읽기 권 6 카와리즈미 샤(하느님이 그에게 자비하시길)가 그의 행렬에서 매우 희귀한 말을 보고 그 말의 아름다움과 민첩성에 마음을 빼앗겼으나, 이마드 알-물크가 그 말을 왕의 마음속에서 하찮게 만들고, 왕이 그를 자신의 견해보다 더 나쁘다고 여긴 이야기. 하킴(하느님이 그에게 자비하시길)이 알-이라이나마에서 말씀하셨듯이, “질투하는 혀가 있을 때, 캔버스 한 조각으로 유스프를 얻게 될 것이다.” 유수프의 형제들이 질투심에서 중개자로 나서자, 구매자들의 마음속에 그 엄청난 아름다움이 숨겨지고 추하게 보이기 시작하여 “그들은 그를 경시하는 자들 중 하나였다”라고 말했듯이 대구 3348

M6:3348 — پس تجسس کرد عقل پادشاه / کین چه باشد که زند بر عقل راه

پس تجسس کرد عقل پادشاهکین چه باشد که زند بر عقل راه
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:3348

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنگاه عقل پادشاه به تفکر فرو رفت که این چه جذبه‌ای است که عقل را به خود مشغول می‌دارد؟ معنا: پادشاه با خود می‌اندیشد که چرا این اسب تا این حد قلب او را ربوده و عقل او را به چالش کشیده است، در حالی که او خود از ده‌ها اسب دیگر بی‌نیاز است.

شرح

این بیت آغازینِ تأملِ عمیق یک پادشاهِ خوارزمشاهی است که مولانا از او می‌گوید. شاهی که ویژگی‌های خاص خود را دارد، زیرک و نازک‌بین است؛ نه هر کسی. او در برابر یک اسبِ نجیب و زیبا، ناگهان گرفتارِ کششی می‌شود که عقلش را به پرسش می‌کشد. اینجا عقل، این پادشاهِ درونی، به تجسس می‌افتد؛ می‌پرسد که این چه حالتی است، این چه جذبه‌ای است که بر من چیره شده و راهم را زده است؟

ببینید، پادشاه خود می‌داند که چشمش «پر است و سیر است و غنی». یعنی کمبودی ندارد، دارایی‌اش بسیار است، از دویست خورشید روشنایی دارد؛ کنایه از بینش و ثروت فراوان اوست. این حالتِ سیری و بی‌نیازی، سؤال او را عمیق‌تر می‌کند. اگر فقیرِ دل بود، ممکن بود چنین شیفتگی‌ای را طبیعی بداند، اما او که از نظر مادی و ظاهری در اوج غناست، این کششِ باطنی را غریب می‌یابد.

مولانا اینجا بازی ظریفی با اصطلاحات شطرنج می‌کند و از عمق آگاهی‌اش به این بازی پرده برمی‌دارد. شاه می‌گوید: «ای رخ شاهان بر من بیدقی / نیم اسبم در رباید بی‌حقی». این یعنی چه؟ یعنی در نگاه او، دیگر شاهان و مقامشان به منزله «بیدق» هستند؛ پیاده‌هایی بی‌اهمیت در برابر «رخ» او که مهره‌ای قدرتمند است. او خود را در اوج می‌بیند. حال، چگونه ممکن است «یک نیم اسبی بی‌حقی»، یعنی اسبی که به ظاهر حق و شایستگیِ چنین دلبری‌ای را ندارد، بیاید و دل او را برباید؟ این جاذبه‌ای است که منطق و عقل پادشاه آن را برنمی‌تابد و به دنبال سرچشمه‌ای پنهان برای آن است. این سؤال عمیقِ پادشاه، نشانه «اهلیت» اوست؛ اهلیتی برای دریافت پیام‌های نهفته، برای درک اینکه گاهی جذبه‌ای فراتر از ظاهر و منطق عمل می‌کند، و اینجاست که پای یک «جادوی» الهی به میان می‌آید.

نکات کلیدی

  • تجسس عقل در برابر جاذبه‌های ناگهانی و نامنتظره.
  • محدودیت منطق و عقل در تحلیل کشش‌های باطنی و فراعقلی.
  • هر جاذبه عمیق و غیرقابل توضیح می‌تواند حامل پیامی از سوی مبدأ باشد.
  • ارزش درونی و 'اهلیت' فرد در درک این پیام‌های نهفته.
  • عشق گاهی از جایی می‌آید که از نظر منطقِ «داشتن» یا «ارزشمندی»، حقش نیست.

Sources: d6-s75 · 00:52:51

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.