی للغرباء صدق رسول الله새끼 사슴이 당나귀들 사이에 갇혀서, 당나귀들이 때로는 싸우고 때로는 비웃으며 그 이방인을 조롱하고, 그에게는 맞지 않는 마른 건초를 먹게 된 이야기. 이것은 세상 사람들과 욕망과 정욕에 빠진 사람들 사이에 있는 특별한 하나님의 종의 특징이다. “이슬람은 이방인으로 시작되었고 다시 이방인으로 돌아갈 것이다. 그러므로 이방인들에게 축복이 있으라.” 예언자(하나님의 평화가 그에게 있기를)의 말씀은 진실이다. 12 시구
  40. 040 بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید무함마드 호와리즈미샤의 이야기. 그는 모든 라피디(시아파)들로 이루어진 사브제바르 시를 전쟁으로 점령했으나, 그들은 목숨을 구걸했다. 그는 말했다. “그렇다면 내가 이 도시에서 아부 바크르라는 이름을 가진 사람을 선물로 데려오면 너희를 살려주겠다.” 63 시구
  41. 041 بخش ۴۱ - بقیهٔ قصهٔ آهو و آخر خران사슴과 당나귀들 이야기의 나머지. 24 시구
  42. 042 بخش ۴۲ - تفسیر انی اری سبع بقرات سمان یاکلهن سبع عجاف آن گاوان لاغر را خدا به صفت شیران گرسنه آفریده بود تا آن هفت گاو فربه را به اشتها می‌خوردند اگر چه آن خیالات صور گاوان در آینهٔ خواب نمودند تو معنی بگیر“내가 일곱 마리의 살찐 암소들이 일곱 마리의 마른 암소들에게 먹히는 것을 보았다”는 구절의 해석. 하나님께서는 그 마른 암소들을 굶주린 사자들의 모습으로 창조하셨기에, 그들이 일곱 마리의 살찐 암소들을 욕망으로 먹어치웠다. 비록 그 암소들의 형상이 꿈의 거울에 나타났을지라도, 당신은 의미를 취하라. 8 시구
  43. 043 بخش ۴۳ - بیان آنک کشتن خلیل علیه‌السلام خروس را اشارت به قمع و قهر کدام صفت بود از صفات مذمومات مهلکان در باطن مرید아브라함(그에게 평화가 있을지어다)이 수탉을 죽인 것은 수련자의 내면에 있는 멸망적인 비난받을 만한 속성들 중 어떤 것을 억압하고 정복하라는 상징이었는가에 대한 설명. 22 시구
  44. 044 بخش ۴۴ - تفسیر خلقنا الانسان فی احسن تقویم ثم رددناه اسفل سافلین و تفسیر و من نعمره ننکسه فی الخلق“우리는 인간을 가장 완벽한 형태로 창조하였으나, 그를 가장 낮은 곳으로 되돌렸다”는 구절과 “우리가 수명을 연장하는 자는 그의 창조에 있어 거꾸로 되게 한다”는 구절의 해석. 12 시구
  45. 045 بخش ۴۵ - تفسیر أَسْفَلَ سافِلینَ إِلَّا الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنونٍ“가장 낮은 곳으로 되돌렸다, 다만 믿고 선행을 행한 자들은 제외된다. 그들에게는 끊이지 않는 보상이 있을 것이다”는 구절의 해석. 52 시구
  46. 046 بخش ۴۶ - مثال عالم هست نیست‌نما و عالم نیست هست‌نما존재하는 듯하지만 존재하지 않는 세계와 존재하지 않는 듯하지만 존재하는 세계의 비유. 25 시구
  47. 047 بخش ۴۷ - در تفسیر قول مصطفی علیه‌السلام لا بد من قرین یدفن معک و هو حی و تدفن معه و انت میت ان کان کریما اکرمک و ان کان لیما اسلمک و ذلک القرین عملک فاصلحه ما استطعت صدق رسول‌الله알리(Ali)에 대한 예언자의 말씀에 대한 주해: “그대는 반드시 그대와 함께 묻힐 벗이 필요하나 그는 살아있고, 그대는 그와 함께 묻히되 죽어 있다. 그 벗이 고귀하다면 그대는 존경받을 것이요, 비열하다면 버림받을 것이니, 그 벗은 바로 그대의 행위이다. 그러니 최선을 다해 바로잡으라.” 선지자 무함마드의 말씀은 진리이다. 22 시구
  48. 048 بخش ۴۸ - تفسیر وَ هُوَ مَعَکُمْ“그리고 그는 그대들과 함께 계신다(وَ هُوَ مَعَکُمْ)”의 주해 11 시구
  49. 049 بخش ۴۹ - در تفسیر قول مصطفی علیه‌السلام من جعل الهموم هما واحدا کفاه الله سائر همومه و من تفرقت به الهموم لا یبالی الله فی ای واد اهلکه예언자의 말씀에 대한 주해: “걱정을 하나로 만든 자에게는 알라께서 다른 모든 걱정을 해결해 주시지만, 걱정에 휩쓸리는 자에게는 알라께서 그를 어떤 골짜기에 파멸시키든 상관치 않으신다.” 21 시구
  50. 050 بخش ۵۰ - در معنی این بیت «گر راه روی راه برت بگشایند ور نیست شوی بهستیت بگرایند»“길을 가면 길이 열리고, 무(無)가 되면 존재로 이끌려진다”는 시의 의미 14 시구
  51. 051 بخش ۵۱ - قصهٔ آن شخص کی دعوی پیغامبری می‌کرد گفتندش چه خورده‌ای کی گیج شده‌ای و یاوه می‌گویی گفت اگر چیزی یافتمی کی خوردمی نه گیج شدمی و نه یاوه گفتمی کی هر سخن نیک کی با غیر اهلش گویند یاوه گفته باشند اگر چه در آن یاوه گفتن مامورند예언자라 주장하는 자의 이야기: 사람들이 그에게 “무엇을 먹었기에 정신이 혼미하여 허튼소리를 하는가?”라고 묻자, 그가 답하길 “무언가를 먹을 수 있었다면 정신이 혼미하지도 허튼소리를 하지도 않았을 것이다. 합당치 않은 자에게 아무리 좋은 말을 해도 허튼소리가 되며, 비록 그 허튼소리를 하도록 명령받았을지라도 그러하다.” 30 시구
  52. 052 بخش ۵۲ - سبب عداوت عام و بیگانه زیستن ایشان به اولیاء خدا کی بحقشان می‌خوانند و با آب حیات ابدی세상의 평범한 사람들이 알라의 친구들과 적대감을 품고 낯설게 지내는 이유. 그들은 그들을 진리로 부르고 영원한 생명수로 부르건만. 22 시구
  53. 053 بخش ۵۳ - در بیان آنک مرد بدکار چون متمکن شود در بدکاری و اثر دولت نیکوکاران ببیند شیطان شود و مانع خیر گردد از حسد هم‌چون شیطان کی خرمن سوخته همه را خرمن سوخته خواهد أَرَأَیْتَ الَّذي یَنْهی عَبْداً إِذا صَلّی악한 사람이 악행을 저지를 능력을 얻고 선한 사람들의 성공을 보면 사탄이 되어 질투심에 선을 방해하는 자가 되는 것에 대한 설명. 이는 마른밭을 가진 사탄이 모두의 밭을 마른밭으로 만들고 싶어 하는 것과 같다. “그대가 보았는가? 그가 예배할 때 종을 막는 자를(أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى عَبْداً إِذا صَلّى)” 26 시구
  54. 054 بخش ۵۴ - مناجات간구 29 시구
  55. 055 بخش ۵۵ - پرسیدن آن پادشاه از آن مدعی نبوت کی آنک رسول راستین باشد و ثابت شود با او چه باشد کی کسی را بخشد یا به صحبت و خدمت او چه بخشش یابند غیر نصیحت به زبان کی می‌گوید왕이 예언자라 주장하는 자에게 물었다. “진정한 예언자임이 증명된 자는 무엇을 가졌기에 남에게 베풀거나 그의 동행과 섬김을 통해 얻는 것이, 그가 입으로 하는 충고 외에 무엇이 있는가?” 16 시구
  56. 056 بخش ۵۶ - داستان آن عاشق کی با معشوق خود برمی‌شمرد خدمتها و وفاهای خود را و شبهای دراز تتجافی جنوبهم عن المضاجع را و بی‌نوایی و جگر تشنگی روزهای دراز را و می‌گفت کی من جزین خدمت نمی‌دانم اگر خدمت دیگر هست مرا ارشاد کن کی هر چه فرمایی منقادم اگر در آتش رفتن است چون خلیل علیه‌السلام و اگر در دهان نهنگ دریا فتادنست چون یونس علیه‌السلام و اگر هفتاد بار کشته شدن است چون جرجیس علیه‌السلام و اگر از گریه نابینا شدن است چون شعیب علیه‌السلام و وفا و جانبازی انبیا را علیهم‌السلام شمار نیست و جواب گفتن معشوق او را자신의 봉사와 충성, 긴 밤의 “옆구리가 잠자리에서 멀어지는(تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِع)” 헌신, 그리고 길고 목마른 날들의 가난을 연인에게 늘어놓는 연인의 이야기. 그는 “이러한 봉사 외에는 알지 못하니, 다른 봉사가 있다면 가르쳐 주소서. 불 속으로 들어가라면 이브라힘(Khalil)처럼, 바다 고래 입에 빠지라면 유누스(Yunus)처럼, 일흔 번 죽임당하라면 조르지스(Jorjis)처럼, 울어서 눈이 멀라면 슈아이브(Shuaib)처럼 무엇이든 당신의 명령에 따르겠나이다. 선지자들의 충성과 헌신은 셀 수 없나이다.”라고 말했고, 연인이 그에게 답했다. 23 시구
  57. 057 بخش ۵۷ - یکی پرسید از عالمی عارفی کی اگر در نماز کسی بگرید به آواز و آه کند و نوحه کند نمازش باطل شود جواب گفت کی نام آن آب دیده است تا آن گرینده چه دیده است اگر شوق خدا دیده است و می‌گرید یا پشیمانی گناهی نمازش تباه نشود بلک کمال گیرد کی لا صلوة الا بحضور القلب و اگر او رنجوری تن یا فراق فرزند دیده است نمازش تباه شود کی اصل نماز ترک تن است و ترک فرزند ابراهیم‌وار کی فرزند را قربان می‌کرد از بهر تکمیل نماز و تن را به آتش نمرود می‌سپرد و امر آمد مصطفی را علیه‌السلام بدین خصال کی فاتبع ملة ابراهیم لقد کانت لکم اسوة حسنة فی‌ابراهیم한 사람이 현명한 스승에게 물었다. “만약 누가 예배 중에 소리 내어 울고 한숨 쉬며 통곡한다면 그의 예배는 무효가 됩니까?” 스승이 답하길 “그것은 눈물의 이름이니, 우는 자가 무엇을 보았느냐에 달렸다. 만약 그가 알라에 대한 열망을 보아 울고 있거나 죄를 뉘우쳐 울고 있다면 그의 예배는 망가지지 않고 오히려 완전해질 것이다. ‘마음의 존재 없이는 예배가 없다(لا صلوة الا بحضور القلب)’고 하였다. 하지만 그가 몸의 고통이나 자식과의 이별을 보아 울고 있다면 그의 예배는 망가지고 말 것이다. 예배의 본질은 몸을 버리고, 이브라힘(Ibrahim)이 자식을 예배를 완성하기 위해 제물로 바치려 했듯이 자식을 버리는 것이다. 그리고 몸을 님루드(Nimrud)의 불에 맡겼듯이 말이다. 예언자 무함마드께 이러한 특성들을 따르라는 명령이 내려졌다. ‘이브라힘의 종교를 따르라(فاتبع ملة ابراهیم)! 이브라힘에게는 그대들에게 좋은 본보기가 있었다(لقد کانت لکم اسوة حسنة فی‌ابراهیم).’” 6 시구
  58. 058 بخش ۵۸ - مریدی در آمد به خدمت شیخ و ازین شیخ پیر سن نمی‌خواهم بلک پیرعقل و معرفت و اگرچه عیسیست علیه‌السلام در گهواره و یحیی است علیه‌السلام در مکتب کودکان مریدی شیخ را گریان دید او نیز موافقت کرد و گریست چون فارغ شد و به در آمد مریدی دیگر کی از حال شیخ واقف‌تر بود از سر غیرت در عقب او تیز بیرون آمد گفتش ای برادر من ترا گفته باشم الله الله تا نیندیشی و نگویی کی شیخ می‌گریست و من نیز می‌گریستم کی سی سال ریاضت بی‌ریا باید کرد و از عقبات و دریاهای پر نهنگ و کوههای بلند پر شیر و پلنگ می‌باید گذشت تا بدان گریهٔ شیخ رسی یا نرسی اگر رسی شکر زویت لی الارض گویی بسیار한 제자가 셰이크를 찾아와 봉사하려고 했다. “이 늙은 셰이크의 나이는 중요치 않고, 지혜와 지식의 스승이 중요합니다. 비록 그가 요람에 있는 이사(Isa)나 어린이 학교에 있는 야흐야(Yahya)일지라도 말입니다.” 제자가 셰이크가 우는 것을 보고 그도 동조하여 울었다. 그가 예배를 마치고 밖으로 나오자, 셰이크의 상태를 더 잘 아는 다른 제자가 질투심에 뒤따라 급히 나왔다. 그는 그에게 말했다. “형제여, 내가 그대에게 알라, 알라를 말했으니, 셰이크가 울었고 나도 울었다는 생각이나 말을 하지 마라. 거짓 없는 삼십 년의 고행을 해야 하고, 고비들과 고래 가득한 바다들, 사자와 표범 가득한 높은 산들을 넘어야만 셰이크의 그 눈물에 다다를 수 있거나 다다르지 못할 것이다. 만약 다다른다면 ‘땅이 내게 좁아졌다(شکر زویت لی الارض)’고 많이 말할 것이다.” 62 시구
  59. 059 بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت می‌راند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر می‌کرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بی‌کدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوم‌اند ملعون نه‌اند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب여주인의 노새와 음탕한 짓을 하던 여종의 이야기. 그녀는 염소나 곰처럼 사람의 음탕한 짓을 가르쳤고, 노새의 성기에 수박을 끼워 넣어 도를 넘지 않게 했다. 여주인은 그것을 알았지만, 수박의 작은 점을 보지 못했다. 여주인은 핑계를 대어 여종을 먼 곳으로 보내고, 수박 없이 노새와 결합하여 수치스럽게 죽었다. 여종은 늦게 돌아와 “오 내 사랑, 오 내 눈을 밝히는 이여! (노새의) 성기는 보았지만 수박은 보지 못했고, 남성의 것은 보았지만 그 다른 것은 보지 못했다. 모든 부족한 것은 저주받았다(كل ناقص ملعون)”고 통곡했다. 즉, 모든 부족한 시선과 이해는 저주받았다는 뜻이다. 그렇지 않으면 육체의 부족함이 명백한 자들은 자비로운 자들이며 저주받은 자들이 아니다. “맹인에게는 곤란이 없다(لیس علی الاعمی حرج)”는 구절을 읽어라. 이것은 곤란의 부정, 저주의 부정, 질책과 분노의 부정이다. 97 시구
  60. 060 بخش ۶۰ - تمثیل تلقین شیخ مریدان را و پیغامبر امت را کی ایشان طاقت تلقین حق ندارند و با حق‌الف ندارند چنانک طوطی با صورت آدمی الف ندارد کی ازو تلقین تواند گرفت حق تعالی شیخ را چون آیینه‌ای پیش مرید هم‌چو طوطی دارد و از پس آینه تلقین می‌کند لا تحرک به لسانک ان هو الا وحی یوحی اینست ابتدای مسلهٔ بی‌منتهی چنانک منقار جنبانیدن طوطی اندرون آینه کی خیالش می‌خوانی بی‌اختیار و تصرف اوست عکس خواندن طوطی برونی کی متعلمست نه عکس آن معلم کی پس آینه است و لیکن خواندن طوطی برونی تصرف آن معلم است پس این مثال آمد نه مثل스승이 제자들에게, 그리고 예언자가 공동체에게 가르침을 주는 비유. 그들은 진리의 가르침을 감당할 수 없고 진리와 친숙하지 않다. 앵무새가 사람의 모습과 친숙하지 않아 가르침을 받을 수 없는 것처럼 말이다. 알라께서는 스승을 제자 앞에 거울처럼 두고, 앵무새처럼 거울 뒤에서 가르침을 주신다. “그것을 혀로 움직이지 마라. 그것은 오직 계시이다(لا تحرک به لسانک ان هو الا وحی یوحی).” 이것이 무한한 문제의 시작이니, 앵무새가 거울 속에서 부리를 움직이는 것을 그대가 상상이라고 부르는 것처럼, 그것은 그의 의지와 통제 밖에 있다. 배우는 앵무새가 밖에서 읽는 것은 거울 뒤의 스승이 읽는 것을 반영한 것이 아니라, 그 밖의 앵무새가 읽는 것은 그 스승의 통제이다. 그러니 이것은 비유일 뿐이지, 실제가 아니다. 15 시구
  61. 061 بخش ۶۱ - صاحب‌دلی دید سگ حامله در شکم آن سگ‌بچگان بانگ می‌کردند در تعجب ماند کی حکمت بانگ سگ پاسبانیست بانگ در اندرون شکم مادر پاسبانی نیست و نیز بانگ جهت یاری خواستن و شیر خواستن باشد و غیره و آنجا هیچ این فایده‌ها نیست چون به خویش آمد با حضرت مناجات کرد و ما یعلم تاویله الا الله جواب آمد کی آن صورت حال قومیست از حجاب بیرون نیامده و چشم دل باز ناشده دعوی بصیرت کنند و مقالات گویند از آن نی ایشان را قوتی و یاریی رسد و نه مستمعان را هدایتی و رشدی한 마음을 가진 자가 임신한 암캐를 보았는데, 그 암캐의 뱃속에서 강아지들이 짖고 있었다. 그는 “개가 짖는 것은 경비의 지혜인데, 어미 뱃속에서 짖는 것은 경비가 아니다. 또한 짖는 것은 도움이나 젖을 구하는 등의 이유일 텐데, 여기에는 그러한 이점들이 전혀 없다”고 생각하며 놀라움에 잠겼다. 이내 정신을 차린 후 그는 주님께 간구했다. “오직 알라만이 그 의미를 아시나이다(و ما یعلم تاویله الا الله).” 그러자 답이 왔다. “그것은 장막에서 나오지 못하고 마음의 눈이 뜨이지 않은 무리들의 상태이다. 그들은 통찰력을 주장하고 말들을 하지만, 그것으로 그들에게 어떤 힘이나 도움도 오지 않고, 듣는 자들에게도 어떤 인도나 성숙도 오지 않는다.” 28 시구
  62. 062 بخش ۶۲ - قصهٔ اهل ضروان و حسد ایشان بر درویشان کی پدر ما از سلیمی اغلب دخل باغ را به مسکینان می‌داد چون انگور بودی عشر دادی و چون مویز و دوشاب شدی عشر دادی و چون حلوا و پالوده کردی عشر دادی و از قصیل عشر دادی و چون در خرمن می‌کوفتی از کفهٔ آمیخته عشر دادی و چون گندم از کاه جدا شدی عشر دادی و چون آرد کردی عشر دادی و چون خمیر کردی عشر دادی و چون نان کردی عشر دادی لاجرم حق تعالی در آن باغ و کشت برکتی نهاده بود کی همه اصحاب باغ‌ها محتاج او بدندی هم به میوه و هم به سیم و او محتاج هیچ کس نی ازیشان فرزندانشان خرج عشر می‌دیدند منکر و آن برکت را نمی‌دیدند هم‌چون آن زن بدبخت که کدو را ندید و خر را دید다르완(Dharwan) 주민들의 이야기와 그들이 가난한 자들을 질투한 이야기. 그들의 아버지는 순진함 때문에 대부분의 밭 수입을 가난한 자들에게 주었다. 포도일 때는 십분의 일을 주고, 건포도와 포도즙이 될 때도 십분의 일을 주고, 할와(halva)와 팔루데(faludeh)를 만들 때도 십분의 일을 주었다. 풀을 벨 때도 십분의 일을 주고, 타작할 때는 섞인 곡식 낱알에서 십분의 일을 주고, 밀이 겨와 분리되면 십분의 일을 주고, 가루로 만들 때도 십분의 일을 주고, 반죽할 때도 십분의 일을 주고, 빵을 만들 때도 십분의 일을 주었다. 필연적으로 알라께서는 그 밭과 농사에 축복을 내리셨고, 그 밭 주인은 과일과 은 모두에서 다른 모든 밭 주인들에게 필요했지만, 그들 중 어느 누구에게도 의존하지 않았다. 그의 자녀들은 십분의 일 지출은 보았지만, 그 축복은 보지 못했다. 마치 그 불행한 여인이 수박은 보지 못하고 노새만 보았던 것처럼 말이다. 64 시구
  63. 063 بخش ۶۳ - بیان آنک عطای حق و قدرت موقوف قابلیت نیست هم‌چون داد خلقان کی آن را قابلیت باید زیرا عطا قدیم است و قابلیت حادث عطا صفت حق است و قابلیت صفت مخلوق و قدیم موقوف حادث نباشد و اگر نه حدوث محال باشد알라의 자비와 능력은 인간의 자비처럼 합당성에 달려있지 않다는 설명. 알라의 자비는 영원하며 합당성은 우발적이다. 자비는 알라의 속성이며 합당성은 피조물의 속성이다. 영원한 것은 우발적인 것에 의존하지 않는다. 그렇지 않다면 우발성은 불가능할 것이다. 19 시구
  64. 064 بخش ۶۴ - در ابتدای خلقت جسم آدم علیه‌السلام کی جبرئیل علیه‌السلام را اشارت کرد کی برو از زمین مشتی خاک برگیر و به روایتی از هر نواحی مشت مشت بر گیر아담(Adam)의 육체 창조 초기에 대한 이야기. 가브리엘(Jibrail)에게 땅에서 한 줌의 흙을 가져오라고 지시하셨고, 어떤 전승에는 각 방면에서 한 줌씩 가져오라고 하셨다. 25 시구
  65. 065 بخش ۶۵ - فرستادن میکائیل را علیه‌السلام به قبض حفنه‌ای خاک از زمین جهت ترکیب ترتیب جسم مبارک ابوالبشر خلیفة الحق مسجود الملک و معلمهم آدم علیه‌السلام아담(Adam)의 복된 육체를 구성하기 위해 미카엘(Mikael)을 보내 땅에서 한 줌의 흙을 가져오게 하신 이야기. 아담은 알라의 대리인이자 천사들의 경배 대상이며 그들의 스승이다. 27 시구
  66. 066 بخش ۶۶ - قصهٔ قوم یونس علیه‌السلام بیان و برهان آنست کی تضرع و زاری دافع بلای آسمانیست و حق تعالی فاعل مختارست پس تضرع و تعظیم پیش او مفید باشد و فلاسفه گویند فاعل به طبع است و بعلت نه مختار پس تضرع طبع را نگرداند유누스(Yunus) 부족 이야기는 간청과 애원이 하늘의 재앙을 물리치는 증거이자 논증이다. 알라께서는 전능하신 행위자이시므로, 그 앞에서 간청과 숭배는 유익하다. 반면 철학자들은 행위자는 본성과 원인에 의해 작용하며 전능하지 않으므로 간청이 본성을 바꾸지 못한다고 말한다. 12 시구
  67. 067 بخش ۶۷ - فرستادن اسرافیل را علیه‌السلام به خاک کی حفنه‌ای بر گیر از خاک بهر ترکیب جسم آدم علیه‌السلام아담(Adam)의 육체 구성을 위해 이스라필(Israfil)에게 흙 한 줌을 가져오게 하신 이야기. 29 시구
  68. 068 بخش ۶۸ - فرستادن عزرائیل ملک العزم و الحزم را علیه‌السلام ببر گرفتن حفنه‌ای خاک تا شود جسم آدم چالاک عیله‌السلام و الصلوة결단력과 확고함의 천사 아즈라일(Azrael)에게 아담(Adam)의 육체를 형성하기 위해 한 줌의 흙을 가져오게 하신 이야기. 아담에게 평화와 축복이 있기를. 34 시구
  69. 069 بخش ۶۹ - بیان آنک مخلوقی کی ترا ازو ظلمی رسد به حقیقت او هم‌چون آلتیست عارف آن بود کی بحق رجوع کند نه به آلت و اگر به آلت رجوع کند به ظاهر نه از جهل کند بلک برای مصلحتی چنانک ابایزید قدس الله سره گفت کی چندین سالست کی من با مخلوق سخن نگفته‌ام و از مخلوق سخن نشنیده‌ام ولیکن خلق چنین پندارند کی با ایشان سخن می‌گویم و ازیشان می‌شنوم زیرا ایشان مخاطب اکبر را نمی‌بینند کی ایشان چون صدااند او را نسبت به حال من التفات مستمع عاقل به صدا نباشد چنانک مثل است معروف قال الجدار للوتد لم تشقنی قال الوتد انظر الی من یدقنی피조물이 그대에게 해를 입힐 때, 사실 그것은 도구일 뿐이라는 설명. 현명한 자는 알라에게 돌아갈 것이지 도구에게 돌아가지 않는다. 겉으로는 도구에게 돌아간다 해도 무지해서가 아니라 어떤 목적을 위해서이다. 아부 야지드(Bayazid)께서 말씀하시기를 “수십 년 동안 나는 피조물과 말하지 않았고, 피조물로부터 듣지도 않았다. 그러나 사람들은 내가 그들과 말하고 그들에게 듣는다고 생각한다. 왜냐하면 그들은 더 큰 상대방을 보지 못하기 때문이다. 그들은 마치 메아리 같아서, 나의 상태에 비하면 현명한 청자는 메아리에 주의를 기울이지 않는다. 마치 잘 알려진 비유처럼: 벽이 못에게 말했다. ‘왜 나를 찢는가?’ 못이 말했다. ‘나를 박는 자를 보라.’” 27 시구
  70. 070 بخش ۷۰ - جواب آمدن کی آنک نظر او بر اسباب و مرض و زخم تیغ نیاید بر کار تو عزرائیل هم نیاید کی تو هم سببی اگر چه مخفی‌تری از آن سببها و بود کی بر آن رنجور مخفی نباشد کی و هو اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون“원인과 질병, 칼날의 상처에 시선이 미치지 않는 자는 그대의 일에 아즈라일(Azrael)도 오지 않을 것이다. 그대 역시 원인이기 때문이다. 비록 그 원인들보다 더 숨겨져 있을지라도 말이다. 그리고 가끔 그 환자에게는 ‘그는 그대들보다 그에게 더 가까이 있으나 그대들은 보지 못한다(و هو اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون)’는 사실이 숨겨져 있지 않을 수도 있다”라는 응답이 왔다. 33 시구
  71. 071 بخش ۷۱ - در بیان وخامت چرب و شیرین دنیا و مانع شدن او از طعام الله چنانک فرمود الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع طعام الله و قوله ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله یرزقون فرحین세상의 기름지고 달콤한 것의 해악과 그것이 알라의 양식으로부터 방해하는 것에 대한 설명. 예언자 무함마드께서 말씀하시길 “굶주림은 알라의 양식이니, 그것으로 의로운 자들의 몸이 살아난다. 즉, 굶주림 안에 알라의 양식이 있다.” 그리고 “나는 주님 곁에서 밤을 지새우니 그분이 나를 먹이고 마시게 하신다.” 그리고 “그들은 기뻐하며 양식을 받는다.” 17 시구
  72. 072 بخش ۷۲ - جواب آن مغفل کی گفته است کی خوش بودی این جهان اگر مرگ نبودی وخوش بودی ملک دنیا اگر زوالش نبودی و علی هذه الوتیرة من الفشارات“이 세상에 죽음이 없다면 좋았을 것이고, 세상 권력에 소멸이 없다면 좋았을 것이다”라고 말한 무지한 자에게 대한 답변. 그리고 이와 같은 허황된 이야기들. 12 시구
  73. 073 بخش ۷۳ - فیما یرجی من رحمة الله تعالی معطی النعم قبل استحقاقها و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا و رب بعد یورث قربا و رب معصیة میمونة و رب سعادة تاتی من حیث یرجی النقم لیعلم ان الله یبدل سیاتهم حسنات알라의 자비에 대한 희망: 그분은 자격 이전에 은혜를 베푸시는 분이며, “그들이 절망한 후에 비를 내리시는 분(و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا)”이다. 때로는 멀리 떨어져 있음이 가까움을 낳고, 때로는 복된 죄악이 있으며, 때로는 재앙이 예상되는 곳에서 행복이 찾아온다. 이는 알라께서 그들의 악행을 선행으로 바꾸신다는 것을 알게 하려 함이다. 85 시구
  74. 074 بخش ۷۴ - قصهٔ ایاز و حجره داشتن او جهت چارق و پوستین و گمان آمدن خواجه تاشانش را کی او را در آن حجره دفینه است به سبب محکمی در و گرانی قفل아야즈(Ayaz)가 자기의 찢어진 신발과 가죽옷을 보관하던 방의 이야기. 그의 동료들은 그 방에 보물이 숨겨져 있을 것이라고 생각했다. 문의 견고함과 자물쇠의 무거움 때문에 그렇게 추측한 것이다. 35 시구
  75. 075 بخش ۷۵ - بیان آنک آنچ بیان کرده می‌شود صورت قصه است وانگه آن صورتیست کی در خورد این صورت گیرانست و درخورد آینهٔ تصویر ایشان و از قدوسیتی کی حقیقت این قصه راست نطق را ازین تنزیل شرم می‌آید و از خجالت سر و ریش و قلم گم می‌کند و العاقل یکفیه الاشاره지금 설명되는 것은 이야기의 형태이며, 이는 이러한 형태를 취하는 자들에게 적합하고 그들의 상상 거울에 적합하다는 설명. 이 이야기의 진리가 지닌 성스러움으로 인해 언어는 이러한 계시를 부끄러워하며, 겸손함에 머리와 수염과 펜을 감춘다. 현명한 자에게는 암시만으로도 충분하다. 26 시구
  76. 076 بخش ۷۶ - حکمت نظر کردن در چارق و پوستین کی فلینظر الانسان مم خلق찢어진 신발과 가죽옷을 살펴보는 지혜. “인간은 무엇으로 창조되었는지 스스로 보라(فلینظر الانسان مم خلق).” 9 시구
  77. 077 بخش ۷۷ - خلق الجان من مارج من نار و قوله تعالی فی حق ابلیس انه کان من الجن ففسق정령은 불꽃으로 창조되었다(خلق الجان من مارج من نار)는 말씀과, 이블리스에 대한 알라의 말씀: “그는 정령에 속하였으므로 불의한 짓을 저질렀다(انه کان من الجن ففسق).” 47 시구
  78. 078 بخش ۷۸ - در معنی این کی ارنا الاشیاء کما هی و معنی این کی لو کشف الغطاء ما از ددت یقینا و قوله در هر که تو از دیدهٔ بد می‌نگری از چنبرهٔ وجود خود می‌نگری پایهٔ کژ کژ افکند سایه“사물을 있는 그대로 보여주소서(ارنا الاشیاء کما هی)”의 의미와 “만약 장막이 걷혔더라도 나의 확신은 더 커지지 않았을 것이다(لو کشف الغطاء ما از ددت یقینا)”의 의미, 그리고 “그대가 나쁜 시선으로 보는 모든 것, 그대는 자기 존재의 굴레로 보는 것이다. 구부러진 대들보는 구부러진 그림자를 드리운다”는 구절의 의미 25 시구
  79. 079 بخش ۷۹ - بیان اتحاد عاشق و معشوق از روی حقیقت اگر چه متضادند از روی آنک نیاز ضد بی‌نیازیست چنان که آینه بی‌صورتست و ساده است و بی‌صورتی ضد صورتست ولکن میان ایشان اتحادیست در حقیقت کی شرح آن درازست و العاقل یکفیه الاشاره연인과 피연인이 본질적으로 하나임에 대한 설명. 비록 필요가 불필요함의 반대인 것처럼 모순되더라도, 거울이 형상이 없고 단순하며 형상 없음이 형상의 반대인 것처럼 말이다. 그러나 그들 사이에는 진실에 있어 설명하기에 긴 하나됨이 있다. 현명한 자에게는 암시만으로도 충분하다. 21 시구
  80. 080 بخش ۸۰ - معشوقی از عاشق پرسید کی خود را دوست‌تر داری یا مرا گفت من از خود مرده‌ام و به تو زنده‌ام از خود و از صفات خود نیست شده‌ام و به تو هست شده‌ام علم خود را فراموش کرده‌ام و از علم تو عالم شده‌ام قدرت خود را از یاد داده‌ام و از قدرت تو قادر شده‌ام اگر خود را دوست دارم ترا دوست داشته باشم و اگر ترا دوست دارم خود را دوست داشته باشم هر که را آینهٔ یقین باشد گرچه خود بین خدای بین باشد اخرج به صفاتی الی خلقی من رآک رآنی و من قصدک قصدنی و علی هذا연인이 연인에게 물었다. “그대는 그대 자신을 더 사랑하는가, 아니면 나를 더 사랑하는가?” 그는 답했다. “나는 나 자신에게서 죽었고 그대로 인해 살아있다. 나 자신과 나의 속성들에게서 소멸되었고 그대로 인해 존재하게 되었다. 나의 지식을 잊었고 그대의 지식으로 인해 현명해졌다. 나의 힘을 잊었고 그대의 힘으로 인해 능력을 갖게 되었다. 만약 나 자신을 사랑한다면 그대를 사랑하는 것이고, 만약 그대를 사랑한다면 나 자신을 사랑하는 것이다. 확신의 거울을 가진 자는 비록 자신을 보더라도 알라를 보는 것이다. 나의 속성들로 나의 피조물들에게 나가니, 그대를 본 자는 나를 본 것이요, 그대를 의도한 자는 나를 의도한 것이다.” 이와 같다. 30 시구
  81. 081 بخش ۸۱ - آمدن آن امیر نمام با سرهنگان نیم‌شب بگشادن آن حجرهٔ ایاز و پوستین و چارق دیدن آویخته و گمان بردن کی آن مکرست و روپوش و خانه را حفره کردن بهر گوشه‌ای کی گمان آمد چاه کنان آوردن و دیوارها را سوراخ کردن و چیزی نایافتن و خجل و نومید شدن چنانک بدگمانان و خیال‌اندیشان در کار انبیا و اولیا کی می‌گفتند کی ساحرند و خویشتن ساخته‌اند و تصدر می‌جویند بعد از تفحص خجل شوند و سود ندارد밤중에 그 참소하는 아미르가 사령관들과 함께 아야즈(Ayaz)의 방을 열고, 걸려있는 가죽옷과 신발을 보았으나 그것이 속임수와 위장이라고 생각하여, 방을 구석구석 파헤치고 우물을 파는 사람들을 데려와 벽에 구멍을 뚫었지만 아무것도 찾지 못하고 부끄러워하고 실망한 이야기. 마치 선지자와 성인들을 마법사이며 스스로 꾸민 자들이고 우두머리가 되려 한다고 의심하던 자들이 조사를 마친 후 부끄러워했지만 소용없었던 것처럼 말이다. 29 시구
  82. 082 بخش ۸۲ - بازگشتن نمامان از حجرهٔ ایاز به سوی شاه توبره تهی و خجل هم‌چون بدگمانان در حق انبیا علیهم‌السلام بر وقت ظهور برائت و پاکی ایشان کی یوم تبیض وجوه و تسود وجوه و قوله تری الذین کذبوا علی الله وجوههم مسودة아야즈(Ayaz)의 방에서 왕에게로 돌아가는 빈 주머니의 참소꾼들, 마치 선지자들의 무죄함과 순수함이 드러날 때 그들을 의심했던 자들처럼 부끄러워하는 모습. “얼굴들이 희게 되고 얼굴들이 검게 되는 날(یوم تبیض وجوه و تسود وجوه)”과, “알라께 거짓말을 한 자들의 얼굴이 검게 되는 것을 그대가 보리라(تری الذین کذبوا علی الله وجوههم مسودة)”는 말씀 14 시구
  83. 083 بخش ۸۳ - حواله کردن پادشاه قبول و توبهٔ نمامان و حجره گشایان و سزا دادن ایشان با ایاز کی یعنی این جنایت بر عرض او رفته است왕이 참소꾼들과 방을 열었던 자들의 회개와 수용을 아야즈에게 맡기고, 그들에게 벌을 내리라고 명한 이야기. 즉, 이 범죄는 그의 명예를 손상시켰기 때문이다. 15 시구
  84. 084 بخش ۸۴ - فرمودن شاه ایاز را کی اختیار کن از عفو و مکافات کی از عدل و لطف هر چه کنی اینجا صوابست و در هر یکی مصلحتهاست کی در عدل هزار لطف هست درج و لکم فی القصاص حیوة آنکس کی کراهت می‌دارد قصاص را درین یک حیات قاتل نظر می‌کند و در صد هزار حیات کی معصوم و محقون خواهند شدن در حصن بیم سیاست نمی‌نگرد왕이 아야즈에게 용서와 보상 중 하나를 선택하라고 명한 이야기. “정의와 자비 중 어느 것을 선택하든 여기서 옳다. 각기 다른 이점들이 있으니, 정의 안에는 천 가지 자비가 담겨 있고, 보복(لکم فی القصاص حیوة) 안에는 생명이 있다.” 보복을 싫어하는 자는 살인자 한 명의 생명만 보고, 수십만 명이 정책의 두려움 속에서 보호받고 정당한 대우를 받을 생명은 보지 못한다. 25 시구
  85. 085 بخش ۸۵ - تعجیل فرمودن پادشاه ایاز را کی زود این حکم را به فیصل رسان و منتظر مدار و ‌«ایام بیننا‌» مگو کی ‌«الانتظار موت الاحمر‌»‌، و جواب گفتن ایاز شاه را왕이 아야즈에게 이 판결을 신속히 마무리하고 지체하지 말며 “우리 사이에 날들이 있다(ایام بیننا)”고 말하지 말라. 왜냐하면 “기다림은 붉은 죽음(الانتظار موت الاحمر)”이기 때문이다. 그리고 아야즈가 왕에게 답했다. 16 시구
  86. 086 بخش ۸۶ - حکایت در تقریر این سخن کی چندین گاه گفت ذکر را آزمودیم مدتی صبر و خاموشی را بیازماییم이 말의 진술에 대한 이야기. “오랫동안 디크르(ذكر)를 시험했으니, 이제 얼마 동안 인내와 침묵을 시험해보자.” 13 시구
  87. 087 بخش ۸۷ - در بیان کسی کی سخنی گوید کی حال او مناسب آن سخن و آن دعوی نباشد چنان که کفره و لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَ الأَرْضَ لَیَقولُنَّ اللهُ خدمت بت سنگین کردن و جان و زر فدای او کردن چه مناسب باشد با جانی کی داند کی خالق سموات و ارض و خلایق الهیست سمیعی بصیری حاضری مراقبی مستولی غیوری الی آخره말하는 자의 상태가 그 말과 주장에 적합하지 않은 경우에 대한 설명. 불신자들과 “만일 그대들에게 누가 하늘과 땅을 창조했는가 물으면, 그들은 분명 알라라고 말할 것이다(لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَ الأَرْضَ لَیَقولُنَّ اللهُ)”라는 구절처럼 말이다. 돌 우상에게 봉사하고 그에게 영혼과 금을 바치는 것이, 하늘과 땅과 피조물들을 창조한 분이 듣고 보며 항상 계시고 감시하시며 질투하는 알라라는 것을 아는 영혼에게 어떻게 적합할 수 있겠는가? 이하 생략. 65 시구
  88. 088 بخش ۸۸ - حکایت در بیان توبهٔ نصوح کی چنانک شیر از پستان بیرون آید باز در پستان نرود آنک توبه نصوحی کرد هرگز از آن گناه یاد نکند به طریق رغبت بلک هر دم نفرتش افزون باشد و آن نفرت دلیل آن بود کی لذت قبول یافت آن شهوت اول بی‌لذت شد این به جای آن نشست نبرد عشق را جز عشق دیگر چرا یاری نجویی زو نکوتر وانک دلش باز بدان گناه رغبت می‌کند علامت آنست کی لذت قبول نیافته است و لذت قبول به جای آن لذت گناه ننشسته است سنیسره للیسری نشده است لذت و نیسره للعسری باقیست بر وی성실한 회개에 대한 이야기. 젖이 유방에서 나오면 다시 유방으로 들어가지 않는 것처럼, 성실한 회개를 한 자는 결코 그 죄를 탐하는 방식으로 기억하지 않을 것이며, 오히려 매 순간 혐오감이 더해질 것이다. 그 혐오감은 수용의 즐거움을 찾았다는 증거이며, 처음의 욕망은 즐거움 없이 사라지고, 그 자리에 이 새로운 즐거움이 자리 잡았다. “사랑은 다른 사랑에 의해서만 이겨낼 수 있다. 어찌 더 좋은 친구를 찾지 않는가?” 다시 그 죄를 탐하는 마음은 수용의 즐거움을 찾지 못했다는 징후이며, 그 즐거움이 죄의 즐거움을 대체하지 못했다는 징후이다. “우리는 그에게 쉬운 길을 용이하게 할 것이다(سنیسره للیسری)”가 되지 못했으며, “우리는 그에게 어려운 길을 용이하게 할 것이다(نیسره للعسری)”가 그에게 남아있다. 14 시구
  89. 089 بخش ۸۹ - در بیان آنک دعای عارف واصل و درخواست او از حق هم‌چو درخواست حقست از خویشتن کی کنت له سمعا و بصرا و لسانا و یدا و قوله و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی و آیات و اخبار و آثار درین بسیارست و شرح سبب ساختن حق تا مجرم را گوش گرفته بتوبهٔ نصوح آورد진정한 عارف의 간구와 알라께 대한 그의 요청이 알라께서 자신에게 요청하는 것과 같다는 설명. “나는 그의 귀가 되고, 눈이 되고, 혀가 되고, 손이 되었다(کنت له سمعا و بصرا و لسانا و یدا).” 그리고 “그대가 던졌을 때 던진 것은 그대가 아니라 실로 알라께서 던지셨다(و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی).” 이와 관련된 구절과 하디스, 그리고 전통이 많다. 그리고 알라께서 죄인을 성실한 회개로 이끌기 위해 어떻게 계획을 세우시는지에 대한 설명. 31 시구
  90. 090 بخش ۹۰ - نوبت جستن رسیدن به نصوح و آواز آمدن که همه را جستیم نصوح را بجویید و بیهوش شدن نصوح از آن هیبت و گشاده شدن کار بعد از نهایت بستگی کماکان یقول رسول الله صلی الله علیه و سلم اذا اصابه مرض او هم اشتدی ازمة تنفرجی나수(Nasu)에게 수색이 다가오고, “모두를 찾았으니 나수를 찾아라”는 소리가 들려왔으며, 나수가 그 위엄에 기절하고, 그토록 꽉 막혔던 일이 풀린 이야기. 예언자 무함마드께서 병이나 근심이 닥쳤을 때 “고난은 더욱 심해지고, 이내 풀릴 것이다(اشتدّي ازمة تنفرجي)”라고 말씀하신 것처럼 말이다. 14 시구
  91. 091 بخش ۹۱ - یافته شدن گوهر و حلالی خواستن حاجبکان و کنیزکانِ شاه‌زاده از نصوح보석이 발견되고, 공주 시종들과 하녀들이 나수(Nasu)에게 합법적인 것을 요구한 이야기. 30 시구
  92. 092 بخش ۹۲ - باز خواندن شه‌زاده نصوح را از بهر دلاکی بعد از استحکام توبه و قبول توبه و بهانه کردن او و دفع گفتن회개가 확고해지고 받아들여진 후에, 공주가 나수(Nasu)를 다시 불러 마사지를 시키려 하자, 그녀가 핑계를 대어 거절한 이야기. 9 시구
  93. 093 بخش ۹۳ - حکایت در بیان آنک کسی توبه کند و پشیمان شود و باز آن پشیمانیها را فراموش کند و آزموده را باز آزماید در خسارت ابد افتد چون توبهٔ او را ثباتی و قوتی و حلاوتی و قبولی مدد نرسد چون درخت بی‌بیخ هر روز زردتر و خشک‌تر نعوذ بالله누군가 회개하고 후회하지만, 그 후회를 다시 잊어버리고 시험받은 것을 다시 시험하여 영원한 손실에 빠지는 것에 대한 이야기. 그의 회개에 안정성, 힘, 달콤함, 그리고 수용이 뒷받침되지 않아 뿌리 없는 나무처럼 매일 더 누렇게 시들고 마르는 것과 같다. 알라께 피난처를 구한다. 13 시구
  94. 094 بخش ۹۴ - تشبیه کردن قطب کی عارف واصلست در اجری دادن خلق از قوت مغفرت و رحمت بر مراتبی کی حقش الهام دهد و تمثیل به شیر که دد اجری خوار و باقی خوار ویند بر مراتب قرب ایشان بشیر نه قرب مکانی بلک قرب صفتی و تفاصیل این بسیارست والله الهادی성인 عارف(Qutb)를, 알라께서 영감을 주시는 계급에 따라 용서와 자비의 힘으로 사람들에게 급식을 주는 왕에 비유하는 것. 그리고 사자가 자신의 먹이를 먹고 남은 것을 먹는 야수들에게 비유하는 것. 그들은 공간적 근접성이 아니라 속성의 근접성으로 사자에게 가까워진다. 이러한 세부사항들은 많다. 알라께서 인도하시나이다. 22 시구
  95. 095 بخش ۹۵ - حکایت دیدن خر هیزم‌فروش با نوایی اسپان تازی را بر آخر خاص و تمنا بردن آن دولت را در موعظهٔ آنک تمنا نباید بردن الا مغفرت و عنایت و هدایت کی اگر در صد لون رنجی چون لذت مغفرت بود همه شیرین شود باقی هر دولتی کی آن را ناآزموده تمنی می‌بری با آن رنجی قرینست کی آن را نمی‌بینی چنانک از هر دامی دانه پیدا بود و فخ پنهان تو درین یک دام مانده‌ای تمنی می‌بری کی کاشکی با آن دانه‌ها رفتمی پنداری کی آن دانه‌ها بی‌دامست말라가는 나무꾼의 노새가 왕실 마굿간에서 아랍 명마들을 보고 그 부유함을 부러워하는 이야기. 오직 용서, 은혜, 그리고 인도만을 부러워해야 한다는 가르침. 왜냐하면 백 가지 종류의 고통 속에서도 용서의 즐거움이 있다면 모든 고통이 달콤해지기 때문이다. 하지만 그대가 겪어보지 않고 부러워하는 모든 부유함에는 그대가 보지 못하는 고통이 따른다. 마치 모든 덫에 먹이가 보이고 덫은 숨겨져 있는 것처럼 말이다. 그대는 이 덫에 갇혀 “저 먹이들과 함께 갈 수 있다면” 하고 부러워한다. 그대는 그 먹이들이 덫이 없다고 생각한다. 21 시구
  96. 096 بخش ۹۶ - ناپسندیدن روباه گفتن خر را کی من راضیم به قسمت여우가 노새의 말에 동의하지 않으며 “나는 (내) 운명에 만족한다”고 말함. 6 시구
  97. 097 بخش ۹۷ - جواب گفتن خر روباه را노새가 여우에게 답하다. 5 시구
  98. 098 بخش ۹۸ - جواب گفتن روبه خر را여우가 노새에게 답하다. 4 시구
  99. 099 بخش ۹۹ - جواب گفتن خر روباه را노새가 여우에게 답하다. 4 시구
  100. 100 بخش ۱۰۰ - در تقریر معنی توکل حکایت آن زاهد کی توکل را امتحان می‌کرد از میان اسباب و شهر برون آمد و از قوارع و ره‌گذر خلق دور شد و ببن کوهی مهجوری مفقودی در غایت گرسنگی سر بر سر سنگی نهاد و خفت و با خود گفت توکل کردم بر سبب‌سازی و رزاقی تو و از اسباب منقطع شدم تا ببینم سببیت توکل را신뢰의 의미를 설명하는 이야기. 어떤 금욕주의자가 신뢰를 시험하고자 도시와 원인들로부터 벗어나 사람들의 왕래가 없는 외딴 산속에서 극심한 굶주림 속에서 바위 위에 머리를 기대고 잠이 들었다. 그는 속으로 말했다. “나는 그대가 원인을 만드시는 분이자 양식을 주시는 분임을 믿고, 모든 원인들로부터 단절되었으니, 그대가 신뢰의 원인임을 보리라.” 18 시구
  101. 101 بخش ۱۰۱ - جواب دادن روبه خر را و تحریض کردن او خر را بر کسب여우가 노새에게 답하고 노새에게 수입을 얻도록 부추기다. 6 시구
  102. 102 بخش ۱۰۲ - جواب گفتن خر روباه را کی توکل بهترین کسبهاست کی هر کسبی محتاجست به توکل کی ای خدا این کار مرا راست آر و دعا متضمن توکلست و توکل کسبی است کی به هیچ کسبی دیگر محتاج نیست الی آخره노새가 여우에게 답하길, 신뢰는 최고의 수입이다. 왜냐하면 모든 수입은 신뢰를 필요로 하기 때문이다. ‘오 알라, 이 일을 나에게 바로잡아 주소서’라는 간구는 신뢰를 포함하고 있으며, 신뢰는 어떤 다른 수입도 필요로 하지 않는 수입이다. 이하 생략. 15 시구
  103. 103 بخش ۱۰۳ - مثل آوردن اشتر در بیان آنک در مخبر دولتی فر و اثر آن چون نبینی جای متهم داشتن باشد کی او مقلدست در آن낙타를 비유로 들어, 권력의 소식에서 그 영광과 영향력을 보지 못한다면, 그가 그 일에서 모방자라는 의심을 할 여지가 있다는 것을 설명. 44 시구
  104. 104 بخش ۱۰۴ - فرق میان دعوت شیخ کامل واصل و میان سخن ناقصان فاضل فضل تحصیلی بر بسته완전한 성인 셰이크의 초청과 부족한 현자의 말 사이의 차이. 현자의 말은 학문적 성과에 국한된다. 13 시구
  105. 105 بخش ۱۰۵ - حکایت آن مخنث و پرسیدن لوطی ازو در حالت لواطه کی این خنجر از بهر چیست گفت از برای آنک هر کی با من بد اندیشد اشکمش بشکافم لوطی بر سر او آمد شد می‌کرد و می‌گفت الحمدلله کی من بد نمی‌اندیشم با تو «بیت من بیت نیست اقلیمست هزل من هزل نیست تعلیمست» ان الله لایستحیی ان یضرب مثلا ما بعوضة فما فوقها ای فما فوقها فی تغییر النفوس بالانکار ان ما ذا اراد الله بهذا مثلا و آنگه جواب می‌فرماید کی این خواستم یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا کی هر فتنه‌ای هم‌چون میزانست بسیاران ازو سرخ‌رو شوند و بسیاران بی‌مراد شوند و لو تاملت فیه قلیلا وجدت من نتایجه الشریفة کثیرا여장 남자의 이야기. 로티(동성애자)가 그에게 동성애 행위 중에 “이 단검은 무엇 때문에 쓰는 것이냐?”고 묻자, 그가 대답하길 “나에게 나쁜 생각을 품는 자는 누구든 그의 배를 가르기 위해서이다.” 로티가 그의 위로 오르락내리락하며 “알라께 감사드립니다. 저는 당신에게 나쁜 생각을 품지 않습니다”라고 말했다. “시 한 편이 나라이다. 나의 농담은 농담이 아니라 가르침이다(بيت من بيت نیست اقلیمست هزل من هزل نیست تعلیمست).” “알라께서는 모기를 비유로 드시는 것을 부끄러워하지 않으신다. 그 이상도 마찬가지이다(ان الله لایستحیی ان یضرب مثلا ما بعوضة فما فوقها).” 즉, 불신에 의해 영혼이 변하는 정도에서 그 이상이다. “알라께서 이 비유로 무엇을 의도하셨는가(ان ما ذا اراد الله بهذا مثلا)?” 그리고 나서 답하시길, “많은 이들을 길을 잃게 하고 많은 이들을 인도하기 위함이다(یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا).” 모든 시험은 저울과 같아서, 많은 이들이 얼굴을 붉히고 많은 이들이 소원성취하지 못한다. 만약 그대가 잠시 숙고한다면 그 고귀한 결과들에서 많은 것을 발견할 것이다. 19 시구
  106. 106 بخش ۱۰۶ - غالب شدن حیلهٔ روباه بر استعصام و تعفف خر و کشیدن روبه خر را سوی شیر به بیشه여우의 계략이 노새의 저항과 자제를 압도하고, 여우가 노새를 사자에게 숲으로 끌고 간 이야기. 21 시구
  107. 107 بخش ۱۰۷ - حکایت آن شخص کی از ترس خویشتن را در خانه‌ای انداخت رخ زرد چون زعفران لبها کبود چون نیل دست لرزان چون برگ درخت خداوند خانه پرسید کی خیرست چه واقعه است گفت بیرون خر می‌گیرند به سخره گفت مبارک خر می‌گیرند تو خر نیستی چه می‌ترسی گفت خر به جد می‌گیرند تمییز برخاسته است امروز ترسم کی مرا خر گیرند두려움에 떨며 집으로 뛰어든 사람의 이야기. 그의 얼굴은 사프란처럼 노랗고 입술은 쪽빛처럼 파랗고 손은 나뭇잎처럼 떨렸다. 집주인이 물었다. “무슨 일이냐? 무슨 일이 있었느냐?” 그는 말했다. “밖에서 노새를 강제로 끌고 간다.” 집주인이 말했다. “축복받은 노새를 데려가는 것이니, 그대는 노새가 아니지 않느냐? 무엇을 두려워하는가?” 그는 말했다. “노새를 진심으로 데려가니, 분별력이 사라졌다. 오늘은 내가 노새로 잡힐까 두렵다.” 26 시구
  108. 108 بخش ۱۰۸ - بردن روبه خر را پیش شیر و جستن خر از شیر و عتاب کردن روباه با شیر کی هنوز خر دور بود تعجیل کردی و عذر گفتن شیر و لابه کردن روبه را شیر کی برو بار دگرش به فریب여우가 노새를 사자에게 데려갔으나 노새가 사자에게서 달아나자, 여우가 사자에게 아직 노새가 멀리 있는데 서두르셨다고 꾸짖었다. 사자가 변명하고 여우에게 다시 속여 데려오라고 간청한 이야기. 27 시구
  109. 109 بخش ۱۰۹ - در بیان آنک نقض عهد و توبه موجب بلا بود بلک موجب مسخ است چنانک در حق اصحاب سبت و در حق اصحاب مایدهٔ عیسی و جعل منهم القردة و الخنازیر و اندرین امت مسخ دل باشد و به قیامت تن را صورت دل دهند نعوذ بالله언약과 회개의 파기가 재앙을 초래할 뿐만 아니라 변형을 초래한다는 설명. 안식일 백성들과 이사(Jesus)의 식탁 백성들에 대한 말씀처럼 말이다. “그리고 그들 중 원숭이와 돼지를 만들었다(و جعل منهم القردة و الخنازیر).” 이 공동체에서는 마음의 변형이 있을 것이며, 심판의 날에는 육체가 마음의 형상을 갖게 될 것이다. 알라께 피난처를 구한다. 9 시구
  110. 110 بخش ۱۱۰ - دوم بار آمدن روبه بر این خر گریخته تا باز بفریبدش여우가 도망친 노새를 다시 속이러 두 번째로 찾아온 이야기. 20 시구
  111. 111 بخش ۱۱۱ - جواب گفتن خر روباه را노새가 여우에게 답하다. 20 시구
  112. 112 بخش ۱۱۲ - جواب گفتن روبه خر را여우가 노새에게 답하다. 27 시구
  113. 113 بخش ۱۱۳ - حکایت شیخ محمد سررزی غزنوی قدس الله سره가즈니의 셰이크 무함마드 사르라지(Sheikh Mohammad Sarrrazi)의 이야기. 알라께서 그의 영혼을 성스럽게 하소서. 19 시구
  114. 114 بخش ۱۱۴ - آمدن شیخ بعد از چندین سال از بیابان به شهر غزنین و زنبیل گردانیدن به اشارت غیبی و تفرقه کردن آنچ جمع آید بر فقرا هر که را جان عز لبیکست نامه بر نامه پیک بر پیکست چنانک روزن خانه باز باشد آفتاب و ماهتاب و باران و نامه و غیره منقطع نباشد셰이크가 여러 해 만에 황야에서 가즈니 도시로 돌아와, 신비한 지시에 따라 바구니를 들고 다니며 모은 것을 가난한 자들에게 나누어준 이야기. “누구의 영혼이 ‘예’라고 응답하는가? 편지가 편지를 부르고 사자가 사자를 부른다.” 마치 집의 창문이 열려 있으면 햇빛, 달빛, 비, 편지 등이 끊이지 않는 것처럼 말이다. 48 시구
  115. 115 بخش ۱۱۵ - در معنی لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الأَفْلاکَ“만약 그대가 없었다면 나는 천체를 창조하지 않았을 것이다(لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الأَفْلاکَ)”의 의미. 15 시구
  116. 116 بخش ۱۱۶ - رفتن این شیخ در خانهٔ امیری بهر کدیه روزی چهار بار به زنبیل به اشارت غیب و عتاب کردن امیر او را بدان وقاحت و عذر گفتن او امیر را셰이크가 신비한 지시에 따라 매일 네 번 바구니를 들고 한 아미르의 집에 구걸하러 갔던 이야기. 아미르가 그 뻔뻔함에 그를 꾸짖자, 셰이크가 아미르에게 변명했다. 23 시구
  117. 117 بخش ۱۱۷ - گریان شدن امیر از نصیحت شیخ و عکس صدق او و ایثار کردن مخزن بعد از آن گستاخی و استعصام شیخ و قبول ناکردن و گفتن کی من بی‌اشارت نیارم تصرفی کردن셰이크의 충고와 그의 진실성의 반영으로 아미르가 눈물을 흘리고, 그 후 무례함에도 불구하고 재물을 바쳤으나, 셰이크가 고집스럽게 받지 않고 “지시 없이는 아무것도 할 수 없습니다”라고 말한 이야기. 13 시구
  118. 118 بخش ۱۱۸ - اشارت آمدن از غیب به شیخ کی این دو سال به فرمان ما بستدی و بدادی بعد ازین بده و مستان دست در زیر حصیر می‌کن کی آن را چون انبان بوهریره کردیم در حق تو هر چه خواهی بیابی تا یقین شود عالمیان را کی ورای این عالمیست کی خاک به کف گیری زر شود مرده درو آید زنده شود نحس اکبر در وی آید سعد اکبر شود کفر درو آید ایمان گردد زهر درو آید تریاق شود نه داخل این عالمست و نه خارج این عالم نه تحت و نه فوق نه متصل نه منفصل بی‌چون و بی چگونه هر دم ازو هزاران اثر و نمونه ظاهر می‌شود چنانک صنعت دست با صورت دست و غمزهٔ چشم با صورت چشم و فصاحت زبان با صورت زبان نه داخلست و نه خارج او نه متصل و نه منفصل والعاقل تکفیه الاشارة신비로운 지시가 셰이크에게 왔다. “이 두 해 동안 너는 나의 명령으로 받고 주었으니, 이제부터는 주고 받지 마라. 돗자리 아래 손을 넣어라. 우리는 그것을 아부 후라이라(Abu Hurayra)의 주머니처럼 만들어 너에게 원하는 모든 것을 찾게 할 것이다.” 세상 사람들이 이 세상 너머에 또 다른 세상이 있다는 것을 알게 하려 함이다. 그곳에서는 흙을 쥐면 금이 되고, 죽은 것이 들어가면 살아나고, 가장 불길한 것이 들어가면 가장 길한 것이 되고, 불신이 들어가면 믿음이 되고, 독이 들어가면 해독제가 된다. 이 세상 안에도 밖에도, 아래에도 위에도, 연결되지도 분리되지도 않은, 어떻게도 설명할 수 없는 곳이다. 매 순간 수천 가지 효과와 예시가 나타나는데, 마치 손의 예술이 손의 형상과, 눈의 윙크가 눈의 형상과, 혀의 웅변이 혀의 형상과 그러하듯이, 그 세상은 이 세상 안에도 밖에도 있지 않고, 연결되지도 분리되지도 않는다. 현명한 자에게는 암시만으로도 충분하다. 12 시구
  119. 119 بخش ۱۱۹ - دانستن شیخ ضمیر سایل را بی گفتن و دانستن قدر وام وام‌داران بی گفتن کی نشان آن باشد کی اخرج به صفاتی الی خلقی셰이크가 말하지 않고도 질문자의 마음을 알고, 빚진 자들의 빚의 액수를 말하지 않고도 알았던 이야기. 이는 “나의 속성들로 나의 피조물들에게 나간다(اخرج به صفاتی الی خلقی)”는 표징이다. 13 시구
  120. 120 بخش ۱۲۰ - سبب دانستن ضمیرهای خلق사람들의 마음을 아는 이유. 5 시구
  121. 121 بخش ۱۲۱ - غالب شدن مکر روبه بر استعصام خر여우의 계략이 노새의 저항을 압도하다. 15 시구
  122. 122 بخش ۱۲۲ - در بیان فضیلت احتما و جوع절제와 굶주림의 미덕에 대한 설명. 2 시구
  123. 123 بخش ۱۲۳ - مثل비유 7 시구
  124. 124 بخش ۱۲۴ - حکایت مریدی کی شیخ از حرص و ضمیر او واقف شد او را نصیحت کرد به زبان و در ضمن نصیحت قوت توکل بخشیدش به امر حق셰이크가 제자의 탐욕과 마음을 알아차리고, 그에게 말로 충고하며 그 충고 안에 알라의 명령에 따라 신뢰의 힘을 주었던 이야기. 14 시구
  125. 125 بخش ۱۲۵ - حکایت آن گاو کی تنها در جزیره‌ای‌ست بزرگ، حق تعالی آن جزیرهٔ بزرگ را پر کند از نبات و ریاحین کی علفِ گاو باشد. تا به شب آن گاو همه را بخورَد و فربه شود چون کوه پاره‌ای. چون شب شود خوابش نبرَد از غصه و خوف کی همه صحرا را چریدم فردا چه خورم تا ازین غصه لاغر شود. هم‌چون خلال روز برخیزد همه صحرا را سبزتر و انبوه‌تر بیند از دی؛ باز بخورَد و فربه شود باز شبش همان غم بگیرد سالهاست کی او هم‌چنین می‌بیند و اعتماد نمی‌کند큰 섬에 홀로 있는 소의 이야기. 알라께서는 그 큰 섬을 소의 먹이가 될 풀과 꽃들로 가득 채우신다. 밤이 되면 그 소는 모든 것을 먹고 산만큼 살찌게 된다. 밤이 되면 그는 근심과 두려움으로 잠을 이루지 못한다. “온 들판을 다 먹어버렸는데, 내일 무엇을 먹을까?” 이 근심으로 그는 여위게 된다. 다음 날 아침, 그는 어제보다 더 푸르고 무성해진 들판을 보게 된다. 다시 먹고 살찌게 되고, 밤이 되면 다시 같은 근심에 사로잡힌다. 그는 수년 동안 이러한 일을 겪으면서도 믿지 못한다. 15 시구
  126. 126 بخش ۱۲۶ - صید کردن شیر آن خر را و تشنه شدن شیر از کوشش، رفت به چشمه تا آب خورد تا باز آمدنِ شیر جگربند و دل و گرده را روباه خورده بود کی لطیفترست، شیر طلب کرد دل و جگر نیافت از روبه پرسید کی کو دل و جگر؟ روبه گفت اگر او را دل و جگر بودی آنچنان سیاستی دیده بود آن روز و به هزار حیله جان برده؛ کی برِ تو باز آمدی؟ لوکنا نسمع او نعقل ماکنا فی اصحاب السعیر사자가 노새를 사냥하고 노력으로 목이 말라 샘으로 물을 마시러 갔다가 돌아오니, 여우가 간, 심장, 신장 등 부드러운 내장들을 다 먹어버린 이야기. 사자가 간과 심장을 찾았으나 찾지 못하고 여우에게 “심장과 간은 어디 있느냐?”고 묻자, 여우가 대답했다. “만약 그에게 심장과 간이 있었다면, 그날 그렇게 큰 고난을 겪고 천 가지 계략으로 목숨을 건졌는데, 어떻게 당신에게 다시 돌아왔겠습니까? ‘만약 우리가 들었거나 이해했다면, 우리는 지옥에 던져진 자들 중에 있지 않았을 것이다(لوکنا نسمع او نعقل ماکنا فی اصحاب السعیر).’” 17 시구
  127. 127 بخش ۱۲۷ - حکایت آن راهب که روز با چراغ می‌گشت در میان بازار از سَرِ حالتی کی او را بود자신의 상태 때문에 낮에 시장을 등불 들고 돌아다니던 수도사의 이야기. 25 시구
  128. 128 بخش ۱۲۸ - دعوت کردن مسلمان مغ را무슬림이 마법사를 초청하다. 24 시구
  129. 129 بخش ۱۲۹ - مثل شیطان بر در رحمان자비로운 문에 선 사탄의 비유. 26 시구
  130. 130 بخش ۱۳۰ - جواب گفتن مؤمن سُنّی، کافر جبری را و در اثبات اختیار بنده دلیل گفتن سنّت راهی باشد کوفتهٔ اقدام انبیا علیهم‌السلام بر یمین آن راه بیابان جبر کی خود را اختیار نبیند و امر و نهی را منکر شود و تاویل کند و از منکر شدن امر و نهی لازم آید انکار بهشت کی جزای مطیعان امرست و دوزخ جزای مخالفان امر و دیگر نگویم به چه انجامد کی العاقل تکفیه الاشاره و بر یسار آن راه بیابان قدرست کی قدرت خالق را مغلوب قدرت خلق داند و از آن آن فسادها زاید کی آن مغ جبری بر می‌شمرد수니 무슬림이 자브리(Jabrī, 숙명론자) 불신자에게 답하다. 그리고 피조물의 자유 의지를 증명하는 논증으로, 예언자들이 밟고 간 길은, 그 길의 오른편에는 자신이 선택의 자유가 없다고 생각하며 명령과 금지를 부정하고 해석하는 숙명론의 황야가 있다. 명령과 금지를 부정하는 것은, 명령에 순종하는 자에게 주어지는 보상인 천국과 명령을 거스르는 자에게 주어지는 지옥을 부정하는 것과 마찬가지이다. 더 이상 말하지 않으리니, 현명한 자에게는 암시만으로도 충분하다. 그 길의 왼편에는 창조주의 능력이 피조물의 능력에 굴복한다고 생각하는 예정론의 황야가 있다. 거기서 그 자브리 마법사가 나열한 그러한 부패들이 발생한다. 59 시구
  131. 131 بخش ۱۳۱ - درک وجدانی چون اختیار و اضطرار و خشم و اصطبار و سیری و ناهار به جای حس است کی زرد از سرخ بداند و فرق کند و خرد از بزرگ و طلخ از شیرین و مشک از سرگین و درشت از نرم به حس مس و گرم از سرد و سوزان از شیر گرم و تر از خشک و مس دیوار از مس درخت پس منکر وجدانی منکر حس باشد و زیاده که وجدانی از حس ظاهرترست زیرا حس را توان بستن و منع کردن از احساس و بستن راه و مدخل وجدانیات را ممکن نیست و العاقل تکفیه الاشارة선택의 자유와 강요, 분노와 인내, 배부름과 굶주림과 같은 직관적 인식이 감각과 같다는 것. 감각은 노란색을 빨간색과 구별하고, 작고 큰 것, 쓰고 단 것, 사향과 똥, 거칠고 부드러운 것, 촉각으로 뜨겁고 차가운 것, 타오르는 불과 따뜻한 우유, 젖은 것과 마른 것, 벽의 구리와 나무의 구리를 구별한다. 따라서 직관적 인식을 부정하는 자는 감각을 부정하는 자이다. 직관적 인식은 감각보다 더 명확하다. 왜냐하면 감각은 감각하는 것을 막을 수 있고, 직관적 인식의 길과 입구는 막을 수 없기 때문이다. 현명한 자에게는 암시만으로도 충분하다. 36 시구
  132. 132 بخش ۱۳۲ - حکایت هم در بیان تقریر اختیار خلق و بیان آنک تقدیر و قضا سلب کنندهٔ اختیار نیست피조물의 선택의 자유를 설명하고, 예정과 운명이 선택의 자유를 박탈하지 않는다는 이야기. 19 시구
  133. 133 بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر숙명론자에게 답하고 선택의 자유와 명령 및 금지의 타당성을 증명하는 이야기. 숙명론자의 변명은 어떤 종교나 신념에서도 받아들여지지 않으며, 그가 저지른 행위에 대한 처벌로부터 벗어나게 해주지 않는다. 이블리스가 “당신이 나를 유혹했으므로(بما اغویتنی)”라고 말함으로써 구원받지 못한 것처럼 말이다. 그리고 작은 것은 큰 것을 가리킨다. 34 시구
  134. 134 بخش ۱۳۴ - معنی ما شاء الله کان یعنی خواست خواست او و رضا رضای او جویید از خشم دیگران و رد دیگران دلتنگ مباشید آن کان اگر چه لفظ ماضیست لیکن در فعل خدا ماضی و مستقبل نباشد کی لیس عند الله صباح و لا مساء“알라께서 원하신다면 그렇게 될 것이다(ما شاء الله کان)”의 의미는, 그분의 뜻과 그분의 만족을 구하고, 다른 사람들의 분노와 거부에 낙담하지 말라는 것이다. “그렇게 될 것이다(کان)”는 비록 과거형이지만, 알라의 행위에는 과거와 미래가 없으니, “알라께서는 아침도 저녁도 가지고 계시지 않는다(لیس عند الله صباح و لا مساء).” 20 시구
  135. 135 بخش ۱۳۵ - و هم‌چنین قد جف القلم یعنی جف القلم و کتب لا یستوی الطاعة والمعصیة لا یستوی الامانة و السرقة جف القلم ان لا یستوی الشکر و الکفران جف القلم ان الله لا یضیع اجر المحسنین마찬가지로 “펜은 말랐다(قد جف القلم)”는 것은, 펜은 말랐고 순종과 불순종은 같지 않다, 신뢰와 도둑질은 같지 않다, 감사와 배은망덕은 같지 않다, 알라께서는 선행하는 자들의 보상을 낭비하지 않으신다는 것을 기록했다는 의미이다. 34 시구
  136. 136 بخش ۱۳۶ - حکایت آن درویش کی در هری غلامان آراستهٔ عمید خراسان را دید و بر اسبان تازی و قباهای زربفت و کلاهای مغرق و غیر آن پرسید کی اینها کدام امیرانند و چه شاهانند گفت او را کی اینها امیران نیستند اینها غلامان عمید خراسانند روی به آسمان کرد کی ای خدا غلام پروردن از عمید بیاموز آنجا مستوفی را عمید گویند헤라트(Herat)에서 호라산(Khorasan) 아미드(Amid)의 잘 차려입은 노예들을 아랍 말에 태우고 금실로 수놓은 옷과 화려한 모자 등을 쓰고 있는 것을 본 더르위시의 이야기. 그가 “이들은 어떤 아미르들이며 어떤 왕들인가?”라고 묻자, 그에게 “이들은 아미르들이 아니라 호라산 아미드의 노예들입니다”라고 답했다. 그는 하늘을 향해 “오 알라, 노예를 키우는 것을 아미드에게서 배우소서”라고 말했다. 그곳에서는 회계관을 아미드라고 부른다. 45 시구
  137. 137 بخش ۱۳۷ - باز جواب گفتن آن کافر جبری آن سنی را کی باسلامش دعوت می‌کرد و به ترک اعتقاد جبرش دعوت می‌کرد و دراز شدن مناظره از طرفین کی مادهٔ اشکال و جواب را نبرد الا عشق حقیقی کی او را پروای آن نماند و ذلک فضل الله یتیه من یشاء그 숙명론자 불신자가 그를 이슬람으로 초대하고 숙명론적 신념을 버리라고 초대하던 수니파에게 다시 답하다. 그리고 양측의 논쟁이 길어져 문제와 답변의 본질이 진정한 사랑 외에는 끊이지 않았으니, 그에게는 그런 것에 대한 염려가 없었다. “그것은 알라의 은총이니, 그분은 원하시는 자에게 베푸신다(و ذلک فضل الله یتیه من یشاء).” 41 시구
  138. 138 بخش ۱۳۸ - پرسیدن پادشاه قاصدا ایاز را کی چندین غم و شادی با چارق و پوستین کی جمادست می‌گویی تا ایاز را در سخن آورد왕이 아야즈(Ayaz)에게 고의로 물었다. “어찌하여 신발과 가죽옷과 같은 무생물과 그토록 많은 슬픔과 기쁨을 이야기하는가?” 이는 아야즈의 입을 열게 하려 함이었다. 35 시구
  139. 139 بخش ۱۳۹ - گفتن خویشاوندان مجنون را کی حسن لیلی باندازه‌ایست چندان نیست ازو نغزتر در شهر ما بسیارست یکی و دو و ده بر تو عرضه کنیم اختیار کن ما را و خود را وا رهان و جواب گفتن مجنون ایشان را마지눈(Majnun)의 친척들이 그에게 말하길, 라일라(Layla)의 아름다움은 그렇게 대단치 않으며 우리 마을에 그녀보다 더 예쁜 여자가 많으니, 한 명, 두 명, 열 명을 보여줄 테니 선택하고 우리와 당신 자신을 놓아달라고 하자, 마지눈이 그들에게 답했다. 39 시구
  140. 140 بخش ۱۴۰ - حکایت جوحی کی چادر پوشید و در وعظ میان زنان نشست و حرکتی کرد زنی او را بشناخت کی مردست نعره‌ای زد주하(Juha)가 차도르를 쓰고 여자들 사이에서 설교하며 어떤 행동을 하자, 한 여인이 그가 남자임을 알아채고 소리 지른 이야기. 26 시구
  141. 141 بخش ۱۴۱ - فرمودن شاه به ایاز بار دگر کی شرح چارق و پوستین آشکارا بگو تا خواجه‌تاشانت از آن اشارت پند گیرد کی الدین النصیحة و موعظه یابند왕이 아야즈에게 다시 명하길, 신발과 가죽옷에 대한 설명을 명확히 말하여 그의 동료들이 그 암시에서 교훈을 얻고 “종교는 충고이다(الدین النصیحة)”라는 가르침을 받게 하라. 5 시구
  142. 142 بخش ۱۴۲ - حکایت کافری کی گفتندش در عهد ابا یزید کی مسلمان شو و جواب گفتن او ایشان را아부 야지드(Aba Yazid) 시대에 불신자에게 이슬람으로 개종하라고 말하자, 그가 그들에게 답한 이야기. 11 시구
  143. 143 بخش ۱۴۳ - حکایت آن مؤذن زشت آواز کی در کافرستان بانگ نماز داد و مرد کافری او را هدیه داد못생긴 목소리의 무아딘(Muezzin)이 불신자들의 땅에서 아잔(Azan)을 부르자, 한 불신자가 그에게 선물을 준 이야기. 42 시구
  144. 144 بخش ۱۴۴ - حکایت آن زن کی گفت شوهر را کی گوشت را گربه خورد شوهر گربه را به ترازو بر کشید گربه نیم من برآمد گفت ای زن گوشت نیم من بود و افزون اگر این گوشتست گربه کو و اگر این گربه است گوشت کو한 여인이 남편에게 “고기를 고양이가 먹었다”고 말하자, 남편이 고양이를 저울에 달아보니 고양이가 반 마운드(nim man) 이상이었다. 남편이 말했다. “부인, 고기는 반 마운드였고 더 많았다. 이것이 고기라면 고양이는 어디 있고, 이것이 고양이라면 고기는 어디 있는가?” 30 시구
  145. 145 بخش ۱۴۵ - حکایت آن امیر کی غلام را گفت کی می بیار غلام رفت و سبوی می آورد در راه زاهدی بود امر معروف کرد زد سنگی و سبو را بشکست امیر بشنید و قصد گوشمال زاهد کرد و این قصد در عهد دین عیسی بود علیه‌السلام کی هنوز می حرام نشده بود ولیکن زاهد تقزیزی می‌کرد و از تنعم منع می‌کرد한 아미르가 노예에게 술을 가져오라고 하자, 노예가 술병을 가지고 가는데 길에 금욕주의자가 있었다. 그는 선을 권하는 말을 하다가 돌을 던져 술병을 깨뜨렸다. 아미르는 그 소식을 듣고 금욕주의자를 처벌하려 했다. 이 일은 예수(Isa)의 종교 시대에 일어났는데, 아직 술이 금지되지 않았을 때였다. 그러나 금욕주의자는 엄격한 생활을 하며 사치를 금했다. 33 시구
  146. 146 بخش ۱۴۶ - حکایت ضیاء دلق کی سخت دراز بود و برادرش شیخ اسلام تاج بلخ به غایت کوتاه بالا بود و این شیخ اسلام از برادرش ضیا ننگ داشتی ضیا در آمد به درس او و همه صدور بلخ حاضر به درس او ضیا خدمتی کرد و بگذشت شیخ اسلام او را نیم قیامی کرد سرسری گفت آری سخت درازی پاره‌ای در دزد지야 딜크(Dhiya Dilk)의 옷은 매우 길었지만, 그의 형인 발흐(Balkh)의 셰이크 이슬람 타지(Sheikh Islam Taj)는 키가 매우 작았다. 셰이크 이슬람은 형인 지야를 부끄러워했다. 지야가 그의 강의에 들어갔는데, 발흐의 모든 지도자들이 그의 강의에 참석해 있었다. 지야가 인사를 하고 지나가자, 셰이크 이슬람은 건성으로 반쯤 일어서며 말했다. “정말 길구나, 조금은 도둑질해라.” 23 시구
  147. 147 بخش ۱۴۷ - رفتن امیر خشم‌آلود برای گوشمال زاهد노여운 왕자가 고행자를 벌주러 가다 12 시구
  148. 148 بخش ۱۴۸ - حکایت مات کردن دلقک سید شاه ترمد را광대가 트르메즈 군주를 기사회생시킨 이야기 28 시구
  149. 149 بخش ۱۴۹ - قصد انداختن مصطفی علیه‌السلام خود را از کوه حری از وحشت دیر نمودن جبرئیل علیه‌السلام خود را به وی و پیدا شدن جبرئیل به وی کی مینداز کی ترا دولتها در پیش است무스타파(그에게 평화가 있기를)가 가브리엘(그에게 평화가 있기를)의 오랜 부재로 인한 두려움에 하라 산에서 투신하려 할 때 가브리엘이 나타나 그에게 말씀하시길 "너 자신을 던지지 마라. 너에게는 많은 성공이 기다리고 있다." 18 시구
  150. 150 بخش ۱۵۰ - جواب گفتن امیر مر آن شفیعان را و همسایگان زاهد را کی گستاخی چرا کرد و سبوی ما را چرا شکست من درین باب شفاعت قبول نخواهم کرد کی سوگند خورده‌ام کی سزای او را بدهم왕자가 중재자와 고행자의 이웃에게 대답하길 “왜 그렇게 무례하게 우리의 항아리를 깼느냐? 나는 이 문제에 대한 중재를 받아들이지 않겠다. 나는 그를 벌하겠다고 맹세했다.” 10 시구
  151. 151 بخش ۱۵۱ - دو بار دست و پای امیر را بوسیدن و لابه کردن شفیعان و همسایگان زاهد중재자와 고행자의 이웃이 왕자의 손과 발에 두 번 키스하며 간청하다 20 시구
  152. 152 بخش ۱۵۲ - باز جواب گفتن آن امیر ایشان را왕자가 다시 그들에게 대답하다 8 시구
  153. 153 بخش ۱۵۳ - تفسیر این آیت که وَ إِنَّ الدّارَ الآخِرةَ لَهیَ الحَیَوانُ لَوْ کانوا یَعْلَمونَ کی در و دیوار و عرصهٔ آن عالم و آب و کوزه و میوه و درخت همه زنده‌اند و سخن‌گوی و سخن‌شنو و جهت آن فرمود مصطفی علیه السلام کی الدُّنیا جیفةٌ وَ طُلّابُها کلابٌ و اگر آخرت را حیات نبودی آخرت هم جیفه بودی جیفه را برای مردگیش جیفه گویند نه برای بوی زشت و فرخجی꾸란 구절 “진실로 내세는 생명이니, 만약 너희가 알았더라면”에 대한 설명: 저 세상의 벽과 땅, 물과 단지, 과일과 나무는 모두 살아 있고, 말하고, 듣는다. 그래서 무스타파(그에게 평화가 있기를)께서 말씀하셨다. “세상은 썩은 고깃덩어리이고 그것을 추구하는 자들은 개이다.” 만약 내세에 생명이 없다면 내세 역시 썩은 고깃덩어리일 것이다. 썩은 고깃덩어리라고 불리는 것은 죽었기 때문이지, 악취나 불길함 때문이 아니다. 44 시구
  154. 154 بخش ۱۵۴ - دگربار استدعاء شاه از ایاز کی تاویل کار خود بگو و مشکل منکران را و طاعنان را حل کن کی ایشان را در آن التباس رها کردن مروت نیست왕이 다시 아야즈에게 간청하길, 그대의 행동에 대한 의미를 설명하고, 불신자와 비난자들의 의문을 풀어주시오. 그들을 그런 모호한 상태로 두는 것은 자비롭지 못하오. 9 시구
  155. 155 بخش ۱۵۵ - تمثیل تن آدمی به مهمان‌خانه و اندیشه‌های مختلف به مهمانان مختلف عارف در رضا بدان اندیشه‌های غم و شادی چون شخص مهمان‌دوست غریب‌نواز خلیل‌وار کی در خلیل باکرام ضیف پیوسته باز بود بر کافر و مؤمن و امین و خاین و با همه مهمانان روی تازه داشتی인간의 육체를 여관에, 다양한 생각들을 다양한 손님에 비유하다. 슬픔과 기쁨의 생각들에 만족하는 인식자는 손님을 환대하는 아브라함 같은 사람과 같다. 아브라함의 집은 불신자든 신자든, 신뢰할 수 있는 사람이든 배신자든, 손님을 위해 항상 열려 있었고, 그는 모든 손님을 새 얼굴로 맞이했다. 3 시구
  156. 156 بخش ۱۵۶ - حکایت آن مهمان کی زن خداوند خانه گفت کی باران فرو گرفت و مهمان در گردن ما ماند한 손님에 대한 이야기. 집주인의 아내가 말하길, 비가 와서 손님이 우리에게 묶여 버렸어요. 29 시구
  157. 157 بخش ۱۵۷ - تمثیل فکر هر روزینه کی اندر دل آید به مهمان نو کی از اول روز در خانه فرود آید و فضیلت مهمان‌نوازی و ناز مهمان کشیدن و تحکم و بدخویی کند به خداوند خانه매일 마음에 떠오르는 생각들을 하루의 시작부터 집에 머무는 새로운 손님에 비유하고, 손님을 환대하는 덕목과 손님의 변덕을 견디는 것, 그리고 그가 집주인에게 군림하고 심술궂게 구는 것을 비유하다. 32 시구
  158. 158 بخش ۱۵۸ - نواختن سلطان ایاز را술탄이 아야즈를 높이 평가하다 8 시구
  159. 159 بخش ۱۵۹ - وصیت کردن پدر دختر را کی خود را نگهدار تا حامله نشوی از شوهرت아버지가 딸에게 남편으로부터 임신하지 않도록 자신을 조심하라고 당부하다 21 시구
  160. 160 بخش ۱۶۰ - وصف ضعیف دلی و سستی صوفی سایه پرورد مجاهده ناکرده درد و داغ عشق ناچشیده به سجده و دست‌بوس عام و به حرمت نظر کردن و بانگشت نمودن ایشان کی امروز در زمانه صوفی اوست غره شده و بوهم بیمار شده هم‌چون آن معلم کی کودکان گفتند کی رنجوری و با این وهم کی من مجاهدم مرا درین ره پهلوان می‌دانند با غازیان به غزا رفته کی به ظاهر نیز هنر بنمایم در جهاد اکبر مستثناام جهاد اصغر خود پیش من چه محل دارد خیال شیر دیده و دلیریها کرده و مست این دلیری شده و روی به بیشه نهاده به قصد شیر و شیر به زبان حال گفته کی کلا سوف تعلمون ثم کلا سوف تعلمون그늘에서 자라고 고난을 겪어본 적이 없으며 사랑의 고통과 상처를 맛보지 못한 연약하고 나약한 수피를 묘사하다. 그는 대중의 경배와 손키스, 그리고 사람들이 그를 오늘날의 수피라고 지칭하며 손가락으로 가리키는 것에 만족하고 오만에 빠져 병들었다. 마치 아이들이 병들었다고 말하자 아픈 줄 착각한 교사처럼. 그는 자신을 무자헤드(성전 참여자)로 여기고, 이 길에서 자신을 영웅으로 생각하며, 전사들과 함께 전투에 나섰다. 겉으로도 용맹함을 보여주겠다고 생각했지만, 그는 위대한 성전에서 면제되었으니, 작은 성전이 자신에게 무슨 의미가 있겠는가? 그는 사자를 꿈에서 보고 용맹을 떨치며, 그 용맹에 취해 사자를 찾아 숲으로 향했다. 그러자 사자가 말하길, “결코 너는 알게 될 것이다. 그리고 결코 너는 알게 될 것이다.” 31 시구
  161. 161 بخش ۱۶۱ - نصیحت مبارزان او را کی با این دل و زهره کی تو داری کی از کلابیسه شدن چشم کافر اسیری دست بسته بیهوش شوی و دشنه از دست بیفتد زنهار زنهار ملازم مطبخ خانقاه باش و سوی پیکار مرو تا رسوا نشوی전사들이 그에게 충고하길, “이런 심장과 간으로, 포로로 잡힌 불신자의 눈을 보고 기절하고 단도를 떨어뜨릴 네가 감히! 조심하고 조심하여 수도원의 주방에만 머물고 전투에 나가지 마라. 그렇지 않으면 수치를 당할 것이다.” 12 시구
  162. 162 بخش ۱۶۲ - حکایت عیاضی رحمه‌الله کی هفتاد غزو کرده بود سینه برهنه بر امید شهید شدن چون از آن نومید شد از جهاد اصغر رو به جهاد اکبر آورد و خلوت گزید ناگهان طبل غازیان شنید نفس از اندرون زنجیر می‌درانید سوی غزا و متهم داشتن او نفس خود را درین رغبت아이야드(그에게 자비가 있기를)의 이야기. 그는 순교를 바라며 칠십 번의 전투에 맨가슴으로 참여했으나, 희망이 좌절되자 작은 성전을 버리고 위대한 성전으로 향하며 은둔했다. 갑자기 전사들의 북소리를 듣자, 그의 내면은 사슬을 끊고 전투를 향해 날아갔고, 그는 이 열망 속에서 자신의 영혼을 의심했다. 35 시구
  163. 163 بخش ۱۶۳ - حکایت آن مجاهد کی از همیان سیم هر روز یک درم در خندق انداختی به تفاریق از بهر ستیزهٔ حرص و آرزوی نفس و وسوسهٔ نفس کی چون می‌اندازی به خندق باری به یک‌بار بینداز تا خلاص یابم کی الیاس احدی الراحتین او گفته کی این راحت نیز ندهم한 성전 참여자의 이야기. 그는 매일 은화 주머니에서 한 드람씩 참호에 던져 넣었다. 이는 탐욕과 욕망, 그리고 영혼의 유혹에 대한 반항이었다. 영혼은 그에게 “어차피 참호에 던질 거라면 한 번에 다 던져서 나를 자유롭게 해 달라”고 말했다. 그러자 그는 “나는 그 자유조차 주지 않을 것이다”라고 말했다. 16 시구
  164. 164 بخش ۱۶۴ - صفت کردن مرد غماز و نمودن صورت کنیزک مصور در کاغذ و عاشق شدن خلیفهٔ مصر بر آن صورت و فرستادن خلیفه امیری را با سپاه گران بدر موصل و قتل و ویرانی بسیار کردن بهر این غرض밀고자의 묘사, 종의 초상을 종이에 그려 보여주다. 이집트 칼리프가 그 초상에 반하고, 칼리프가 대규모 군대를 이끌고 모술 문으로 아미르를 보내 이 목적을 위해 많은 살인과 파괴를 자행하다. 17 시구
  165. 165 بخش ۱۶۵ - ایثار کردن صاحب موصل آن کنیزک را بدین خلیفه تا خون‌ریز مسلمانان بیشتر نشود모술의 영주가 칼리프에게 여종을 바쳐 무슬림의 유혈 사태를 막으려 하다. 54 시구
  166. 166 بخش ۱۶۶ - پشیمان شدن آن سرلشکر از آن خیانت کی کرد و سوگند دادن او آن کنیزک را کی به خلیفه باز نگوید از آنچ رفت그 배신을 저지른 총사령관이 후회하고 여종에게 맹세하게 하다. 칼리프에게 일어난 일을 말하지 말라고. 28 시구
  167. 167 بخش ۱۶۷ - حجت منکران آخرت و بیان ضعف آن حجت زیرا حجت ایشان به دین باز می‌گردد کی غیر این نمی‌بینیم내세를 부인하는 자들의 주장과 그 주장의 약점 설명. 그들의 주장은 “우리는 이것 외에는 아무것도 보지 못한다”는 것에 근거하기 때문이다. 12 시구
  168. 168 بخش ۱۶۸ - آمدن خلیفه نزد آن خوب‌روی برای جماع칼리프가 여인과 성교하기 위해 그녀에게 오다 5 시구
  169. 169 بخش ۱۶۹ - خنده گرفتن آن کنیزک را از ضعف شهوت خلیفه و قوت شهوت آن امیر و فهم کردن خلیفه از خندهٔ کنیزک칼리프의 욕정이 약하고 그 아미르의 욕정이 강했음에 여인이 웃음을 터뜨리자, 칼리프가 여인의 웃음에서 무엇인가를 알아차리다. 18 시구
  170. 170 بخش ۱۷۰ - فاش کردن آن کنیزک آن راز را با خلیفه از زخم شمشیر و اکراه خلیفه کی راست گو سبب این خنده را و گر نه بکشمت여종이 칼리프의 칼날과 강압으로 그 비밀을 칼리프에게 털어놓다. 칼리프가 "이 웃음의 이유를 사실대로 말하라. 그렇지 않으면 너를 죽일 것이다"라고 말했기 때문이다. 30 시구
  171. 171 بخش ۱۷۱ - عزم کردن شاه چون واقف شد بر آن خیانت کی بپوشاند و عفو کند و او را به او دهد و دانست کی آن فتنه جزای او بود و قصد او بود و ظلم او بر صاحب موصل کی و من اساء فعلیها و ان ربک لبالمرصاد و ترسیدن کی اگر انتقام کشد آن انتقام هم بر سر او آید چنانک این ظلم و طمع بر سرش آمد왕이 그 배신을 알게 되자, 그것을 숨기고 용서하며 그 여인을 그에게 줄 결심을 하다. 그리고 그는 그 고난이 자신의 응징이자 의도이며, 모술의 영주에 대한 자신의 불의임을 깨달았다. “그리고 악을 행한 자는 그에게 되돌아올 것이며, 진실로 너의 주님은 지켜보고 계신다.” 그리고 그는 만약 복수한다면, 그 복수가 자신에게도 돌아올 것을 두려워했다. 마치 이 불의와 탐욕이 자신에게 돌아온 것처럼. 30 시구
  172. 172 بخش ۱۷۲ - بیان آنک نَحْنُ قَسَمْنا کی یکی را شهوت و قوت خران دهد و یکی را کیاست و قوت انبیا و فرشتگان بخشد سر ز هوا تافتن از سروریست ترک هوا قوت پیغامبریست تخمهایی کی شهوتی نبود بر آن جز قیامتی نبود“우리가 (그것을) 나눴다”는 구절의 설명. 어떤 이에게는 당나귀의 욕정과 힘을 주고, 어떤 이에게는 예언자와 천사들의 지혜와 힘을 주신다. 욕망에서 벗어나는 것은 지도자적인 행위이며, 욕망을 버리는 것은 예언자적인 힘이다. 욕정 없는 씨앗들에는 심판 외에는 아무것도 없다. 10 시구
  173. 173 بخش ۱۷۳ - دادن شاه گوهر را میان دیوان و مجمع به دست وزیر کی این چند ارزد و مبالغه کردن وزیر در قیمت او و فرمودن شاه او را کی اکنون این را بشکن و گفت وزیر کی این را چون بشکنم الی آخر القصه왕이 보석을 회의장에 있는 대신의 손에 쥐어주며 "이것이 얼마의 가치가 있는가?"라고 묻자, 대신이 그 가치를 과장하여 말하다. 그리고 왕이 대신에게 "이제 이것을 깨뜨려라"라고 명령하자, 대신이 "어떻게 제가 이것을 깨뜨릴 수 있겠습니까?"라고 말하다. 이야기의 마지막까지. 19 시구
  174. 174 بخش ۱۷۴ - رسیدن گوهر از دست به دست آخر دور به ایاز و کیاست ایاز و مقلد ناشدن او ایشان را و مغرور ناشدن او به گال و مال دادن شاه و خلعتها و جامگیها افزون کردن و مدح عقل مخطان کردن به مکر و امتحان که کی روا باشد مقلد را مسلمان داشتن مسلمان باشد اما نادر باشد کی مقلد ازین امتحانها به سلامت بیرون آید کی ثبات بینایان ندارد الا من عصم الله زیرا حق یکیست و آن را ضد بسیار غلط‌افکن و مشابه حق مقلد چون آن ضد را نشناسد از آن رو حق را نشناخته باشد اما حق با آن ناشناخت او چو او را به عنایت نگاه دارد آن ناشناخت او را زیان ندارد보석이 여러 손을 거쳐 마침내 아야즈에게 도착하다. 아야즈의 지혜와 남들을 맹목적으로 따르지 않는 태도. 그리고 왕이 그에게 베푼 선물과 하사품에 오만해지지 않음. 왕은 현명한 자들의 지성을 칭찬하다. 이는 속임수와 시험을 통해서이다. 맹목적으로 따르는 자를 무슬림으로 여기는 것이 합당한가? 무슬림은 맞지만, 이러한 시험에서 무사히 벗어나는 맹목적으로 따르는 자는 드물다. 하나님이 보호하신 자를 제외하고는 통찰력 있는 자들의 굳건함을 갖지 못하기 때문이다. 왜냐하면 진리는 하나이고, 그것에는 많은 오해를 불러일으키는 반대되는 것들이 있고, 진리와 유사한 것들이 있기 때문이다. 맹목적으로 따르는 자는 그 반대되는 것을 알지 못하므로 진리 또한 알지 못한다. 그러나 하나님이 그를 보살피신다면, 그가 알지 못하는 것은 그에게 해가 되지 않는다. 22 시구
  175. 175 بخش ۱۷۵ - تشنیع زدن امرا بر ایاز کی چرا شکستش و جواب دادن ایاز ایشان را군주들이 아야즈에게 왜 그것을 깼느냐고 비난하자, 아야즈가 그들에게 대답하다. 13 시구
  176. 176 بخش ۱۷۶ - قصد شاه به کشتن امرا و شفاعت کردن ایاز پیش تخت سلطان کی ای شاه عالم العفو اولی왕이 군주들을 죽이려 하자, 아야즈가 왕좌 앞에서 간청하다. “오 세상의 왕이시여, 용서가 우선입니다.” 32 시구
  177. 177 بخش ۱۷۷ - تفسیر گفتن ساحران فرعون را در وقت سیاست با او کی لا ضیر انا الی ربنا منقلبون파라오의 마술사들이 처형될 때 그에게 말하길 "아무 해가 없다. 우리는 우리 주님께 돌아갈 것이다"라고 해석하다. 33 시구
  178. 178 بخش ۱۷۸ - مجرم دانستن ایاز خود را درین شفاعت‌گری و عذر این جرم خواستن و در آن عذرگویی خود را مجرم دانستن و این شکستگی از شناخت و عظمت شاه خیزد کی أَنا أَعْلَمُکُمْ بِاللَّهِ وَ أَخْشیکُمْ لِللَّهِ وَ قالَ اللهُ تَعالی إِنَّما یَخْشَی اللهَ مِنْ عِبادِهِ العُلَماءُ아야즈가 이 중재 행위에서 자신을 유죄로 여기고 이 죄에 대한 용서를 구하다. 그리고 그 용서를 구하는 와중에도 자신을 유죄로 여기다. 이러한 겸손은 왕의 지식과 위대함에서 비롯된다. “나는 너희 중에서 하나님을 가장 잘 알고, 하나님을 가장 두려워하는 자이다.” 그리고 하나님(그분은 가장 높으시며)께서 말씀하셨다. “진실로 하나님의 종들 중에서 하나님을 두려워하는 자는 학자들뿐이다.” 86 시구