읽기 권 6 그들이 이 성의 궁전에서 중국 왕의 딸의 초상화를 보고 모두 기절하여 유혹에 빠져 “이 형상은 누구인가?”라고 궁금해한 이야기 대구 3782

M6:3782 — سایهٔ رهبر بهست از ذکر حق / یک قناعت به که صد لوت و طبق

سایهٔ رهبر بهست از ذکر حقیک قناعت به که صد لوت و طبق
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:3782

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: رهبری و راهنمایی یک پیر بهتر از ذکر حق گفتنِ خودسرانه است؛ و یک قناعت و خویشتن‌داری، به از صد خوان گسترده و طبق پر از غذاست. معنا: این بیت تأکید می‌کند که عمل نیک و عبادت، زمانی ارزش حقیقی می‌یابد که تحت هدایت راهبر دانایی صورت گیرد، و پرهیز از زیاده‌روی و قناعت، بر بسیاری از لذت‌های دنیوی ارجحیت دارد.

شرح

این بیت، نتیجه‌گیری معناداری است از ابیات پیشین که در آن‌ها مولانا به ما گوشزد می‌کند که تکیه بر «عقل خود و فرهنگ خویش» چگونه می‌تواند ما را به ورطهٔ بلا و گمراهی بکشاند. ما خود را بی‌عیب و بی‌مرض می‌بینیم، در حالی که در دام «علت پنهان» و «رقیت عقل» افتاده‌ایم. عقل ما بیمار است، ناقص است، یا اسیر شهوات و منافع شخصی است؛ و این را نمی‌بینیم. بزرگ‌ترین کار پیامبران، آزادسازی خرد از قید این رقیت‌هاست؛ زیرا تا خرد آزاد نشود، آزادی‌های دیگر نیز معنای حقیقی نمی‌یابند.

مولانا در این مقام، بر ضرورت «رهبر» تأکید می‌کند. «سایهٔ رهبر به است از ذکر حق». این «ذکر حق» در اینجا نه هرگونه ذکر و عبادت، بلکه ذکری است که آدمی «خودت بنشینی بدون اینکه رهبری و راهنمایی داشته باشی، به خیال خودت ذکر حق بگی، تسبیح بگی، نماز بخونی». چنین اعمالی، هرچند به ظاهر نیکو، اگر از روح عمل خالی باشند و تحت هدایت یک کاردان و بصیر نباشند، فایده‌ای ندارند. این همان نکته‌ای است که در روایات با «حبذا نوم الاکیاس» (خوشا به خواب زیرکان) اشاره می‌شود؛ گاه خواب زیرکان بهتر از بیداری و اعمال بدون بصیرت نادانان است. ارزش عمل، نه به ظاهر و کمیت آن، بلکه به روح و کیفیت آن است که از هدایت صحیح برمی‌خیزد.

در شطر دوم، مولانا به قناعت و پرهیز از شکم‌بارگی اشاره می‌کند: «یک قناعت به که صد لوت و طبق». «لوت» به معنای غذا و «طبق» سینی غذاست. یک بار قناعت ورزیدن و از لذت‌ها چشم پوشیدن، گاه بهتر از صدها بار لذت‌جویی بی‌رویه است. او به تعبیر نهج‌البلاغه استناد می‌کند که «البطنه تذهب بالفتنه»؛ یعنی شکم‌بارگی و پرخوری، زیرکی و فطانت را از میان می‌برد و آدمی را کودن می‌کند. راه تیزبینی فکر، در گرو پر نبودن شکم و حفظ اعتدال است. اینجاست که مولانا فرماید: «اگر لذت ترک لذت بدانی / دگر لذت نفس لذت نخوانی».

این بیت در امتداد آن تعلیم کلیدی مثنوی است که «چشم بینا بهتر از سیصد عصا». عقل ما به مثابه عصایی است در دست کوران؛ گرچه راهی می‌گشاید و از خطرها می‌رهاند، اما بینایی نمی‌دهد. رهبر، آن «چشم بینا» است که «گهر را از حصا» تشخیص می‌دهد. اگر عقل صرفاً به «آلت جنگ و نفیر» بدل شود و به جای روشنگری، ابزار جدال گردد، «آن عصا را خرد بشکن ای ضریر». مقصد عقل، یافتن راه است، نه به ستيز با دیگران. اینجاست که نقش رهبر و راهنما حیاتی می‌شود؛ کسی که بصیرت خود را به ما می‌بخشد تا از دام عقل بیمار و برده رها شویم و به اعمالی با روح و بصیرت دست یابیم.

نکات کلیدی

  • اعمال عبادی و خیر، تنها با هدایت رهبری بصیر ارزش حقیقی می‌یابند؛ ذکر حق خودسرانه بی‌ثمر است.
  • عقل آدمی، گرچه نعمتی گران‌بهاست، اما مستعد بیماری و اسارت در دام شهوات و منافع شخصی است.
  • قناعت و پرهیز از زیاده‌روی در لذات دنیوی، به‌ویژه در خوردن، موجب تیزبینی و حفظ فطانت می‌شود.
  • شکم‌بارگی و افراط، زیرکی را زایل کرده و به کودنی می‌انجامد (البطنه تذهب بالفتنه).
  • رهبر حقیقی، همان «چشم بینا» است که بر «سیصد عصای» عقل کور برتری دارد و حقیقت را از باطل باز می‌شناسد.
  • اگر عقل به جای روشنگری، ابزار نزاع و جنگ شود، بهتر است که آن را کنار بگذاریم.

Sources: d6-s84 · 03:26:37 d6-s84 · 03:51:50 d6-s84 · 03:55:56

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.