읽기 권 6 군주들이 강제론적 의심으로 그 주장에 반박하자, 왕이 그들에게 대답하다. 대구 417

M6:417 — چون عسل خوردی نیامد تب به غیر / مزد روز تو نیامد شب به غیر

چون عسل خوردی نیامد تب به غیرمزد روز تو نیامد شب به غیر
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:417

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: وقتی عسل خوردی، تب به سراغ دیگری نیامد؛ پاداش کار روزانه‌ات شبانگاه به غیر از تو نرسید.

معنا: این بیت بر مسئولیت فردی و پیوند ناگسستنی اعمال و نتایج تأکید دارد، بدین معنا که هر کس میوهٔ عمل خویش را می‌چیند و جزای آن را خود متحمل می‌شود.

شرح

این بیت شگرف، در دفتر ششم مثنوی که حاصل سال‌های پختگی و پایان عمر مولاناست، در بستر بحث‌های عمیق او دربارهٔ اختیار و مسئولیت انسانی جای می‌گیرد. مولانا اینجا با قاطعیت تمام، بر پیوند ناگسستنی فعل و نتیجه تأکید می‌کند. او می‌گوید: «وقتی عسل خوردی، تب به غیر نخواهد آمد؛ بلکه تب‌کردن از آنِ توست. مزد کار روز تو، شبانگاه به دیگری نمی‌رسد، بلکه تویی که آن را دریافت می‌کنی.»

این سخن، همگام با دغدغهٔ محوری مولانا در رد جبر و سرنوشت‌باوری کور است. او پیوسته بر این نکته اصرار می‌ورزد که انسان مختار است و مسئولیت اعمالش را بر دوش دارد. در این مقام، مولانا به صراحت به ما می‌آموزد که از فرافکنی گناهان و کاستی‌هایمان بر قضا و قدر یا بخت و طالع بپرهیزیم. ابلیس، در قصهٔ هبوط، خدا را سرزنش کرد که «اغویتنی»، اما آدم گفت «انا ظلمنا نفسنا» و مسئولیت فعل خویش را برعهده گرفت. مولانا ما را به تأسی از آدم فرامی‌خواند، نه ابلیس. او تأکید می‌کند که هر رنجی که به ما می‌رسد، نه از بخت بد، بلکه از بدکرداری خود ما سرچشمه می‌گیرد و «فعل تو که زاید از جان و تنت / همچو فرزندت بگیرد دامنت». این همان چیزی است که به آن «جزای ذاتی عمل» می‌گوییم؛ یعنی نتیجهٔ هر کاری، نه قراردادی محض، بلکه گویی علت معلول خویش را پی می‌آورد و رابطهٔ این دو، حقیقی و ناگسستنی است.

من سال‌هاست بر این نکته پای فشرده‌ام که خودِ پدیدهٔ توبه و پشیمانی و استغفار، دلیل قاطع بر اختیار انسان است. اگر آدمی خود را مختار نمی‌دانست، چرا باید از عملی که از او سر زده بود، شرمگین می‌شد و طلب آمرزش می‌کرد؟ چنین فردی می‌توانست به‌سادگی بگوید: «تو شکستی جام و ما را می‌زنی»، و خود را بری از تقصیر بداند. اما همین که «جرم خود را بر خود نهی» و با عدالت و سزای حق آشتی کنی، نشانه‌ای روشن از اقرار به خویشتنِ مختار است. پس نفی اختیار، در حقیقت، نفی خویشتن است. اگر انسان مختار نباشد، تنها عامل منفعل و بی‌اثر است و از او عملی حقیقی سر نمی‌زند. مولانا ما را به «متهم کردن نفس خود» فرامی‌خواند تا با این اقرار، سهم خود را در کار جهان بازشناسیم و مسئولیت آن را بر دوش بکشیم.

نکات کلیدی

  • اعمال و نتایج آن، ذاتی و ناگسستنی‌اند؛ هر کس خود میوهٔ کار خویش را می‌چیند.
  • این بیت تأکیدی قاطع بر اختیار و مسئولیت فردی انسان است و جبرگرایی را رد می‌کند.
  • مولانا ما را از فرافکنی گناهان و نتایج بد اعمالمان بر قضا، قدر یا بخت برحذر می‌دارد.
  • توبه و پشیمانی، خود دلیلی محکم بر وجود اختیار در انسان است.
  • انکار اختیار به معنای انکار خویشتن و تقلیل جایگاه انسان به یک عامل منفعل و بی‌تأثیر است.

Sources: d6-s10 · 00:28:38 d6-s10 · 00:30:19 d6-s10 · 00:32:55 d6-s10 · 00:35:06

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.