읽기 권 6 부하라의 사드르-이 자한 이야기. 그는 어떤 구걸하는 자라도 공개적으로 관대하게 구하면 그 은혜를 받지 못했다. 그러나 그 학식 있는 더르위시가 실수와 과도한 탐욕과 성급함으로 인해 사드르-이 자한의 행렬에서 입으로 구걸하자, 그는 그에게서 등을 돌렸다. 그 더르위시는 매일 새로운 술책을 사용하여 때로는 차도르 밑에서 여자 행세를 하거나 때로는 눈을 가리고 맹인 행세를 했지만, 사드르-이 자한은 그의 통찰력으로 그를 알아보았다 대구 3809

M6:3809 — من صمت منکم نجا بد یاسه‌اش / خامشان را بود کیسه و کاسه‌اش

من صمت منکم نجا بد یاسه‌اشخامشان را بود کیسه و کاسه‌اش
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:3809

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر کس از شما که خاموش ماند، بر اساس قانون (یاسه) او، نجات می‌یافت؛ چرا که کیسه و کاسهٔ عطایش از آنِ خاموشان بود. معنا: این بیت به سیاستی اشاره دارد که در آن نیکوکاری تنها به کسانی می‌رسید که چیزی طلب نمی‌کردند و در سکوت بودند.

شرح

من در تفسیر مثنوی بارها اشاره کرده‌ام که مولوی اهل تأمل در ریشه‌های اعمال و نیت‌هاست. این بیت، که در وصف "صدر جهان" بخارایی و شیوهٔ بخشش اوست، ظاهراً دربارهٔ یک رویکرد خاص در بخشیدن عطایا سخن می‌گوید، اما در باطن، به نکته‌ای عمیق‌تر اشاره دارد. "صدر جهان" قانون و "یاسه"‌ای داشت که تنها به خاموشان و آنانی که چیزی طلب نمی‌کردند، عطا می‌کرد. این "یاسه" که واژه‌ای مغولی و به معنای قانون و مقررات است، در اینجا به منش و سیاست او در بخشش اشاره دارد. او بر این باور بود که سکوت، خود نشانه‌ای از استغنای باطنی یا حداقل پرهیز از تملق و سؤال است. این نکته را می‌توانم بی‌درنگ به آموزه‌ای از پیامبر اکرم (ص) پیوند دهم که فرمودند: «النجاة فی السکوت»، یعنی نجات در سکوت است. سکوت از بسیاری از آفات زبان می‌رهاند و البته، در اینجا، به معنای پرهیز از سؤال و دریوزگی است.

مولانا این حکمت را در مورد بخشش انسانی به کار می‌گیرد. صدر جهان، به تقلید از خورشید و ماه — که خود مظهری از لطف بی‌منت خداوندند، بی‌هیچ چشم‌داشتی می‌بخشد — و می‌خواهد دریافت‌کنندهٔ بخشش او نیز بی‌سؤال باشد. او نیکوکارانی را ستایش می‌کند که همچون خورشید، بی‌توقع می‌بخشند و نمی‌توان از این رفتارشان توقع مزد داشت، که البته این سلوک، جلوه‌ای از فتوت است که بخشش بی‌علت و محض مهر و داوری است. در واقع، این بیت به گونه‌ای برهان می‌آورد که کسی که طالبِ خاموشان است، خود نیز باید در مقامی از بی‌توقعی باشد.

اما در این میان، نکته‌ای ظریف نهفته است. آیا سکوت همواره نشانهٔ استحقاق است؟ و آیا سؤال همواره مذموم؟ مولانا در ادامهٔ همین حکایت، نقض این قاعده را به دست یک پیر روشن می‌کند. این پیر، با جسارت و با سخن گفتن، یعنی با شکستن این "یاسه"، عطایی مضاعف می‌گیرد. این نشان می‌دهد که قواعد ظاهری، حتی اگر بر مبنای حکمتی هم باشند، گاهی اوقات می‌توانند انعطاف‌پذیر باشند، خصوصاً در مواجهه با حکمت عمیق‌تر. سکوت از نگاه مولوی همیشه یک فضیلت مطلق نیست، بلکه گاهی فقط روپوشی‌ست برای بیان‌نکردن آنچه باید گفت. اما در این مقام از داستان، سکوت را به معنای استغنا و پرهیز از سؤال می‌بیند، که فضیلتی‌ست در راه سلوک. این سکوت نشان از رهایی از چنگال حرص و طمع دارد و نپذیرفتن مزد در مقابل عشق ورزی است. قماربازی عشق، نه به دنبال برنده شدن که تنها به دنبال خود قمار است، خود باختن و فنا شدن. و این سکوت، همان بی‌چشم‌داشتی قمارباز است که هستی خود را یکجا می‌بازد.

نکات کلیدی

  • بخشیدن بی‌منت: نیکوکاران واقعی، همچون خورشید، بدون چشم‌داشت عطا می‌کنند.
  • قانون خاموشی: صدر جهان بر این باور بود که سکوت، نشانه‌ای از استغنای باطنی و پرهیز از تملق است.
  • "النجاة فی السکوت": سکوت، که در حدیث نبوی به نجات پیوند خورده، از آفات زبان می‌رهاند و در این بافت، نشانهٔ رهایی از سؤال و حرص است.
  • انعطاف‌پذیری قواعد: حتی قوانین حکیمانه نیز گاهی در برابر حکمت عمیق‌تر، مانند جسارت یک پیر در شکستن سکوت، انعطاف‌پذیرند.
  • سکوت عاشقانه: این سکوت در عشق، همان بی‌چشم‌داشتی قمارباز است که هستی خود را در راه معشوق می‌بازد.
  • فتوت و بخشش بی‌علت: بخشش صدر جهان تجلی‌بخش فتوت است که عملی محض از مهر و داوری و بی‌قید و شرط است.

Sources: d6-s85 · 00:15:40 d6-s85 · 00:21:57 d6-s85 · 00:26:50

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.