읽기 권 6 그들이 중국의 수도에서 숨어 지내고 오랜 기다림 끝에 맏형이 인내심을 잃고 “나는 간다, 안녕! 왕에게 나 자신을 바치리라. 내 발걸음이 나를 목적지로 이끌거나, 아니면 머리를 숙이고 그곳에서 마음을 잃으리라”라고 말했으며, 형제들의 조언이 그에게 아무 소용이 없었던 이야기. “오, 연인의 비난자들이여, 하느님이 잘못 인도하신 영혼을 내버려 두라, 어찌 그들을 인도하겠는가?” 대구 4135

M6:4135 — خیز ای نمرود پر جوی از کسان / نردبانی نایدت زین کرکسان

خیز ای نمرود پر جوی از کساننردبانی نایدت زین کرکسان
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:4135

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: برخیز ای نمرود، از دیگران بسیار طلب کن (که تو را بالا برند)، اما از این کرکس‌ها نردبانی به تو نخواهد رسید. معنا: این بیت هشدار می‌دهد که تکیه بر ابزار مادی و خودخواهانه، همچون کرکسان نمرود، برای رسیدن به معانی بلندتر بی‌فایده است؛ نردبان آسمان را باید از راهی دیگر، و از پیری روشن‌بین، جست.

شرح

ما در مسیر سلوک و ارشاد به «پیر» نیازمندیم، اما نه هر پیری. مولانا میان «پیر گردون» – یعنی کسی که صرفاً سالخورده است – و «پیر رشاد» – کسی که در جادهٔ رشد و ارشاد پخته و به مقصد رسیده – تمایز می‌نهد. سالخوردگی جسمانی دلیل بر پختگی روحانی نیست؛ این پختگی در گرو قدم زدن در مسیر حقیقت است. همان‌طور که در پزشکی به یک جراح تسلیم می‌شویم، یا به یک معلم گوش می‌سپاریم، در سلوک نیز «شرط تسلیم» است. تکیه بر خودسری و عقل محدود برای پیمودن راه‌های تاریک معنویت راه به جایی نمی‌برد؛ «ظلمات است، بترس از خطر گمراهی».

عقل ما هرگز برای گشودن همهٔ رازها ساخته نشده است. همان‌طور که کانت می‌گفت، عقل در راهیابی به متافیزیک و ما بعدالطبیعه لنگ می‌زند و دائماً موضع عوض می‌کند. اگر عقل به تنهایی کفایت می‌کرد، ما به انبیا و راهنمایان احتیاجی نداشتیم. داستان نمرود – که در حکایات آمده است، گرچه نام نمرود در قرآن نیست اما محاجهٔ او با ابراهیم ذکر شده – نماد اعلای همین خودسری و خودبینی در پیمودن راه آسمان است. او بر تختی می‌نشیند و می‌خواهد با نیروی کرکس‌ها به آسمان برود تا خدایی را بیابد. این همان خطای یوری گاگارین است که می‌گفت من در آسمان خدایی ندیدم، یا فیزیولوژیست فرانسوی، کلود برنارد، که می‌گفت تا روح را زیر چاقوی جراحی نبینم، به آن ایمان نمی‌آورم. این مثل حکایت ملا نصرالدین است که پولش را در خانهٔ تاریک گم کرده بود، اما در کوچهٔ روشن دنبالش می‌گشت؛ چیزی را در جایی می‌جویند که در آنجا نیست.

این بیت به نمرودِ «گران‌جان» و «سنگین‌طبع» می‌گوید که با کرکس‌های خودخواهی و ابزار مادی نمی‌توانی به گردون برسی. کرکس‌ها به گردون پرواز نمی‌کنند، و حتی اگر می‌کردند، مگر خدا در آسمانِ مکانی است؟ ابراهیمِ حق‌بین به نمرود پیشنهاد می‌دهد: «کرکست من باشم اینت خوبتر / چون ز من سازی به بالا نردبان / بی پریدن بر روی تا آسمان». یعنی نردبان حقیقی، راهنمای روحانی است که ما را در «سفر روحانی» و «سفر دل» یاری می‌دهد؛ سفری که بی‌زاد و راحله، مانند سیر دل از غرب به شرق، یا حس انسان در خواب، یا راه نهان عارف، پیموده می‌شود.

مولانا این خودسری را نوعی «اغتراب» یا از خود بیگانگی می‌داند. کسی که خودش را فقط تن می‌پندارد، دچار از خود بیگانگی است؛ مانند کسی که خودش را با مرکب خود (گاو یا شترش) یکی می‌انگارد. تن ما «بیگانه» است، و با این تن خاکی نمی‌توان به آسمان معنویت رفت. نردبان آسمان، پیر رشاد است، نه کرکسان خودپرستی و مادی‌گرایی.

نکات کلیدی

  • سلوک معنوی نیازمند راهنماست؛ تنها 'پیر رشاد' (استاد روحانی) نردبان آسمان است، نه 'پیر گردون' (صرفاً سالخورده).
  • تکیه بر عقل محدود و ابزارهای مادی برای کشف حقایق فراحسی، خطایی نمرودگونه است؛ خدا در آسمان مکانی و زیر چاقوی جراحی یافت نمی‌شود.
  • شرط وصول به حقیقت، تسلیم‌وارگی در برابر راهنماست، نه خودسری و چانه‌زنی جاهلانه.
  • «سفر روحانی» یا «سفر دل»، سفری درونی است که با ابزار مادی میسر نیست، بلکه نیازمند راهبر و دلِ بیدار است.
  • خودبینی و اکتفا به جسم، نوعی «از خود بیگانگی» (اغتراب) است که انسان را از یافتن نردبان حقیقی محروم می‌سازد.

Sources: d6-s92 · 17:33:14 d6-s92 · 19:30:38 d6-s92 · 28:38:48

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.