읽기 권 6 아랍의 왕이었고 용모가 매우 아름다웠던 임루 알-카이스 이야기. 그는 시대의 유스프였고, 아랍의 여인들은 줄라이카처럼 그에게 죽기 살기로 매달렸다. 그는 시인이었으니, “친구와 집의 추억을 위해 멈춰 울자”는 시구를 썼다. 모든 여인들이 그를 진심으로 찾았는데, 그의 가젤과 한탄은 무엇 때문이었을까? 아마도 그는 이 모든 것이 흙판에 그려진 형상의 모형임을 알았을 것이다. 결국 이 임루 알-카이스에게는 한밤중에 왕국과 자녀를 버리고 도망쳐, 누더기 속에 자신을 숨기고 그 영역을 떠나 다른 영역으로 가서 순수한 영역에 속하는 존재를 찾으려는 상태가 찾아왔다. “그분은 자신의 자비로 원하는 자를 택하신다”는 말씀처럼 대구 4043

M6:4043 — آنک نشناسد نقاب از روی یار / عابد الشمس است دست از وی بدار

آنک نشناسد نقاب از روی یارعابد الشمس است دست از وی بدار
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:4043

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن کس که نتواند نقاب را از چهرهٔ یار بازشناسد، آفتاب‌پرست است؛ از او دوری کن. معنا: این بیت هشدار می‌دهد که کسی که نتواند میان حجاب‌های جهان (مانند خورشید) و حقیقت پنهان‌شده پشت آنها تمایز قائل شود، گرفتار پرستش صورت‌ها شده و از معشوق حقیقی غافل مانده است.

شرح

من بارها این نکته را از مولانا آموخته‌ام و به شما نیز گفته‌ام که گاهی یک کار، برتر از هزار کار است؛ یک حضور، قیمتی‌تر از صد فعالیت. این بیت نیز از همین معنا پرده برمی‌دارد. مولانا می‌فرماید برای عاشق راستین، آفتاب روزش، خودِ معشوق اوست. او آفتاب دیگری نمی‌شناسد. این آفتابی که در فلک می‌بینیم، صرفاً نقاب و حجابی است بر چهرهٔ آن معشوق راستین. کسی که نفهمد که این آفتاب، حجابِ یک آفتابِ دیگر است، آنگاه مبتلا به پرستش همین آفتاب ظاهری خواهد شد و در چشم مولانا، عابدالشمس است؛ یعنی آفتاب‌پرست. او آفتاب واقعی را نمی‌پرستد، بلکه بت‌پرست و صورت‌پرست است. شرط سلوک این است که آدمی مفتون صورت‌های کاذب و معشوق‌های دروغین نشود. تمام این جهان، نقاب و حجاب و ماسکی است که بر چهرهٔ حضرت حق کشیده شده. من تعبیر دیگری نیز آورده‌ام و آن این است که این جهان، دستکشی است که خداوند به دست کرده است. باد می‌وزد، طوفان می‌آید، سیل جاری می‌شود، آفتاب می‌تابد؛ در همه‌جا، خداوند است که می‌وزد، می‌تابد، می‌آید. ما او را مستقیم نمی‌بینیم؛ دستکش او را می‌بینیم. عارفان و پیامبران آمده‌اند تا به ما همین را بگویند: «دستکش را دیدی، دستی را هم که در اوست ببین. صورت را دیدی، معنایی را هم که در اوست ببین. اسم را دیدی، مُسَمّی را هم ببین. انگشت من را دیدی که به طرف ماه اشاره می‌کند، ماه را ببین، نه انگشت را.» عارف واصل کسی است که این اسباب و وسائط، این دستکش‌ها و ماسک‌ها را بدرد و سوراخ کند و ماورای آن را بنگرد. این چشم، چشم خدابین و وحدت‌بین است که پشت کثرت‌ها، یک وحدت را می‌بیند. همه جا یک نفر نشسته و کار می‌کند. درست شبیه اینکه وقتی من می‌بینم، این منم که می‌بینم؛ وقتی می‌شنوم، این منم که می‌شنوم. اینها افعال یک موجود واحد است. اگر ندانیم که آن هوش و روحی که پشت این‌ها نشسته چیست، واقعاً فقط کثرت‌ها را می‌بینیم و از وحدت غافل می‌مانیم. جهان، چشم و گوش و دست و پای خداوند است و اوست که همه را به حرکت وا می‌دارد. این بیت ادامه می‌دهد که «روز او و روزی عاشق همو، دل همو، دلسوزی عاشق همو.» برای عاشق، روز همان معشوق است و روزی‌اش نیز همان معشوق. او با نام معشوق سیر می‌شود و گرمی می‌گیرد. دل او نیز خودِ معشوق است. سنایی چه نیکو گفته: «ده بود آن نه دل که اندر وی گاو و خر گنجد و ضیاع و عقار.» دلی که جایگاه دلبر نباشد، دل نیست؛ طویله است، گاراژ است. دل آن است که دلبر در او باشد، جایگاه نزول خداوند. چنین دلی را باید از اغیار و آلودگی‌ها پاکیزه داشت. دلسوزی عاشق نیز برای معشوق است و جز او، هیچ چیز دیگری اهمیت ندارد.

نکات کلیدی

  • جهان صورت‌ها، نقاب و حجابی است بر چهرهٔ حقیقت مطلق؛ نباید به ظواهر فریفته شد.
  • آفتاب‌پرستی (عابدالشمس بودن) نماد پرستش صورت و غفلت از معنای پنهان است.
  • عارف واصل کسی است که توانایی دیدن دست پنهان در پس دستکشِ جهان را دارد؛ چشم وحدت‌بین او کثرت را در وحدت می‌بیند.
  • برای عاشق راستین، هر آنچه هست، از روز و روزی گرفته تا دل و دلسوزی، جملگی معشوق است و جز او هیچ چیز اهمیت ندارد.
  • دل حقیقی، جایگاه حضور دلبر است و باید از هر آنچه غیر اوست پاکیزه نگه داشته شود.

Sources: d6-s90 · 00:43:45 d6-s90 · 00:44:55 d6-s90 · 00:47:55

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.