읽기 권 6 회복의 희망이 없다고 의사가 판단한 한 병자의 이야기. 대구 1314

M6:1314 — قوتی کان اندرونش مضمرست / چون به فعل آید عیان و مظهرست

قوتی کان اندرونش مضمرستچون به فعل آید عیان و مظهرست
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:1314

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: نیرویی که در درون آن پنهان است، چون به فعل آید، آشکار و نمایان می‌شود. معنا: این بیت بیان می‌کند که هر نیروی بالقوه و پنهانی، زمانی که به کار گرفته شود و به عمل درآید، خود را آشکار می‌سازد و قابل رؤیت می‌شود.

شرح

این بیت، به شیوه‌ای موجز اما عمیق، یکی از بنیادهای معرفت‌شناسی مولانا را بیان می‌کند: اصلِ ظهورِ نهفته. او بارها در مثنوی تأکید می‌کند که ما از غایب بی‌خبریم، اما می‌توانیم از طریق شاهد و حاضر به غایب پی ببریم؛ می‌توانیم از روی اثر به مؤثر دست یابیم. این قوتِ مضمر (نیروی پنهان) که چون به فعل آید، عیان و مظهر می‌شود، دقیقاً همان مسیری است که ما را از ظاهر به باطن می‌رساند.

این اصل نه فقط در امور مادی، که در ساحت معنویت نیز صادق است. ذات حق برای ما پنهان است و از او بعیدیم، اما وصف ذات او را «از رسول و معجزات» بازمی‌دانیم. معجزات پیامبران، تجلی همان قوای پنهان الهی بودند که در وجود ایشان به فعل می‌آمدند و آشکار می‌شدند. اما مولانا پا را فراتر می‌گذارد و به اولیای الهی امروزین می‌پردازد؛ کسانی که «درونشان صد قیامت نقد هست». این صد قیامت، همان قوت مضمر و عظیمی است که در باطن این مردان خدا نهفته است. رستاخیزی که در جانشان رخ داده، یک نیروی حیاتی عظیم است.

این قوت درونی چگونه خود را به فعل می‌آورد و عیان و مظهر می‌شود؟ مولانا می‌گوید: «کمترین آنکه شود همسایه مست». یعنی کمترین اثری که از این قوتِ نهفته در اولیا سر می‌زند، آن است که همنشینانشان از شور و حال ایشان مست و سرمست می‌شوند. این مستی، یک تأثیر عاریه‌ای بر جمادات نیست، بلکه «بر جان زند بی‌واسطه» و روح را منقلب می‌کند. این همنشینی با اولیای خدا، باعث می‌شود که از خدا پر بودنِ وجود ایشان، به دیگران نیز سرایت کند و جانشان را با غیب متصل سازد. این همان چیزی است که من بارها گفته‌ام که پیامبران و اولیا از خدا پر بودند؛ هرچه می‌گفتند، گفت خدا بود و هرکه با ایشان می‌نشست، با خدا نشسته بود. این «اشتداد وجودی» در اولیا، به قامت «نان بی‌هیولای خمیر» پدیدار می‌شود، یعنی بخششی بی‌زمینه و بی‌مزد و منت که خود را در جان‌ها می‌نشاند.

اما نکتهٔ دقیق مولانا در ادامه می‌آید: این قوتِ مضمر که به فعل می‌آید و خود را عیان و مظهر می‌سازد، تأثیری یکسان بر همه ندارد. «عجز بخش جان هر نامحرمی / لیک قدرت‌بخش جان همدمی». درست مانند قرآن کریم که «یُضِلُّ بِهِ کثیراً و یَهدی بِهِ کثیراً»، این تجلیات قوت الهی نیز بر جان‌های متفاوت، اثری متفاوت می‌گذارند. کسی که روحش «ناقص» و «مرغ خاک» است، در این بحر معجزه هلاک می‌شود؛ اما کسی که «مرغ آبی» است، در آن ایمن می‌ماند. این بدان معناست که گرچه قوت از درون به فعلیت می‌رسد و آشکار می‌شود، قابلیت و آمادگیِ دریافت‌کننده است که تعیین می‌کند آیا این ظهور، موجب هدایت و توانمندی او خواهد شد یا منجر به عجز و هلاکتش. این بیت در حقیقت کلیدی است برای فهم این پدیدهٔ هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی که چگونه پنهان آشکار می‌شود و چگونه این آشکار شدن، جهان را متحول می‌کند.

نکات کلیدی

  • نیروی پنهان در هر موجود، با به فعلیت رسیدن آشکار می‌شود و این راهی برای شناخت غیب از طریق ظهور است.
  • اولیای الهی تجلی‌گاه قوای غیبی‌اند که در درونشان نهفته است؛ وجود ایشان «صد قیامت نقد» است.
  • همنشینی با مردان حق، این نیروی پنهان (قوت مضمر) را به جان مخاطب سرایت می‌دهد و او را متأثر می‌سازد.
  • تأثیر این قوای آشکار شده، بستگی به قابلیت و آمادگی دریافت‌کننده دارد؛ همان معجزه می‌تواند هم عاجز کند و هم قدرت بخشد.
  • از ظاهر (اثر) به باطن (مؤثر) راه می‌بریم؛ «مستی دل» را از «نرگس مخمور» می‌توان شناخت.

Sources: d6-s26 · 00:34:41 d6-s26 · 00:41:26 d6-s26 · 02:12:12

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.