읽기 권 6 군주들이 강제론적 의심으로 그 주장에 반박하자, 왕이 그들에게 대답하다. 대구 424

M6:424 — چونک حاکم این کند اندر گزین / چون کند حکم احکم این حاکمین

چونک حاکم این کند اندر گزینچون کند حکم احکم این حاکمین
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:424

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنگاه که یک حاکم (بشری) در داوری چنین انتخابی می‌کند، پس داوری خداوند، که احکم‌الحاکمین است، چگونه خواهد بود؟ معنا: این بیت بیان می‌دارد که اگر حتی داوری‌های انسانی از الهام الهی بهره می‌برند، پس حکم خداوند، که داناترین و عادل‌ترین داوران است، به مراتب جامع‌تر و دقیق‌تر خواهد بود.

شرح

این بیت در میانهٔ بحثی عمیق و کلیدی در دفتر ششم مثنوی می‌آید که مولانا در آن، کفهٔ اختیار انسان را به شدت سنگین می‌کند و در برابر جبری‌مسلکی می‌ایستد. اینجا مولانا به نکتهٔ خاصی می‌پردازد که من آن را «صورت غیبی افعال و جزای ذاتی اعمال» می‌نامم. نظر مولانا این است که مجازات‌هایی که در نظام‌های حقوقی بشر برای جرائم در نظر گرفته می‌شوند – مثلاً مجازات دزدان مسلح که در قرآن هم آمده است – نه صرفاً قراردادهای اجتماعی و بشری، بلکه الهاماتی از جانب خداوند هستند. او می‌گوید: «دار کی ماند به دزدی؟ لیک آن / هست تصویر خدای غیب‌دان». یعنی دار زدن دزد ممکن است به ظاهر ارتباطی با نفس دزدی نداشته باشد، اما این «تصویر» و این حکم، توسط خدای دانای غیب در دل حاکمان و شحنگان افکنده شده است.

اکنون بیت مورد بحث ما، در اوج این استدلال قرار می‌گیرد و با یک سؤال بلاغی، نتیجه‌گیری می‌کند: اگر یک حاکم زمینی که از سوی خدا الهام می‌گیرد، چنین گزینه‌هایی برای مجازات انتخاب می‌کند، پس «احکم‌الحاکمین» که خود خداوند است، چگونه حکم خواهد راند؟ این سؤال، عظمت، عدالت و حقانیت حکم الهی را به ما نشان می‌دهد. مولانا می‌گوید این ارتباط میان فعل و جزا قراردادی نیست؛ یعنی این‌طور نیست که آدمیان بنشینند و بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای، برای عملی خاص، جزایی خاص را «قرارداد» کنند. بلکه پیوندی واقعی و عمیق میان فعل و جزای آن وجود دارد که خداوند آن را در غیب صورت‌بندی کرده است و این صورت‌بندی از طریق الهام به درک انسان‌ها می‌آید. به تعبیر دیگر، خود فعل گویی معلول خودش را به دنبال می‌آورد. این نکته برای من همواره دشوار و ژرف‌نگرانه بوده است؛ باری، پذیرش این ایده که فعل در غیب صورت‌بندی می‌شود و جزای ذاتی‌اش از آن برمی‌آید، هرچند برای ذهن مدرن قدری غریب است، اما از دید مولانا، عمق پیوند میان عمل و نتیجهٔ آن را نشان می‌دهد.

این اندیشه پیامدهای مهمی برای بحث اختیار دارد. اگر جزا و پاداش اعمال، ریشه‌ای ذاتی و حقیقی داشته باشد و صرفاً قراردادی نباشد، آنگاه مسئولیت‌پذیری انسان و قبول اختیار او در اعمالش، معنای قوی‌تری پیدا می‌کند. دیگر نمی‌توان گفت که «تو شکستی جام و ما را می‌زنی»؛ بلکه باید جرم خود را به گردن گرفت و آن را به بخت و قضا و قدر حواله نکرد. همان‌طور که مولانا در ابیات دیگر این فصل می‌گوید: «رنج را باشد سبب بد کردنی / بد ز فعل خود شناس از بخت نی». این بیت، به طور غیرمستقیم، پایه‌های فلسفی ضرورت توبه و پذیرش مسئولیت اخلاقی را محکم می‌کند؛ چرا که توبه نیز تنها از کسی برمی‌آید که خود را مختار بداند و گناه را زادهٔ فعل خود بشناسد نه تقدیر.

نکات کلیدی

  • جزا و پاداش اعمال قراردادی نیست، بلکه ریشه‌ای واقعی و الهی دارد.
  • اعمال ما در عالم غیب صورتی دارند که مجازاتشان را به‌طور ذاتی تعیین می‌کند.
  • قضاوت‌ها و کیفرهای انسانی، حتی در تعیین جزئیات، الهامی الهی است.
  • اگر داوران زمینی چنین الهامی دارند، پس حکم خداوند، احکم‌الحاکمین، بی‌نهایت عادلانه‌تر و حکیمانه‌تر است.
  • این ایده مسئولیت‌پذیری انسان و تأکید بر اختیار او را در اعمالش تقویت می‌کند و توجیهی فلسفی برای توبه ارائه می‌دهد.

Sources: d6-s10 · 00:30:19 d6-s10 · 00:35:06 d6-s10 · 00:40:00 d6-s10 · 00:43:00

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.