읽기 권 6 무스타파(그에게 평화가 있기를)께서 시디끄(그에게 하나님이 만족하시기를)를 꾸짖으시며 “내가 그를 내 몫으로 사라고 말했는데, 왜 당신 혼자 샀는가?”라고 하시자, 시디끄가 변명하다. 대구 1110

M6:1110 — خویش را یک‌دم برین کوران دهد / تا غریو از کوی کوران بر جهد

خویش را یک‌دم برین کوران دهدتا غریو از کوی کوران بر جهد
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:1110

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: (معشوق ازلی) دمی خویشتن را بر این غافلانِ چشم‌بسته می‌نمایاند (یا خود را به آنان می‌سپارد)، تا مگر فریادی (از بیداری) از کوی این نابینایان (درون‌بینان) برخیزد و آن‌ها را از خواب غفلت برهاند. معنا: خداوند گاهی خود را حتی به غافلان و چشم‌بستگانِ ناآگاه نیز نشان می‌دهد، با این امید که همین تلنگرِ الهی، غریوی از اعماق وجودشان برخیزاند و آن‌ها را از خواب غفلت بیدار کند.

شرح

من این بیت را در سیاق بحث مولانا در مورد تجلی و تجشم الهی می‌خوانم. مولانا پیش از این سخن از «لاغ با خوبان» می‌گوید؛ یعنی خداوند با عزیزانش نوعی شوخی، سر به سر گذاشتن و در واقع معاشقه دارد. بلاها و رنج‌هایی که بر سر این خوبان می‌آید، در واقع نشانهٔ توجه و مهر بیشتر الهی است و راهی برای بیدارتر کردن آنان. اما قصه به اینجا ختم نمی‌شود. گاهی اوقات این توجه و این «خود را دادن» شامل حال «کوران» نیز می‌شود. منظور مولانا از «کوران» کسانی هستند که از حقایق عالم و حضور معشوق غافلند، چشمشان بر حقیقت بسته است و در بی‌خبری به سر می‌برند.

در اینجا مولانا می‌فرماید که خداوند، حتی به این کوران نیز برای دمی خود را می‌نمایاند یا خود را به آنان می‌سپارد. این «خود را دادن» چه بسا از طریق رنجی، یک واقعهٔ غریب یا حتی تلنگری درونی باشد. این رخداد، که از سوی معشوق ازلی است، برای یک هدف والا صورت می‌گیرد: «تا غریو از کوی کوران بر جهد». این «غریو» فریادی است که از سر بیداری، اعتراض، حیرت یا حتی درد برمی‌خیزد. این فریاد نشانهٔ آن است که جرقه‌ای در اعماق روح غافلان زده شده و آن‌ها را از خواب عمیق بی‌خبری بیرون کشیده است. دیگر در سکوت و رخوت نیستند؛ صدایی از آن‌ها بلند شده است. این همان «به شور آوردن» است که در بیت قبل اشاره شد: «نیز کوران را به شور آرد گهی».

اینجا من به روشنی می‌بینم که مولانا چه نگاه امیدبخشی به بیداری انسان‌ها دارد. این تلنگر الهی، هرچند که در ابتدا ممکن است به شکل رنج یا پریشانی خود را نشان دهد، اما در نهایت هدفی جز بیداری و رهایی ندارد. این «غریو» آغاز سفر است، نشانه‌ای که آدمی شنیدن را آغاز کرده است. همچون آن کسی که در خوابی عمیق است و ناگهان صدایی او را برمی‌جهاند و او با فریادی از خواب می‌پرد. این فریاد، گرچه ممکن است از سر آشفتگی باشد، اما در حقیقت دروازهٔ هوشیاری است. این پیامی است که معشوق به عالم می‌فرستد، پیامی برای همه، حتی آنان که به نظر می‌رسد از درک آن ناتوانند. شرط شنیدن، گوش شنوا داشتن است، وگرنه آدمی همچون همان کسی شود که ده‌ها دهل‌زن در اطرافش دهل می‌زنند و او بانگشان را نمی‌شنود و نوازش ریحان را آزار می‌پندارد.

نکات کلیدی

  • حضور الهی نه تنها برای خوبان، بلکه گاهی برای بیداری غافلان (کوران) نیز جلوه می‌کند.
  • رنج و تلنگرهای ناگهانی از سوی معشوق، می‌تواند ابزاری برای به «شور آوردن» و بیدار کردن از خواب غفلت باشد.
  • «غریو» یا فریادی که از ناآگاهان برمی‌خیزد، نشانهٔ آغاز بیداری و پایان سکوت بی‌خبری است.
  • نگاه مولانا به رنج، نگاهی سازنده است؛ رنج‌ها حامل پیامی برای هوشیاری بیشترند.
  • حتی در عمق غفلت، دریچه‌ای برای تجلی و امکان بیداری وجود دارد.

Sources: d6-s23 · 00:16:50 d6-s23 · 00:17:15

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.