읽기 권 6 왕자들이 왕에게 작별 인사를 한 후 아버지의 왕국으로 출발하고, 왕이 작별할 때 유언을 다시 강조한 이야기 대구 3685

M6:3685 — در سبب چون بی‌مرادت کرد رب / پس چرا بدظن نگردی در سبب

در سبب چون بی‌مرادت کرد ربپس چرا بدظن نگردی در سبب
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:3685

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هنگامی که پروردگار تو را در تکیه بر اسباب ناکام ساخت، پس چرا به آن سبب بدگمان نشوی؟ معنا: این بیت تأکید می‌کند که اگر تلاش‌هایت بارها به نتیجه نرسید و اسباب ظاهری تو را به مقصد نرساند، باید به آن‌ها اعتماد مطلق نداشته باشی و حضور یک نیروی پنهان را در نظر بگیری.

شرح

این بیت مولانا، از کلیدی‌ترین آموزه‌های او در باب عدم قطعیت و پیش‌بینی‌ناپذیری عالم را در خود جای داده است. او با این سخن، بنیاد اعتماد مطلق بر اسباب و علل ظاهری را متزلزل می‌کند و چشم ما را به واقعیت‌های پنهان فرامی‌خواند.

من می‌گویم که مولانا در اینجا به ما می‌آموزد که جهان را نباید همچون یک ساعت کوک شده و بی‌انقطاع دانست که هر حرکتی نتیجهٔ از پیش معلومی دارد. او با آوردن مثال‌های متعدد، این نکته را روشن می‌کند: می‌بینی که تیر را به راست پرتاب کرده‌ای، اما به چپ رفته است؛ قصد شکار آهو داشته‌ای، اما ناگهان خود را صید خوکی یافته‌ای؛ یا به امید کسب سود، حرص مال‌اندوزی داشته‌ای، اما به جای آن در زندان افتاده‌ای. چه بسا چاهی برای دیگری کنده‌ای، اما خودت در آن افتاده‌ای. مثال او از عقد زنان نیز بسیار گویاست: یکی به عقد زنی می‌رسد و به برکت آن قارون می‌شود، دیگری با امید ثروت ازدواج می‌کند و در نهایت مدیون می‌گردد. این‌ها همه نمونه‌هایی است از اینکه اسباب ظاهری، گاهی برخلاف انتظار ما نتیجه می‌دهند و طرح‌ها و تدابیر ما به سامان نمی‌رسد.

همان‌طور که در نهج‌البلاغه نیز جمله‌ای از امیرالمؤمنین (ع) داریم که: «عرفتُ اللهَ بفَسخِ العزائمِ و نقضِ الهِمَم»؛ یعنی من خدا را از به هم خوردن و شکستن عزم‌ها و اراده‌ها شناختم. مولانا نیز بر همین مدار فکری حرکت می‌کند. او می‌گوید این رخنه‌ها در نظام علّی، نشانهٔ ضعف علم ما و محدودیت تدبیرات بشری است. این نیست که خدا گاهی غایب شود و سپس بازگردد، نه؛ بلکه دائم در شأن است، «کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ». این بی‌مرادی‌ها گویی برای بیدار کردن ماست تا به یاد آوریم که جهان بر پای خود نایستاده است و زمام اختیار همه چیز به دست ما نیست.

سخن مولانا در اینجا، بی‌تردید یک نقد ریشه‌ای بر تمام مکاتب فلسفی و فکری است که قائل به جبرگرایی تاریخی یا پیش‌بینی‌پذیری قطعی آینده هستند. من بارها گفته‌ام که مارکسیسم با ادعای کشف قوانین علمی حرکت تاریخ، در نهایت به خاطر همین ضعف تخیل، از پیش‌بینی آینده و رسیدن به جامعهٔ بی‌طبقه و غیره، ناکام ماند. آقای فوکویاما هم با نظریهٔ «پایان تاریخ» خود، همین اشتباه را تکرار کرد. چنین قطعیت‌هایی در جهان ما وجود ندارد. یک حادثهٔ کوچک، یک ریگ زیر چرخ قطار تاریخ، می‌تواند مسیر را کاملاً عوض کند. پس تکیه بر اسباب باید با حزم و حذر باشد، با اذعان به اینکه هیچ چیز تضمین‌شده نیست.

مولانا این اسباب را به «دُم خر» تشبیه می‌کند: «پس سبب‌گردان چو دُم خر بود / تکیه بر وی کم کنی بهتر بود». دم خر، ظاهراً می‌چرخد و حرکت می‌کند، اما این خر سواری دارد. این تدبیرکنندهٔ اصلی، پنهان است. ما باید این را بدانیم و به همین دلیل، در برابر علم و طبیعت، تواضع علمی و عملی داشته باشیم. علم ما قلیل است و سست، اما نباید از تلاش برای قوی‌تر کردن آن باز ایستیم. تواضع عملی یعنی بدانیم که ما «مستر» این جهان نیستیم و همه چیز به ارادهٔ ما نیست.

در ادامه، مولانا به این نکته اشاره می‌کند که خداوند گاهی حقایق را در چشم ما وارونه می‌نماید: «چون مقلب حق بود ابصار را / که بگرداند دل و افکار را». این یک سوفسطایی‌گری نیست که حقیقت را انکار کند؛ بلکه این «تقلیب» خداست. اوست که گاهی چاه را خانهٔ لطیف و دام را دانهٔ ظریف می‌نماید. این تذکری است که در پسِ ظواهر، حقایق دیگری پنهان است و این وارونه‌نمایی‌ها برای بیدار کردن ماست تا از قید اعتماد کورکورانه به اسباب رها شویم و به سَررشتهٔ اصلی امور، یعنی ارادهٔ قاهر الهی، پی ببریم.

نکات کلیدی

  • عدم قطعیت و پیش‌بینی‌ناپذیری عالم هستی، حتی در مورد علل و اسباب ظاهری، اصلی بنیادین است.
  • تکیه مطلق بر اسباب و تدابیر ظاهری خطاست؛ زیرا پشت پردهٔ علل، اراده‌ای پنهان عمل می‌کند.
  • فسخ عزائم و به هم ریختن نقشه‌ها نشانهٔ حضور و فعال بودن دست قدرت الهی در تدبیر امور است.
  • تواضع علمی و عملی در برابر جهان و تاریخ: ما استاد و مسلط بر امور نیستیم و آینده قطعی و تضمین‌شده‌ای ندارد.
  • ادعای پیش‌بینی قطعی آینده و قوانین تاریخی، ناشی از ضعف تخیل و خودفریبی است.
  • خداوند گاهی حقایق را در چشم ما وارونه می‌نماید تا ما را از اعتماد کورکورانه به ظواهر برهاند و به سررشتهٔ اصلی امور رهنمون شود.

Sources: d6-s81 · 56:24 d6-s81 · 59:09 d6-s81 · 01:06:00 d6-s81 · 01:09:00 d6-s81 · 01:13:00 d6-s81 · 01:17:00 d6-s81 · 01:21:00 d6-s81 · 01:27:00 d6-s81 · 01:31:00 d6-s81 · 01:35:00

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.