읽기 권 6 카와리즈미 샤(하느님이 그에게 자비하시길)가 그의 행렬에서 매우 희귀한 말을 보고 그 말의 아름다움과 민첩성에 마음을 빼앗겼으나, 이마드 알-물크가 그 말을 왕의 마음속에서 하찮게 만들고, 왕이 그를 자신의 견해보다 더 나쁘다고 여긴 이야기. 하킴(하느님이 그에게 자비하시길)이 알-이라이나마에서 말씀하셨듯이, “질투하는 혀가 있을 때, 캔버스 한 조각으로 유스프를 얻게 될 것이다.” 유수프의 형제들이 질투심에서 중개자로 나서자, 구매자들의 마음속에 그 엄청난 아름다움이 숨겨지고 추하게 보이기 시작하여 “그들은 그를 경시하는 자들 중 하나였다”라고 말했듯이 대구 3357

M6:3357 — پیش کافر نیست بت را ثانیی / نیست بت را فر و نه روحانیی

پیش کافر نیست بت را ثانیینیست بت را فر و نه روحانیی
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:3357

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: نزد کافر، بُت هیچ دومی ندارد، در حالی که بُت نه شکوهی دارد و نه روحانیتی. معنا: برای بت‌پرست، بُت بی‌همتا و برترین معبود است، با آنکه از شکوه و حضور معنوی تهی است. این تناقض به نیرویی پنهان اشاره دارد که کافر را به خود جذب می‌کند.

شرح

این بیتِ مولانا، عمقِ بصیرتِ او را در بابِ پدیده‌ی بُت‌پرستی و نقشِ مکرِ الهی آشکار می‌کند. ما گمان می‌کنیم که بُت‌پرستی صرفاً یک خطای محضِ فکری است، اما مولانا می‌گوید که این از جنسِ «مکر خدا» و «چشم‌بندی الهی» است. یعنی ادراکِ ما از واقعیت، گاهی چنان تحتِ تأثیرِ بازیِ تقدیر قرار می‌گیرد که چیزی سنگی و بی‌جان، در چشمِ بنده، یگانه و بی‌همتا جلوه می‌کند؛ «پیش کافر نیست بت را ثانیی». این همان نادرآفرینیِ دائمِ حق است که از چشمِ ظاهر ما پنهان می‌ماند.

مولانا صراحتاً می‌فرماید که این اتفاق، از «ابتلا» یا همان آزمایش و گرفتار کردنِ الهی نشأت می‌گیرد؛ خدا با این چشم‌بندی، برخی را به سوی آنچه ظاهرش نیست، می‌کشاند. نکته‌ی شگرف اینجاست که بُت در ذاتِ خود، «نه فرّی دارد و نه روحانیتی»؛ یعنی نه شکوه و کاریزمای الهی دارد و نه از حضورِ معنوی برخوردار است. هیچ خاصیتِ باطنی و ظاهری در آن نیست که ستایش و کرنش را برانگیزد. خودش آن را تراشیده، خودش به آن صورت بخشیده، اما در نظرش، آن معبودِ بی‌رقیب است و حاضر است برای آن جان‌فشانی کند. این تناقض آشکار، ما را به این پرسش می‌کشاند که «چیست آن جاذب نهان اندر نهان / در جهان تابیده از دیگر جهان؟» چه نیروی پنهانی، چه جذبه‌ی اسرارآمیزی از عالمی دیگر در این شیء بی‌جان تابیده که این‌چنین دل‌ها را تسخیر می‌کند؟

مولانا نمی‌خواهد بُت‌پرستی را توجیه کند، بلکه می‌خواهد ریشه‌ی عمیق و مرموز آن را بفهمد. او می‌گوید بُت‌پرستی بی‌علت و بی‌حکمت نبوده است. پیامبران البته با آن مبارزه کردند و آن را ریشه‌کن ساختند، اما خودِ این پدیده، ریشه‌ای دراز و گسترده داشت که از سرِ دیگرجهان و از چشم‌بندیِ غیبی برمی‌خاست. اینجاست که مولانا از سطحِ ظاهریِ قضاوت فراتر می‌رود و می‌کوشد تا رازِ نهان را در بطنِ هر پدیده‌ای، حتی پدیده‌ای که از نظرِ شریعت مردود است، بیابد و فهم کند.

نکات کلیدی

  • بُت‌پرستی نه صرفاً خطای فکری، بلکه نتیجه‌ی «مکر» یا چشم‌بندی الهی است.
  • آنچه در چشم کافر بی‌همتا می‌آید، در ذات خود فاقد هرگونه فرّ و روحانیت است.
  • جذبه‌ی بُت‌ها از نیرویی نهان و دیگرجهانی سرچشمه می‌گیرد که مولانا در پی کشف آن است.
  • مولانا در پیِ حکمت و رازِ پنهان در پسِ پدیده‌هاست، حتی در پدیده‌هایی که ظاهراً مردودند.

Sources: d6-s75 · 01:00:00 d6-s75 · 01:01:35 d6-s75 · 01:03:22

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.