읽기 권 6 생쥐가 개구리에게 애원하며 말하기를, “핑계 대지 말고 이 필요를 채우는 일을 미루지 마라. 미루는 것은 재앙을 부르고, 수피는 현재의 아들이며, 아들은 아버지의 치마폭에서 손을 떼지 않는다. 자비로운 아버지는 현재의 수피이니 그를 보라. 내일은 그에게 필요하지 않으며, 그는 신속한 계산의 정원에 너무나 몰두하여 일반인들처럼 미래를 기다리지 않는다. 그는 강이지 시대가 아니다. 하나님께는 아침도 저녁도 없고, 과거와 미래, 영원도 영겁도 그곳에는 없다. 아담은 먼저 온 자이고 다잘은 나중에 온 자가 아니다. 이 모든 규칙은 부분적인 이성의 영역에 속하며, 영혼의 세계에서는 이러한 규칙이 없다. 그러므로 그는 시간의 차이를 부정하는 것 외에는 이해할 수 없는 현재의 아들이니, 마치 ‘알라 일원’에서 이원성을 부정하는 것을 이해하는 것과 같지, 일원성의 진실을 이해하는 것은 아니다” 대구 2759

M6:2759 — این قضا را گونه گون تصریفهاست / چشم‌بندش یفعل‌الله ما یشاست

این قضا را گونه گون تصریفهاستچشم‌بندش یفعل‌الله ما یشاست
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:2759

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این تقدیر الهی جلوه‌های گوناگونی دارد؛ اما آنچه چشم ما را می‌بندد و آن را مبهم می‌کند، جملهٔ «خدا آنچه خواهد می‌کند» است. معنا: این بیت اشاره دارد به اینکه ارادهٔ الهی به شکل‌های مختلفی ظاهر می‌شود، اما ما اغلب با تکیه بر ظاهرِ «خدا هرچه بخواهد انجام می‌دهد»، از درک عمیق‌تر حکمت پنهان در پسِ آن باز می‌مانیم.

شرح

این بیت، از دیدگاه من، نقد تند و دقیقی است بر نوعی گرایش فلسفی در مواجهه با معمای قضا و قدر الهی. مولانا این بیت را در بستر روایت دردناک حضرت یعقوب (ع) جای می‌دهد؛ پدری که با وجود بصیرت درونی عمیقش («نور دل»)، لحظه‌ای در برابر حادثهٔ یوسف (ع) دچار «فلسفه» می‌شود. اما مقصود مولانا از «فلسفه» در اینجا چیست؟ منظور نه فلسفه به معنای جست‌وجوی دقیق حقیقت، که گرفتار آمدن در دام شک، ابهام و مجادله‌های بی‌پایان است. فیلسوفان، همان‌طور که بارها اشاره کرده‌ام، غالباً در «حیرت و تردید»ی جاودانه اسیرند و بی‌وقفه به ساختن و ویران کردن استدلال‌ها مشغول، بدون آنکه هرگز به قاطعیت و وضوحی دست یابند که از بصیرت معنوی نشأت می‌گیرد. یعقوب (ع) در آن لحظهٔ گذرا، فاقد همان «قاطعیت»ی بود که از اعتماد مطلق به شهود نبوی حاصل می‌شود. مصراع نخست بیت، «این قضا را گونه‌گون تصریفهاست»، اذعان به پیچیدگی و چندوجهی بودن ارادهٔ الهی است. تقدیر الهی یکدست و بسیط نیست؛ بلکه در اشکال گوناگون و از طریق مجاری بی‌شماری گشوده می‌شود و هر یک حکمتی یگانه در خود دارد. اما مصراع دوم دام را آشکار می‌کند: «چشم‌بندش یفعل‌الله ما یشاست». این عبارت قرآنی، «یفعل‌الله ما یشآء» (خدا آنچه خواهد می‌کند)، اگرچه حقیقتی بنیادین است، اما می‌تواند به پارادوکسیکال‌ترین شکل ممکن، خود تبدیل به «چشم‌بند»ی شود – پرده‌ای، حیلتی جادویی، یا نوعی کژتابی ادراکی. وقتی ما قضا را صرفاً به این گزارهٔ یگانه و ظاهراً خودسرانه تقلیل می‌دهیم، از پی‌جویی «تصریف‌ها» – تحولات، ظرافت‌ها و حکمت‌های عمیق الهی – باز می‌مانیم. این تقلیل‌گرایی، وهمی از درک‌ناپذیری خلق می‌کند و به تسلیم فکری‌ای دامن می‌زند که ناتوانی ما را در ادراک منطق عمیق و خیرخواهانهٔ پشت اعمال خداوند پنهان می‌سازد. این نقدی است بر تنبلی فکری یا بدتر از آن، غرور فکری که یک dogmaی ساده و بی‌قید و شرط را بر سفر پرمشقت تشخیص معنوی ترجیح می‌دهد. خطای یعقوب (ع)، به روایت مولانا، در آن بود که اجازه داد این تردید «فلسفی» بر «نور دل» او سایه افکند و بدین ترتیب، تسلیم نتیجه‌ای شد که در ظاهر، رنجی عمیق برای او به ارمغان آورد. عارف حقیقی، آن‌گونه که مولانا اصرار دارد، هرگز در چنین چاه‌های تردیدی نمی‌افتد؛ بلکه فراسوی «چشم‌بند» را می‌بیند و رقص پیچیدهٔ ارادهٔ الهی را درک می‌کند.

نکات کلیدی

  • تقدیر الهی جلوه‌های متنوع و پنهانی دارد که فهم عمیق آن نیازمند بصیرت است.
  • تکیه صرف بر عبارت «خدا هرچه خواهد کند» می‌تواند چون «چشم‌بند»ی مانع درک حکمت‌های نهفته در قضا شود.
  • مولانا در این بیت به نقد رویکردی فلسفی می‌پردازد که در مواجهه با قضا، به جای قاطعیت شهودی، به شک و ابهام می‌گراید.
  • بصیرت درونی («نور دل») می‌تواند پرده از «تصریف‌ها»ی گوناگون ارادهٔ الهی بردارد، برخلاف استدلال‌های فکری صرف.
  • عدم توجه به شهود درونی، حتی در اولیای الهی، می‌تواند به بروز مشکلاتی منجر شود که در ظاهر از قضا ناشی می‌شود.

Sources: d6-s63 · 49:54:00

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.