읽기 권 6 제자가 셰이크를 그 숲 근처에서 만나 소원을 이룸 대구 2149

M6:2149 — که انبیا رنج خسان بس دیده‌اند / از چنین ماران بسی پیچیده‌اند

که انبیا رنج خسان بس دیده‌انداز چنین ماران بسی پیچیده‌اند
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:2149

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: زیرا پیامبران رنج بسیاری از مردم پست و فرومایه دیده‌اند؛ از چنین مارهایی (افراد شرور) بسیار دوری کرده و پیچیده‌اند (خود را کنار کشیده‌اند). معنا: این بیت بیان می‌کند که پیامبران و اولیا همواره از سوی افراد بدطینت و فرومایه آزار دیده‌اند و برای حفظ مسیر خود، ناگزیر به دوری جستن و احتراز از آنان بوده‌اند.

شرح

این بیت در مثنوی، یک نتیجه‌گیری مهم از داستان عارف و همسرش است که پیش‌تر مولانا آن را به پایان رسانده بود. من معتقدم که مولانا در اینجا یک قاعدهٔ کلی و بنیادین را بیان می‌کند: رنجی که پیامبران و اولیای حق از «خَسان» و «ماران» می‌کشند، نه یک اتفاق ناگوار بی‌معنی، بلکه جزئی از برنامهٔ الهی و راهگشای تهذیب و تعالی است.

من بارها گفته‌ام که صبر بر جفای خلق، جوهر عرفان عملی است. همان‌گونه که در حکایت عارف و همسرش دیدیم، این تحمل آزارهاست که «آینهٔ ضمیر» را صیقلی و مصفا می‌کند. آزار خَسان و طعنه‌های ماران، حکم سنگ سمباده‌ای را دارد که زنگار از دل می‌زداید. اینجاست که «حقیقت معرفت» در درون فرد تجلی می‌یابد و او «سبک‌بال می‌شود و می‌تواند به پرواز درآید و به معراج برود.» این رنج، یک پاداش کریمانه از خداوند در پی دارد، اما نه پاداشی بیرونی، بلکه پاداشی درونی و معرفتی.

مولانا این تجربهٔ عارف را به انبیا تعمیم می‌دهد و می‌گوید که آنان نیز «رنج خسان بس دیده‌اند». این رنج‌ها و دوری جستن از «ماران»، نه از سر ضعف، بلکه از سر تدبیر و بخشی از حکمت الهی است. این همان سرّی است که در حدیث قدسی «کنت کنزاً مخفیاً فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لکی اعرف» نهفته است. خداوند می‌خواست شناخته شود و برای شناخت، به «ضد» نیاز است. «بی‌ضدی ضد را نتوان نمود / آن شه بی‌مثل را ضدی نبود». پس این وجود خَسان و ماران و رنجی که بر اولیا تحمیل می‌کنند، در حقیقت بستری است برای تجلی و ظهور آن «شه بی‌مثل». آنها آینه‌هایی هستند که با وجود تیره خود، نور حق را بازتاب می‌دهند، ولو به شکلی وارونه.

از منظر مولانا، جهان نه «جای گله» که «جای صیقل» است. رنج و جدایی، همانند آزار خَسان، نه مصیبتی برای شکایت، بلکه راهی برای «باز یافتن اصل خویش» است. همان‌طور که بارها تأکید کرده‌ام، مولانا جهان را کج نمی‌بیند؛ اگر کجی می‌بینیم، از کجی خود ماست. انبیا و عارفان، این کجی بیرونی را بهانه‌ای برای راست کردن کجی درونی خود می‌دانند و این‌گونه، با عبور از «راه پرخون» عشق، به «وصل» و «سبک‌باری» می‌رسند. پس این پیچیدن از ماران، پیچیدن از خود و به سوی حق است.

نکات کلیدی

  • صبر در برابر آزار دیگران، راهی برای تهذیب نفس و صیقل دادن ضمیر است.
  • رنج کشیدن از بدکاران برای انبیا و عارفان، آزمونی الهی و فرصتی برای تعالی و کشف معرفت درونی است.
  • وجود «ضد» و شر در عالم، بستری است برای تجلی و شناخته شدن صفات خداوند و حکمتی پنهان در خلقت دارد.
  • این رنج‌ها عارف را سبک‌بال می‌کند و او را به پرواز و معراج روحی یاری می‌رساند.
  • پیچیدن از شرور و دوری از افراد بدطینت، نه ضعف که تدبیر و بخشی از سفر معرفتی است.

Sources: d6-s49 · 00:06:00

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.