읽기 권 6 군주들이 강제론적 의심으로 그 주장에 반박하자, 왕이 그들에게 대답하다. 대구 421

M6:421 — دار کی ماند به دزدی لیک آن / هست تصویر خدای غیب‌دان

دار کی ماند به دزدی لیک آنهست تصویر خدای غیب‌دان
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:421

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: دار زدن چه شباهتی با دزدی دارد؟ هیچ شباهتی. اما آن [حکم]، تصویری است که خدای دانای نهان‌‌ها [از آن عمل] در عالم غیب نهاده است. معنا: این بیت بیان می‌کند که مجازات‌ها، گرچه ظاهراً بی‌ارتباط با جرم به نظر می‌رسند (مانند دار زدن برای دزدی)، اما در واقع الهام و تصویری از سوی خداوند دانای غیب‌اند که رابطهٔ واقعی و ذاتی بین عمل و جزایش را نشان می‌دهند.

شرح

این بیت در بستر بحث پردامنهٔ اختیار و جبر در دفتر ششم مثنوی می‌آید، آنجا که مولانا بار دیگر کفهٔ اختیار انسان را سنگین می‌کند و مسئولیت اعمال را به گردن خودِ عامل می‌اندازد. در این میان، او نکته‌ای ظریف و در عین حال دشوار را مطرح می‌سازد: دربارهٔ مجازات‌ها و کیفرهایی که آدمیان برای جرائم وضع کرده‌اند.

می‌دانیم که در نظام حقوقی و قضایی بشر، مجازات‌ها عمدتاً بر اساس قرارداد و توافق جمعی تعیین می‌شوند. یعنی ما به طور قراردادی تصمیم می‌گیریم که برای یک عمل خاص، جزای خاصی را در نظر بگیریم. اما مولانا در اینجا این نگاه قراردادی را به چالش می‌کشد و می‌گوید که پیوند میان عمل و جزا، فراتر از یک قرارداد صرف است؛ پیوندی ذاتی و حقیقی است که ریشه در عالم غیب دارد.

مولانا با پرسشی آغاز می‌کند: «دار کی ماند به دزدی؟»؛ یعنی دار زدن چه شباهتی با عمل دزدی دارد؟ در ظاهر، هیچ شباهت فیزیکی یا ماهوی میان این دو نیست. اما بلافاصله پاسخ می‌دهد: «لیک آن، هست تصویر خدای غیب‌دان.» اینجاست که پرده از نکتهٔ اصلی برداشته می‌شود. او معتقد است که خداوندِ دانای نهان‌ها، در عالم غیب و از ورای چشم و حس ما، برای هر فعلی صورتی از جزا را تصویر کرده است. وقتی که مثلاً راهزنی مسلحانه رخ می‌دهد و حکم قتل یا دار زدن بر او جاری می‌شود، این حکمی قراردادی نیست که آدمیان از خودشان اختراع کرده باشند؛ بلکه الهامی الهی است که به دل قاضی و شحنه افتاده است.

این بدان معناست که خداوندِ غیب‌دان، این مجازات‌ها را به مثابهٔ تصویری از همان فعل در غیب، به ذهن انسان‌ها افکنده است. این پیوند، پیوندی حقیقی و غیرقراردادی است؛ گویی که خودِ فعل، معلولِ خود را که همان جزا باشد، به دنبال می‌آورد. به عبارت دیگر، همان‌طور که دانهٔ جو، گندم به بار نمی‌آورد بلکه جو می‌دهد، عملِ بد نیز جزای خاص خود را که با آن در عالم غیب پیوندِ ذاتی دارد، متجلی می‌سازد. مجازات، صرفاً «عکس‌العملی» از جانب بشر نیست؛ بلکه «بازتابی» از تصویر غیبی همان فعل است.

بله، باید بپذیریم که این یک نکتهٔ عجیبی است که مولانا در اینجا مطرح می‌کند و قبولش شاید برای عقل مدرن دشوار باشد. اما غرض او این است که هر عملی، به ویژه اعمالِ گناه‌آلود، در عالم غیب صورتی از مکافات را با خود حمل می‌کند. این تصویر غیبی، بعدها به صورت الهام یا تدبیر در عالم شهادت ظهور می‌کند و به حکم بشر درمی‌آید. این نظریه، مسئولیت انسان را دوچندان می‌کند؛ زیرا دیگر نمی‌تواند مجازات را امری بیرونی و قراردادی بداند که صرفاً از سوی جامعه به او تحمیل شده؛ بلکه آن را امری ذاتی و درونی می‌بیند که از عمق فعل خودش برخاسته است. این همان معنای «جزای ذاتی اعمال» است که مولانا بر آن تأکید دارد: تویی که جو کاشته‌ای، نمی‌توانی محصولِ گندم را طلب کنی.

نکات کلیدی

  • مجازات‌ها، تنها قراردادی بشری نیستند؛ بلکه ریشه‌ای غیبی و الهی دارند.
  • ارتباط بین عمل و جزا، ذاتی و حقیقی است، نه صرفاً قراردادی و اعتباری.
  • خداوندِ غیب‌دان، صورت و تصویری از جزای هر فعل را در عالم نهان تعیین کرده است.
  • الهام الهی به دل قاضی، تصویری از همان جزای غیبی است.
  • این بینش، مسئولیت انسان را سنگین‌تر می‌کند، زیرا جزای اعمالش را برخاسته از ذات فعل خود می‌داند.
  • مولانا در این بیت به «جزای ذاتی اعمال» اشاره می‌کند؛ اینکه نتیجهٔ هر عملی، از جنس خود آن عمل است.

Sources: d6-s10 · 00:35:06 d6-s10 · 00:35:50 d6-s10 · 00:36:20 d6-s10 · 00:37:45 d6-s10 · 00:39:10

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.