읽기 권 6 술탄의 아들들이 “사람은 금지된 것에 탐욕스럽다”는 원칙에 따라, “우리는 우리의 종된 태도를 보였지만, 당신의 나쁜 성품은 종을 사는 법을 몰랐다”라고 말하며 아버지의 모든 유언과 조언을 무시하고 금지된 성으로 가서 재앙의 구덩이에 빠진 이야기. 그들의 질책하는 영혼이 그들에게 “경고자가 오지 않았는가?”라고 말하고, 그들은 울면서 후회하며 “우리가 들었거나 이해했다면 우리는 불타는 지옥의 동료가 되지 않았을 것이다”라고 말함 대구 3709

M6:3709 — چونک ریگی آرد شد بهر خلیل / دانک معزولست گندم ای نبیل

چونک ریگی آرد شد بهر خلیلدانک معزولست گندم ای نبیل
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:3709

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون ریگ برای خلیل (ابراهیم) آرد شد، بدان که گندم، ای مرد شریف، از کار برکنار است (و نقش اصلی ندارد). معنا: این بیت به معجزه‌ای اشاره می‌کند که در آن ریگ به آرد تبدیل شد و می‌گوید که خاصیت تغذیه‌کنندگی و سیراب‌کنندگی، اصالتاً به گندم تعلق ندارد، بلکه منبعی فراتر از صورت‌ها دارد و می‌تواند در هر چیز دیگری نیز ظهور کند.

شرح

مولانا در این بیت به وضوح یکی از عمیق‌ترین معرفت‌های مثنوی، یعنی اصل «صورت و بی‌صورتی» را پیش می‌کشد و ریشه این جهانِ با صورت را در بی‌صورتی نشان می‌دهد. این عالم، مجموعه‌ای از "جام‌های تهی" است که خداوند، شراب "معنی" را در آنها ریخته است؛ درست مثل لیلا که کوزه‌ای‌ست و خداوند شرابِ حُسن را از آن به مجنون می‌نوشاند، حال آنکه دیگران از همان کوزه سرکه می‌نوشند. پس این جهان، صورتِ حقایق بی‌صورت است و این بی‌صورت‌ها تا خدای بی‌صورت بالا می‌روند که مطلق‌ترین مطلقات است. خداوند، بی‌کرانه و بی‌قید و بی‌صورت است و همه چیز نسبت به او باصورت است؛ اما این "با صورت" و "بی‌صورتی" نسبی است و سلسله مراتبی از تجلیات بی‌صورت در صورت‌های پایین‌تر وجود دارد که همه از مبدأ واحد نشئت گرفته‌اند.

لب مطلب اینجاست: ما در این جهان با صورتهایی سروکار داریم که پشت سر آنها معناهایی بی‌صورت نهفته‌اند. این تنها در جهان هستی‌شناسی نیست، بلکه در عالم زبان و کلمات نیز صدق می‌کند؛ اندیشه‌های بی‌صورت در قالب الفاظ باصورت ظاهر می‌شوند و ما برای رسیدن به آن معنای حقیقی، باید از قشر الفاظ فراتر برویم. این همان توصیه‌ای‌ست که مولانا از زبان خداوند به آدمِ ابوالبشر می‌کند: «معنای دلبندم بجوی / ترک قشر و صورت گندم بگوی». نهی از گندم یا سیب، تنها یک صورت بود؛ در واقع منظور پشت کردن به هوای نفس و تعلقات بود. هدف این است که شوق از صورت‌ها به بی‌صورت معطوف شود.

بیت مورد بحث ما، شاهدی معجزه‌گون برای همین مدعاست. نقل می‌کنند که وقتی برای ابراهیم خلیل مهمان رسید و آذوقه‌ای در دست نبود، فرستاده‌ای که دست خالی بازگشته بود، جوال خود را از ریگ پر کرد. اما به اعجاز الهی، آن ریگ‌ها به آرد بدل شدند و مهمانان سیر گشتند. اینجاست که مولانا با قاطعیت می‌فرماید: «چونک ریگی آرد شد بهر خلیل / دانک معزولست گندم ای نبیل». یعنی ای مرد شریف، گندم در حقیقت چه کاره است؟ گندم صرفاً یک صورتی‌ست که خاصیت "غذائیت" و "سیرکنندگی" بر آن نشسته است. آن خاصیتِ بی‌صورت و آن «تغذیه‌کننده ورای این‌ها» می‌تواند به اعجاز الهی در ریگ هم ظهور کند. این امر نشان می‌دهد که قدرت حقیقی و علت واقعی، هرگز محدود به صورت‌های ظاهری نیست و می‌تواند به هر شکل و قالبی که اراده کند، جلوه کند. این نگرش، ما را از دل‌بستگی به صورت‌ها آزاد می‌کند، چرا که کمترین عیب صورت‌ها، ملال‌آور بودنشان است، در حالی که بی‌صورتی، «حیرت محض» به ارمغان می‌آورد.

نکات کلیدی

  • اصل «صورت و بی‌صورتی»: جهان جام‌هایی خالی‌ست که معنی‌های بی‌صورت در آن ریخته شده‌اند.
  • هدف غایی درک: گذر از قشر و صورت برای رسیدن به معنای بی‌صورت و جوهر حقیقی هر چیز.
  • بی‌نقش‌بودن صورت: خاصیت «غذائیت» گندم به ذات آن تعلق ندارد، بلکه منبعی فراتر و بی‌صورت دارد.
  • تجلی اراده الهی: خداوند می‌تواند خاصیت سیرکنندگی را در ریگ نیز ظهور دهد و صورت‌ها را معزول کند.
  • رها شدن از تعلق به صورت: کمترین عیب صورت‌ها ملال‌آور بودن آن‌هاست، در حالی که بی‌صورتی حیرت و کشف می‌آفریند.

Sources: d6-s82 · 36:15:00 d6-s82 · 38:06:00 d6-s82 · 43:30:00 d6-s82 · 44:00:00 d6-s82 · 44:30:00 d6-s82 · 45:30:00 d6-s82 · 47:00:00 d6-s82 · 50:20:00

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.