읽기 권 6 선택의 유혹과 선택의 원인들의 유혹으로부터 하나님께 간구하고 피난처를 구하다. 하늘과 땅은 선택과 선택의 원인들에 대해 불평하고 두려워했으나, 인간의 창조는 자신의 선택과 선택의 원인들을 추구하는 데에 열중하게 되었다. 마치 병자가 자신의 선택이 부족하다고 느껴 치료를 원하는 것처럼. 이는 선택의 원인이 되어 그의 선택이 증가할 것이다. 그리고 그는 자신의 선택이 증가하도록 지위를 원할 것이다. 과거의 민족들에게 하나님의 진노가 내린 원인은 과도한 선택과 선택의 원인들이었다. 가난한 파라오를 본 사람은 아무도 없다. 대구 247

M6:247 — گرچه دوزخ دور دارد زو نکال / لیک جنت به ورا فی کل حال

گرچه دوزخ دور دارد زو نکاللیک جنت به ورا فی کل حال
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:247

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: گرچه دوزخ، عذاب خود را از او دور نگاه می‌دارد، اما بهشت در هر حال برای او بهتر است. معنا: این بیت به این نکته اشاره دارد که گرچه فرار از خویشتن و ناآگاهی ممکن است انسان را از عذاب و مسئولیت زندگی دور کند، اما راه رسیدن به بهشت و آرامش واقعی در پذیرش آگاهانه و ورود به بی‌خودی اصیل است که از هر گریز موقتی برتر است.

شرح

مولانا اینجا یک واقعیت مهم روان‌شناختی را در مورد انسان‌ها بیان می‌کند که صدالبته روانکاوان جدید نیز به آن پرداخته‌اند. می‌بینیم که آدمیان، «جمله عالم»، از اختیار و هستی خود می‌گریزند و به «سَرِ سَرمَستِ خود» پناه می‌برند؛ این فرار از هوشیاری و خودآگاهی‌ست. از نظر مولانا، انسان‌ها این کار را می‌کنند تا برای لحظه‌ای از هوشیاری رها شوند. چگونه؟ «ننگ خمر و زمر بر خود می‌نهند»، یعنی به شراب یا موسیقی‌های مضل و غفلت‌زا روی می‌آورند. این البته با سماع و نوای نی که خود مولانا می‌پسندید و از آن‌ها به عنوان ابزاری برای یادآوری «اصل خویش» یاد می‌کرد، متفاوت است.

چرا انسان‌ها چنین می‌کنند؟ چون «جمله دانسته‌اند که این هستی فخ است». همه فهمیده‌اند که این هستیِ خودبین و خودکام، این وجودِ مدعی، یک دام و زندان است. «فکر و ذکر اختیاری دوزخ است»؛ هرگاه انسان آگاه و مختارانه می‌اندیشد، خود را در جهنم می‌یابد. پس راه حل موقت، فرار «از خودی در بی‌خودی» است؛ یا به مستی یا به شغل، یعنی با غرق‌شدن در کار و مشغله، خود را سرگرم می‌کنند تا به خود فکر نکنند.

بیت حاضر پس از این تحلیل می‌آید و به این نکته می‌پردازد که گرچه این فرار از اختیار و هستی، ظاهراً انسان را از دوزخِ مسئولیت و رنج دور می‌کند («گرچه دوزخ دور دارد زو نکال»)، اما راهِ بهتری برای رهایی وجود دارد. این بیت تصریح می‌کند که «لیک جنت به ورا فی کل حال»؛ یعنی آن راه حقیقیِ بی‌خودی و فنای اختیاری، که در پیِ تسلیم در برابر حقیقت و یافتن معنای کشف‌شده است، بر هر گریزِ موقتی و ناآگاهانه برتری دارد. مولانا در اینجا انسان را به سفری از جنس «مرگ‌های بالاتر» دعوت می‌کند که متضمن حیات و تولد دوباره است، نه صرفاً گریز از رنج. این نه جبر است، بلکه درک جباریت حق و رهایی از بند «هستی» مدعی خویشتن است؛ رهایی‌ای که به جای فرار از دوزخ، به سوی بهشت حقیقی رهنمون می‌شود.

نکات کلیدی

  • بشر از خودآگاهی و اختیار می‌گریزد، زیرا آن‌ها را دامی از رنج و مسئولیت می‌یابد.
  • فرار از خودی به سوی ناآگاهی (از طریق مستی یا اشتغال) راهی موقتی برای دور شدن از رنج است.
  • فکر و ذکر اختیاری، اگر با خودبینی همراه باشد، خود جهنمی‌ست.
  • صرف دوری از عذاب دوزخ (مسئولیت)، نهایت هدف نیست؛ بهشت حقیقی در بی‌خودی اصیل است.
  • بهشت واقعی در پذیرش آگاهانه هستی و تن دادن به 'مرگ‌های بالاتر' برای تولدی دوباره است.

Sources: d6-s07 · 23:45:00 d6-s07 · 29:55:00

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.