읽기 권 6 신앙의 맛을 가로막고 진실성의 약점을 증명하며 수십만 명의 어리석은 자들을 현혹시키는 낡은 관습들을 비난하다. 마치 양 떼가 그 게이 남자를 방해하여 그가 지나가지 못하게 한 것처럼. 그 게이 남자가 양치기에게 묻다. “이 양들이 나를 놀라게 하는군요.” 양치기가 말하길, “이봐요, 당신 안에 남자의 혈관이 있다면, 그들은 모두 당신의 희생자입니다. 하지만 당신이 게이 남자라면, 양들은 각각 당신에게 용과 같습니다.” 또 다른 게이 남자가 있다. 그는 양들을 보자마자 길을 되돌아가며 감히 묻지 못한다. 혹시라도 양들이 자신을 덮쳐 해칠까 봐 두려워한다. 대구 188

M6:188 — چون خضر و الیاس مانی در جهان / تا زمین گردد ز لطفت آسمان

چون خضر و الیاس مانی در جهانتا زمین گردد ز لطفت آسمان
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:188

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: همچون خضر و الیاس در جهان بمانی، تا از لطف و مهربانی تو زمین همچون آسمان شود. معنا: مولانا در این بیت برای حسام‌الدین چلبی دعا می‌کند که همچون خضر و الیاس عمری جاودان داشته باشد و حضور پرلطفش دنیا را بهشتی و روحانی گرداند.

شرح

من در اینجا این بیت را در سیاق ستایش مولانا از حسام‌الدین چلبی می‌بینم. مولانا، با آن همه مقام و عظمت، هیچ گاه این مثنوی را تمام و کمال به خود منسوب نکرده است؛ بلکه دائماً آن را مرهون و مدیون حسام‌الدین می‌داند. در این بیت، او برای حسام‌الدین آرزویی می‌کند که فراتر از عمر عادی انسان‌هاست: بقایی چون خضر و الیاس.

خضر و الیاس، این دو پیامبر اسطوره‌ای، از دیرباز در فرهنگ اسلامی نماد جاودانگی و بقا بوده‌اند. خضر را نگهبان خشکی‌ها و الیاس را نگهبان دریاها می‌دانند، و باور بر این است که هر دو آب حیات نوشیده‌اند و تا ابد زنده‌اند. دعای مولانا برای حسام‌الدین که «چون خضر و الیاس مانی در جهان»، نه صرفاً یک تمنای طول عمر، بلکه آرزوی یک حضور روحانی پایدار و متحول‌کننده است. این حضور آن‌قدر نیرومند است که می‌تواند «زمین را ز لطفت آسمان کند». یعنی با لطف و مهربانی حسام‌الدین، این دنیای خاکی می‌تواند به مقامی بلند و آسمانی ارتقا یابد.

اما نکتهٔ عمیق‌تر، زمینهٔ بیان این ستایش است. مولانا صریحاً می‌گوید که نمی‌تواند تمام آنچه را که در حق حسام‌الدین می‌اندیشد، به زبان آورد. این را در ابیات پیشین و پسین این بیت به صراحت بیان کرده: «گفتمی از لطف تو جزوی ز صد / گر نبودی طمطراق چشم بد». او نگران «چشم بد» و آسیب‌هایی است که از حسد و بدبینی دیگران می‌رسد. مولانا معتقد بود که «بیشتر اینا از حسد، از چشم بد از دنیا رفتند» و خود نیز از آن زخم‌ها خورده بود.

ورای «چشم بد»، بحث «ناموس‌های پوسیده» نیز مطرح است. مولانا در واقع گله‌ای می‌کند از خودش و از محیطی که اجازه نمی‌دهد حق مطلب را به تمامی ادا کند. این «ناموس‌های پوسیده» اموری هستند که زنجیر بر دست و پای انسان می‌بندند و او را از اظهار حقیقت باز می‌دارند، چرا که انسان نگران حرف مردم یا ملامت آنان می‌شود. مثال ابو طالب، عموی پیامبر اسلام، در اینجا روشنگر است. به گفتهٔ مولانا، ابو طالب نیز از ترس حرف مردم و ملامت بزرگان قریش، ایمان خود را آشکار نکرد – هرچند شیعیان در این باره نظر دیگری دارند و معتقدند او ایمان آورد. مهم آن است که این «ناموس‌های پوسیده» یا غیرت ورزیدن بر اموری که ارزش آن را ندارند، مانع از بیان حقیقت می‌شود.

پس این دعای پرشکوه برای حسام‌الدین در عین عظمتش، حاوی یک کد و یک اشارهٔ پنهان است. مولانا در شرایطی که خود را گرفتار «ناموس‌های پوسیده» و بیمناک از «چشم بد» می‌بیند، چنین دعایی را بر زبان می‌آورد و بدین شکل، عمق ستایش خود را در لفافهٔ دعا و با رمز بیان می‌کند: «جز به رمز ذکر حال دیگران / شرح حالت می‌نیارم در بیان». این کمال سخاوت و بزرگی مولاناست که از خود چیزی فرو نمی‌گذارد و حتی معانی مثنوی را «ارواحی» می‌داند که حسام‌الدین آن‌ها را از عالم غیب به «دام حرف» کشیده و زندانی کرده است.

نکات کلیدی

  • مولانا سخاوت و بزرگی حسام‌الدین چلبی را با دعایی برای بقای جاودانهٔ او نشان می‌دهد.
  • دعای «چون خضر و الیاس مانی» فراتر از عمر، آرزوی حضوری معنوی و متحول‌کننده در جهان است.
  • مولانا می‌گوید که «چشم بد» و «ناموس‌های پوسیده» (عقاید و عرف‌های کهنه) او را از بیان کامل ستایش خود باز می‌دارند.
  • حضور حسام‌الدین آن‌قدر لطیف است که می‌تواند زمین را به آسمان تبدیل کند؛ کنایه از ارتقاء معنوی عالم به واسطهٔ او.

Sources: d6-s05 · 21:52 d6-s05 · 22:47 d6-s05 · 23:44

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.