읽기 권 6 주인이 꿈속에서 중재자에게 친구가 빌린 돈의 액수를 말해주고, 그 은화를 묻은 곳을 알려주며 상속인들에게 “그것을 많이 보지 말고 아무것도 가져가지 마라. 비록 그가 아무것도 받지 않거나 일부만 받더라도 거기에 두어 원하는 자가 가져가게 하라. 나는 하느님께 맹세했다. 그 은화에서 나와 내 가족에게 한 푼도 돌아가지 않을 것이다”라고 전해 달라고 말한 이야기 대구 3572

M6:3572 — جوشش و افزونی زر در زکات / عصمت از فحشا و منکر در صلات

جوشش و افزونی زر در زکاتعصمت از فحشا و منکر در صلات
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:3572

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بخشش زکات موجب جوشش و فزونی مال می‌شود، و نماز مایهٔ مصونیت از پلیدی‌ها و بدی‌هاست. معنا: این بیت به دو وعدهٔ اساسی دین اشاره دارد: اول اینکه بخشش مال در قالب زکات، نه تنها آن را کم نمی‌کند بلکه باعث افزایش و برکت آن می‌شود؛ دوم اینکه نماز و روی آوردن به خدا، انسان را از آلودگی‌های اخلاقی و کارهای ناپسند بازمی‌دارد.

شرح

مولانا در این بیت، و چندین بیت پیش و پس از آن، از «ازداد» یا اضداد سخن می‌گوید؛ از اینکه چگونه در این جهان، چیزها از دلِ ضد خود برمی‌خیزند و چگونه کارِ این عالم به واسطهٔ همین تقابل‌ها به پیش می‌رود. این نه تنها یک مشاهدهٔ شاعرانه، بلکه یک اصل فلسفی و کیهانی است که حکمای گذشته، همچون ابن سینا، بدان اشاره کرده‌اند: «لولا التضاد، ما صح دوام الفیض عن المبدأ الجواد» (اگر تضاد نبود، جریان فیض از مبدأ کریم محقق نمی‌شد).

بیت مورد نظر ما دو نمونهٔ بارز از این اصل را در حوزهٔ دین و عمل معرفی می‌کند. نخست می‌گوید: «جوشش و افزونی زر در زکات». این یک پارادوکس آشکار به نظر می‌رسد؛ چگونه ممکن است با بخشیدن مال، ثروت نه کم شود که افزون گردد؟ اما این سخن بر یک وعدهٔ قرآنی و نبوی استوار است. پیامبر (ص) فرمودند: «السماحة رباح»، یعنی بخشش سود است نه زیان، و «ما نقص مال من الصدقات قط»؛ هیچ مالی هرگز با صدقه کم نمی‌شود. واژهٔ «زکات» خود به معنای «نمو» و «افزایش» است؛ لذا با پرداخت زکات، مال در ظاهر کاسته می‌شود، اما در واقع نموّ باطنی و برکتِ الهی می‌یابد. این افزونی فقط مادی نیست، بلکه مهم‌تر از آن، رشد روحی و رهایی از بند تعلّقات است که خود عین آزادی و کمال است.

در مصرع دوم می‌گوید: «عصمت از فحشا و منکر در صلات». عصمت به معنای مصونیت و بازداشته‌شدن است. این اشاره مستقیم به آیهٔ شریف قرآن است که می‌فرماید: «إن الصلاة تنهى عن الفحشاء والمنكر» (همانا نماز انسان را از زشتی‌ها و کارهای ناپسند بازمی‌دارد). مولانا صلات را تنها به معنای نماز فقهی نمی‌گیرد، بلکه آن را شامل هرگونه روی آوردن به خداوند و دائم در یاد او بودن می‌داند. کسی که در حقیقت، همواره در صلات و ذکر الهی است، از درون با نیرویی محافظت می‌شود که او را از لغزش به سوی فحشا و منکر باز می‌دارد. اینجا نیز ضدی در دل ضد دیگر نهفته است: ظاهراً با روی آوردن به خدا، از لذات دنیوی فاصله می‌گیریم، اما در واقع از شرور و پلیدی‌ها مصون می‌مانیم.

مولانا این اصل را با مثال‌های گوناگون و عمیق‌تری نیز بسط می‌دهد: «میوه شیرین نهان در شاخ و برگ»، «زندگی جاودان در زیر مرگ»، و اینکه مرگ در حقیقت، دلقی کهنه را از ما می‌ستاند و در عوض عمری جاودان می‌بخشد. یا اینکه «زبل» (فضولات و کود) به ظاهر ناپاک و بی‌ارزش، غذای خاک می‌شود و از دل آن، میوه‌های شیرین پدید می‌آیند. این همان کارخانهٔ معجزه‌گر طبیعت است که از دلِ ناخوشایند، زیبا و دلنشین می‌آفریند.

او حتی این اصل را به ساحت‌های هستی‌شناختی و عرفانی نیز می‌کشاند، آنجا که می‌گوید: «در عدم پنهان شده موجوده‌ای»؛ یعنی ما از عدمی آمده‌ایم که خود پنهان‌گاه وجود بوده، و «در سرشت ساجدی مسجوده‌ای». این اوج بیان مولانا در باب ازداد و اتحاد است. این سخن که هم ساجد (عبادت‌کننده) و هم مسجود (معبود) در یک ذات نهفته‌اند، به معنای نفی تضاد ظاهری و رسیدن به وحدت در مقام فنا است. در این مقام، پرده‌ها فرومی‌افتد و عاشق و معشوق یکی می‌شوند، و انسان درمی‌یابد که گویی در سجود خود، به خودیّتی برتر سجده می‌برده است. این همان سرّی است که در اشعار عارفانی چون ابن فارض نیز به آن اشاره شده: «کلانا مصل، ساجد واحد». مولانا بدین ترتیب نشان می‌دهد که حتی در عمیق‌ترین سطوح ارتباط انسان با خدا نیز، «ازداد» نقشی کلیدی در بازتعریف واقعیت ایفا می‌کند و در نهایت، همه‌چیز به سوی وحدت بازمی‌گردد.

نکات کلیدی

  • جهان بر پایهٔ «ازداد» یا تضاد بنا شده؛ فیض الهی از دل تقابل‌ها جاری می‌شود.
  • بخشش در زکات، مایهٔ افزونی و برکت مال است، نه کاهش آن – این وعده‌ای از پیامبر (ص) و معنای حقیقی زکات است.
  • نماز و روی آوردن به خداوند، انسان را از فحشا و منکر محافظت می‌کند، همان‌طور که قرآن می‌گوید.
  • این اصلِ پدیدآمدنِ ضد از ضد، در هستی جاری است: زندگی از دل مرگ، میوه از کود و فضولات، و نور از دل سیاهی برمی‌خیزد.
  • در بالاترین سطح عرفانی، ساجد و مسجود در یک ذات نهفته‌اند و این از عالی‌ترین مراتبِ نفی تضاد و رسیدن به وحدت است.

Sources: d6-s78 · 01:07:12 d6-s78 · 01:08:42 d6-s78 · 01:09:03 d6-s78 · 01:09:44 d6-s78 · 01:10:10 d6-s78 · 01:10:24 d6-s78 · 01:10:50 d6-s78 · 01:11:30 d6-s78 · 01:12:16

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.